امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

با ریاست جمهوری ترامپ، جهان باید خود را برای جنگ‌های طولانی آماده کند

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «با ریاست جمهوری ترامپ، جهان باید خود را برای جنگ‌های طولانی آماده کند» به قلم دیوید ام. واینبرگ (David M. Weinberg) در جروزالم پست (The Jerusalem Post) منتشر شده است. نویسنده با تأکید بر ناکامی دولت ترامپ در مهار بحران‌هایی چون جنگ روسیه و اوکراین، درگیری اسرائیل و حماس، و برنامه هسته‌ای ایران، استدلال می‌کند که این شکست‌ها ناشی از نگاه صرفاً معاملاتی و غیرایدئولوژیک ترامپ به منازعات است، در حالی که دشمنان آمریکا و اسرائیل با انگیزه‌های اعتقادی و بلندمدت وارد جنگی فرسایشی شده‌اند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


ایالات متحده در مواجهه با بحران‌های جهانی، از جمله جنگ روسیه و اوکراین، درگیری اسرائیل با حماس، حملات حوثی‌ها و برنامه هسته‌ای ایران، نتوانسته راه‌حل‌هایی مؤثر ارائه دهد. ریشه این ناکامی را باید در رویکرد معاملاتی و اقتصادی‌محور دولت ترامپ جست‌وجو کرد؛ نگاهی که تصور می‌کند دشمنان آمریکا نیز صرفاً با منطق منافع اقتصادی و توافقات قابل‌چانه‌زنی پیش می‌روند. این در حالی است که بسیاری از بازیگران چالش‌ساز، مانند ایران، روسیه، حماس و حوثی‌ها، اهدافی ایدئولوژیک و بلندمدت دارند که از مسیر جنگ فرسایشی دنبال می‌شود.

یکی از نمونه‌های بارز این خطای محاسباتی، پیشنهاد دولت ترامپ برای مهار برنامه هسته‌ای ایران از طریق ایجاد کنسرسیومی متشکل از کشورهای خاورمیانه‌ای مانند عربستان، امارات و ترکیه بود؛ ابتکاری که قرار بود غول هسته‌ای ایران را در ساختاری منطقه‌ای حل کند. اما این پیشنهاد به‌سرعت از سوی رهبر ایران رد شد. آیت‌الله خامنه‌ای این طرح را دخالت‌جویانه و خلاف استقلال ملی دانست و بر تداوم مسیر انقلابی کشور، بدون توجه به چراغ سبز یا قرمز غرب، تأکید کرد.

در این میان، ایران نه‌تنها برنامه هسته‌ای خود را متوقف نکرده، بلکه با ادبیاتی تند علیه اسرائیل، همچنان بر هدف نهایی خود برای نابودی این رژیم تأکید می‌کند. رهبران جمهوری اسلامی از ضرورت تجهیز به ابزارهای لازم برای تحقق این هدف سخن می‌گویند و فروپاشی اسرائیل را امری حتمی و الهی می‌دانند. بنابراین، هیچ توافق یا تحریم اقتصادی نمی‌تواند مسیر ایدئولوژیک تهران را تغییر دهد، حتی اگر در ظاهر برخی امتیازهای موقت داده شود.

اساس کار دشمنان آمریکا و اسرائیل بر جنگ‌های فرسایشی و بلندمدت است؛ الگویی مبتنی بر فداکاری، ایدئولوژی و پیروزی نهایی، نه سازش یا معامله. پس از حمله ۷ اکتبر، این درک به‌طور گسترده‌ای در میان رهبران و افکار عمومی اسرائیل ریشه دوانده که بازیگران بدخیم منطقه نه اهل مصالحه‌اند و نه دنبال توافق، بلکه برای یک جنگ نسل‌برانداز آمده‌اند.

با این نگاه، اسرائیل در مواجهه با حماس نه به دنبال سازش، بلکه به‌دنبال حذف کامل آن از غزه، کرانه باختری و حتی چشم‌انداز سیاسی آینده فلسطین است؛ مسیری که به جنگی طولانی، چندلایه و خونین منتهی خواهد شد. مدیریت درگیری در این چارچوب، مستلزم استفاده مستمر، پیش‌دستانه و قاطعانه از قدرت نظامی است. در همین راستا، طرح‌هایی مانند تشکیل دولت فلسطینی، آن‌گونه که فرانسه و عربستان پیشنهاد می‌کنند، توهمی خطرناک و عامل تشدید بحران تلقی می‌شود.

در سوریه و لبنان نیز، اسرائیل ناگزیر به اقدام پیش‌گیرانه و حملات دوره‌ای برای مهار تهدیدات است؛ وضعیتی که از تجربه گذشته در برابر حزب‌الله درس گرفته شده است. در کرانه باختری، فقدان نهاد فلسطینی مؤثر به معنای ضرورت مداخله مستقیم ارتش اسرائیل در مناطقی مانند جنین، طولکرم و نابلس است. عملیات‌های نظامی برای ریشه‌کن کردن گروه‌های تروریستی وابسته به ایران، اکنون بخشی دائمی از راهبرد امنیتی اسرائیل به‌شمار می‌آیند.

در مورد ایران، گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هشدار داده‌اند که تهران در آستانه دستیابی به مواد شکافت‌پذیر لازم برای چندین بمب هسته‌ای قرار دارد و در مدت کوتاهی می‌تواند ظرفیت خود را چند برابر کند. از این‌رو، اسرائیل بر لزوم انهدام کامل زیرساخت‌های غنی‌سازی و موشکی ایران تأکید دارد و به هیچ توافقی که این تهدیدات را نادیده بگیرد، اعتماد نخواهد کرد.

علاوه بر همه این‌ها، جنگ فرسایشی دشمنان اسرائیل هدفی روانی نیز دارد: شکاف در جامعه اسرائیل، فرسایش نیروهای نظامی، خستگی عمومی و تضعیف اراده ملی. این راهبرد تا حدی مؤثر بوده و جامعه اسرائیل اکنون با فشارهای روحی، مالی و سیاسی قابل‌توجهی روبه‌رو است. با این حال، درک فزاینده‌ای در اسرائیل شکل گرفته مبنی بر اینکه تهدیدات پیش رو ماهیتی تمدنی و درازمدت دارند و نمی‌توان با ابزارهای ساده یا کوتاه‌مدت آن‌ها را مهار کرد.

در این چارچوب، بازسازی معماری امنیتی منطقه‌ای از دیدگاه اسرائیل تنها از مسیر قدرت، اتحادهای جدید (مانند پیمان ابراهیم) و اقدام مستقل ممکن است. مسئله اصلی اکنون، ایجاد فهمی عمیق‌تر و مسئولانه‌تر از تهدیدات منطقه در میان رهبران غربی و جلب حمایت راهبردی آن‌ها برای مسیر دشوار پیش رو است./  منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا