امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

کورسوی امید یا بازی چندلایه؟!

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان « کورسوی امید یا بازی چندلایه؟!» منتشرشده در اندیشکده دیپلماسی ایرانی به بررسی تاثیر همزمان انتشار گزارش انتقادی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران و ارائه بسته پیشنهادی آمریکا از طریق عمان می‌پردازد و با رویکردی تحلیلی، این وقایع را در چارچوب سناریوی فشار و مذاکره چندلایه غرب برای محدودسازی گزینه‌های ایران و مدیریت مسیر دیپلماسی هسته‌ای تفسیر می‌کند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


با انتشار گزارش جامع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ۱۰ خرداد ۱۴۰۴، ایران متهم به افزایش ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی و فعالیت‌های اعلام‌نشده در سه سایت شد. همزمانی این گزارش با سفر غیرمنتظره وزیر خارجه عمان به تهران برای ارائه یک بسته پیشنهادی از سوی آمریکا، توجهات را به تعاملات دیپلماتیک و امنیتی جدید پیرامون پرونده هسته‌ای ایران جلب کرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، ضمن تأیید دریافت بسته پیشنهادی، تأکید کرد که تصمیم‌گیری ایران منوط به رعایت اصول، منافع ملی و حقوق ملت است. این واقعه همزمان با نزدیک‌شدن نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تهدید غرب به قطعنامه محکومیت ایران رخ داد و مجموعه این تحولات را می‌توان گام‌هایی هماهنگ در چارچوب اعمال فشار دیپلماتیک علیه ایران قلمداد کرد که هدف از آن محدودسازی گزینه‌های تهران و تسهیل پذیرش پیشنهادات غربی تلقی می‌شود.

گزارش آژانس ـ که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی چون خبرگزاری فرانسه، رویترز و وال استریت ژورنال داشت ـ مدعی شد ایران تا ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ معادل ۴۰۸.۶ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی ذخیره کرده که افزایشی محسوس نسبت به آمار ماه فوریه دارد. علاوه بر این، گزارش مذکور به فعالیت‌های ادعایی اعلام‌نشده در سایت‌های لویزان-شیان، ورامین و تورقوزآباد اشاره کرد و مدیرکل آژانس در اظهاراتی اقدام ایران را «نگران‌کننده» خواند و خواستار همکاری کامل ایران شد. برخی رسانه‌ها نیز با استناد به اظهارات لارنس نورمن، ادعا کردند ایران سوخت کافی برای تولید چند بمب هسته‌ای را ذخیره کرده است. این ادعاها، در آستانه نشست آتی شورای حکام و بدون ارائه شواهد جدید، طرح شد و بر محور اطلاعات ادعایی اسرائیل در سال ۲۰۱۸ استوار بود.

در همین زمان، سفر بدر البوسعیدی وزیر امور خارجه عمان به تهران و ارائه بسته پیشنهادی از طرف آمریکا، تحول قابل توجه دیگری بود. عباس عراقچی تأیید کرد این بسته در چارچوب اصول اساسی ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. بررسی ابعاد این پیشنهاد و انتشار همزمان گزارش آژانس، برخی تحلیلگران را به این جمع‌بندی رسانده که واشنگتن با اتخاذ یک سناریوی چندلایه و ترکیبی از فشار و پیشنهاد، در پی کاهش دامنه انتخاب‌های ایران و سوق‌دادن تهران به پذیرش راهکاری مطلوب غرب است؛ به‌ویژه در شرایطی که تهدید فعال‌شدن مکانیسم ماشه بر مذاکرات سنگینی می‌کند.

ابعاد بسته پیشنهادی، از دید بسیاری از ناظران، شامل توقف محدود یا موقت غنی‌سازی در مقابل لغو بخشی از تحریم‌ها است. با این وجود، این پیشنهاد مشابه پیشنهادات پیشین غرب است که توقف کامل غنی‌سازی و محدودسازی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را دنبال می‌کند و عملاً با خطوط قرمز ایران، از جمله حفظ توان فنی و دستاوردهای هسته‌ای، در تعارض است. موضع رسمی ایران بر پایبندی به منافع ملی و عدم پذیرش هرگونه توافق خارج از این چارچوب استوار است.

این تحولات همزمان، یادآور تاکتیک موسوم به «چماق و هویج» است که در آن فشار و تهدید با امید ارائه راه‌حل دیپلماتیک همراه می‌شود؛ به طوری که گزارش انتقادی آژانس نقش ابزار فشار را داشته و بسته دیپلماتیک عمان کارکرد هویج ترغیب‌کننده را پیدا می‌کند. تنظیم فضای بین‌المللی علیه تهران از یک سو و فعال نگه‌داشتن دورنمای مذاکره از سوی دیگر، بخشی از استراتژی فشار حداکثری و کنترل شده غرب است. در این چارچوب، هرگونه اقدام جدید در شورای حکام ـ مانند صدور قطعنامه یا احیای مکانیسم ماشه ـ به مثابه اهرم تهدید جهت کشاندن ایران به سمت پذیرش راه‌حلی دلخواه غرب قلمداد می‌شود.

در پاسخ به این وضعیت، ایران تاکید دارد برنامه هسته‌ای‌اش صرفاً ماهیت صلح‌آمیز دارد و همکاری بی‌سابقه‌ای با آژانس انجام داده، به طوری که طی سال میلادی جاری، بیش از ۴۵۰ بازرسی داشته است. افزایش سطح غنی‌سازی اورانیوم به ۶۰ درصد واکنشی به خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و ناتوانی اروپا در اجرای تعهدات خود دانسته شده است. اتهامات مربوط به سایت‌های ادعایی نیز فاقد اعتبار و مبتنی بر اسناد اعلام‌نشده اسرائیل عنوان شده و تهران بر شفافیت کامل خود در مذاکرات با عمان تأکید دارد. از فروردین ۲۰۲۵، مذاکراتی با میانجیگری عمان آغاز شده که تهران آن را «سازنده» توصیف کرده و اعلام داشته که در چارچوب اصول ملی و بدون از دست دادن حقوق یا منافع خود، وارد هیچ روند تحمیلی نخواهد شد.

در همین حال، فشارهای دیپلماتیک حول تهیه قطعنامه‌ای جدید از سوی آمریکا و سه کشور اروپایی (E3) در شورای حکام، سعی در افزایش فشار بر ایران دارد. ایران با هشدار نسبت به هرگونه تشدید تنش و فعال‌سازی مکانیسم ماشه، اعلام کرده که پاسخ آن در صورت تشدید فشارها، افزایش فعالیت‌های هسته‌ای خواهد بود. این سیاست نه از سر سرسختی بلکه از موضع دفاع از منافع ملی و حقوق هسته‌ای ایران بیان می‌شود؛ چرا که تجربه برجام اثبات کرد اعتماد یکجانبه بدون تضمین‌های ملموس می‌تواند زیان‌بار باشد.

بسته پیشنهادی آمریکا به‌رغم ارائه به عنوان کورسوی امیدی برای احیای دیپلماسی، با توجه به هم‌زمانی با انتشار گزارش منفی آژانس و تهدید به فعال شدن مکانیسم ماشه، بیشتر به عنوان ابزاری در چارچوب یک بازی چندلایه برای تحت فشار قرار دادن ایران تلقی می‌شود. تهران با اتکا به دیپلماسی فعال، حمایت متحدانی چون روسیه و چین و استفاده از اهرم‌هایی چون مقاومت اقتصادی، امیدوار است این فشارها و سناریوهای پیچیده غرب را خنثی کند. در صورت تداوم استانداردهای دوگانه و فشار حداکثری غرب، هر توافق تازه‌ای تنها در صورت رعایت خطوط قرمز و منافع اساسی ایران قابل تحقق است. از دید تهران، حفظ حقوق هسته‌ای و بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک بدون پذیرش الزامات تحمیلی، راهبردی است که هم امنیت و منافع کشور را تأمین می‌کند و هم از افزایش تنش‌های غیرضروری در منطقه جلوگیری خواهد کرد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا