آمریکاامنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

دیپلماسی چگونه تبدیل به عملیات فریب شد؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دیپلماسی چگونه تبدیل به عملیات فریب شد؟» در خبرگزاری فارس به قلم کامران شیرازی منتشر شده است. مضمون کلی این یادداشت بر تأکید بر این نکته استوار است که تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد مذاکره با آمریکا نه‌تنها دستاوردی برای ایران نداشته بلکه ابزاری برای تحلیل قدرت و آماده‌سازی حمله تلقی می‌شود و تنها راه‌حل مشکلات کشور، تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و بازدارندگی است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


در روزهایی که آثار حمله نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل به خاک ایران همچنان مشهود است، انتشار بیانیه‌ای از سوی گروهی از اساتید دانشگاه و برخی از شخصیت‌های وابسته به دولت پیشین، بار دیگر موضوع مذاکره با آمریکا و اروپا را مطرح کرده است. در این بیانیه که امضای برخی چهره‌های شناخته‌شده دولت پیشین را دارد، از دولت خواسته‌شده است تا با رویکرد گفت‌وگو، کشور را از تهدیدها محافظت کند. این مطالبه در شرایطی تکرار می‌شود که حافظه تاریخی ایرانیان آکنده از نمونه‌های بی‌اعتمادی و نقض تعهدات توسط آمریکا است.

در واکنش به این رویکرد، حدود دوهزار استاد دانشگاه بیانیه‌ای منتشر کردند که در آن، سابقه عهدشکنی‌های مکرر آمریکا از بیانیه الجزایر تا برجام مرور شده است. این نامه با تأکید بر پیش‌قدم‌بودن ایران در اجرای تعهدات و خروج یک‌جانبه آمریکا از توافقات، یادآوری می‌کند که نقض عهد به ایران محدود نبوده و سابقه نقض معاهدات توسط آمریکا در توافق ورسای، سالت۲، توافق با کره‌شمالی و پیمان اوکاس نیز وجود داشته است. علاوه بر این، نمونه‌هایی از رهبران کشورهایی که به آمریکا اعتماد کردند، مطرح می‌شود؛ از صدام و قذافی تا اشرف غنی، اوکراین و کانادا، که به‌رغم همکاری یا اعتماد، متحمل ضربه‌هایی جبران‌ناپذیر شدند. سخنان هنری کیسینجر که دوستی با آمریکا از دشمنی با آن خطرناک‌تر است، نیز در این زمینه نقل شده است. در انتهای این بیانیه، خصومت‌های دیرینه آمریکا علیه ایران از جمله کودتای ۲۸ مرداد، کاپیتولاسیون، حمایت از صدام در جنگ، ترور فرماندهان ایرانی و خروج از برجام مرور شده و نتیجه گرفته شده است که هرگونه مذاکره با آمریکا امنیت و استقلال ملی را تهدید می‌کند و مسیر حل مشکلات، اتکا به توان داخلی، حمایت از تولید ملی و حفظ هویت ملی است.

در کنار این تحلیل دانشگاهیان، بیش‌تر کارشناسان و چهره‌های سیاسی با تکیه بر شواهد تاریخی همچون بدعهدی آمریکا در برجام، حمایت از دشمنان ایران و رفتارهای متناقض آمریکا در مذاکرات، مذاکره با آمریکا را بی‌فایده و حتی خطرناک ارزیابی می‌کنند. تأکید می‌شود که آمریکا حتی در جریان مذاکرات، به اصول دیپلماتیک وفادار نیست و این روند بیش‌تر به ابزاری برای تضعیف جبهه مقابل و آماده‌سازی حمله تبدیل شده است. جمع‌بندی آن است که تنها در چارچوب قدرت بازدارندی و حفظ اقتدار می‌توان منافع ملی را تضمین کرد و بازگشت به تجربه‌های گذشته با آمریکا، دستاوردی جز هدررفت منابع و فرصت‌ها نداشته است.

برخی چهره‌های سیاسی داخلی نیز بر این نکته تأکید دارند که طرف مقابل فقط زبان زور را می‌فهمد و تعامل مبتنی بر منطق مذاکره با چنین کشوری امکان‌پذیر نیست. آنان خواستار آن هستند که به‌جای امید به گرفتن تعهد از آمریکا، راهبرد تولید قدرت و بازدارندگی تقویت شود، زیرا آمریکایی‌ها بارها و به شکل سیستماتیک تعهدات میان‌دولی خود را نقض کرده‌اند.

تحلیل‌گران عرصه سیاست خارجی نیز با اشاره به مذاکرات غیرمستقیم اخیر میان ایران و آمریکا و همزمانی آن با حملات نظامی، بر این باورند که آمریکا نه‌تنها در جریان مذاکرات نیات خیرخواهانه ندارد، بلکه با بی‌اعتمادی و رفتاری دوگانه عملاً زمینه حمله را نیز فراهم می‌سازد. نمونه آن زمانی است که همزمان با تلاش‌ برای توافق در حوزه هسته‌ای، آمریکا با نقض تعهدات راه را برای اقدامات خصمانه هموار کرده و حتی با هماهنگی متحدانش حمله نظامی را نیز صورت داده است. این وضعیت از نظر آنان مهر تأییدی است بر اینکه مذاکره، به‌تنهایی قادر به توقف تهدیدها نیست و حتی ممکن است مقدماتِ فشارِ بیش‌تر را فراهم کند.

در همین راستا، تجربه مذاکرات قبلی با آمریکا نیز تأکید دارد که این روند بدون دستاورد مشخص و اغلب همراه با هزینه‌های سنگین برای ایران بوده است. نمونه‌هایی از بمباران مراکز هسته‌ای در حین جریان مذاکره، خروج از توافقات و بازگرداندن تحریم‌ها ارائه شده و یادآوری می‌شود که بدون داشتن دست برتر و اقتدار راهبردی، پای‌بندی طرف مقابل به تعهداتش منتفی است.

از منظر کارشناسان سیاست خارجی، آمریکا سابقه طولانی در بهره‌برداری از مذاکرات به عنوان نقابی برای فریب و تضعیف طرف مقابل داشته است. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که در بزنگاه‌های مهم، مذاکره تنها پوششی برای آماده‌سازی حملات نظامی و اعمال فشار بیش‌تر بوده است، چنانکه همزمان با ادعاهای پیشرفت دیپلماسی، حملاتی با همکاری متحدان به وقوع پیوسته است.

با توجه به مجموع تجربه‌های تاریخی، مستندات و تحلیل‌های موجود، جمع‌بندی آن است که روی‌آوردن مجدد به مذاکره با آمریکا بدون ضمانت‌های قوی، نه نشانه عقلانیت دیپلماتیک بلکه بازتولید خطاهای پرهزینه گذشته خواهد بود. راهبرد موفق سیاست خارجی در شرایط کنونی بر حفظ قدرت، افزایش بازدارندگی، ابتکار عمل راهبردی و تکیه بر ظرفیت‌های داخلی استوار است. این رویکرد مانع تکرار آسیب‌پذیری‌های پیشین و تضمین‌کننده منافع و استقلال ملی کشور ارزیابی می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا