جنگ اسرائیل با ایران تمام نشده است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ اسرائیل با ایران تمام نشده است؟» نوشته مایکل هوروویتز (Michael Horowitz)، در بنیاد آبزرور (ORF)، منتشر شده است. این یادداشت به بررسی ادامه درگیری اسرائیل و ایران پس از جنگ دوازدهروزه و رویکرد حداکثری رژیم صهیونیستی در قبال برنامه هستهای و قدرت منطقهای جمهوری اسلامی میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تنشهای ناشی از جنگ دوازدهروزه اسرائیل و ایران، که از روز ۱۳ ژوئن آغاز شد، با آتشبس کاهش یافت، اما درگیری متوقف نشده است. کارشناسان به ارزیابی آسیب وارده به برنامه هستهای و ذخایر موشکی ایران پرداختهاند، اما این آتشبس پایان کار نیست. اسرائیل این حمله را ضربهای اولیه در یک درگیری طولانی میبیند. برخی در اسرائیل از «مدل حزبالله» حمایت میکنند که به حملات ادامهدار با وجود آتشبس معتقد است. اسرائیل، بدون تأیید رسمی، از «بزرگراه آزاد به تهران» -کریدور هوایی برای برتری هوایی بر ایران- استفاده میکند.
رهبری امنیتی اسرائیل دو مسیر برای آینده درگیری پیشبینی میکند. مسیر اول به توافق هستهای سختگیرانهتر منجر میشود که ایران را وادار به کنارگذاشتن غنیسازی داخلی کند، شرطی که جمهوری اسلامی پیش از جنگ آن را غیرقابل قبول میدانست. اما ایران پس از جنگ اعلام کرد برنامه غنیسازی را متوقف نمیکند. برخی در اسرائیل به «مدل لیبی» اشاره میکنند که معمر قذافی در اوج «جنگ علیه ترور» و پس از حمله آمریکا به عراق، برنامه هستهای خود را کنار گذاشت. اما ایران از این مدل درس متفاوتی گرفته است: کنارگذاشتن برنامه هستهای قذافی را سرنگون کرد، در حالی که داشتن بمب هستهای میتوانست مانع مداخله خارجی شود، هرچند برنامه هستهای ایران خود عامل تهاجم خارجی و قدرتنمایی منطقهایاش بوده است. برخی در ایران معتقدند دیپلماسی، نه بمب، بهترین راه است. پس از حمله ۷ اکتبر، اسرائیل رویکرد پیشدستانهای اتخاذ کرده و حاضر به پذیرش خطر درگیریهای بزرگتر است. این رویکرد در قبال ایران نیز ادامه خواهد یافت.
مسیر دوم، جنگ فرسایشی طولانیمدت است. با توجه به احتمال بحث جمهوری اسلامی درباره ساخت بمب هستهای، اسرائیل نمیتواند از حریم هوایی این کشور خارج شود و منتظر نتیجه بحثهای داخلی ایران بماند. اسرائیل ناچار است زیرساختهای هستهای باقیمانده ایران را رصد و در صورت لزوم تضعیف کند. تغییر نظام در ایران هدف اسرائیل نبوده، اما بنیامین نتانیاهو همواره سیاست «جامع» علیه ایران را ترویج کرده که همه ابعاد قدرت این کشور شامل نیروهای متحد، جاهطلبیهای هستهای، برنامههای موشکی و نهادهای داخلی را هدف قرار میدهد. اردوگاه حداکثری در اسرائیل با توافقهای «محدود» مانند برجام در سال ۲۰۱۵ مخالف است، زیرا آن را ناکافی میداند و اعتقاد دارد ایران را قادر به تمرکز بر دیگر حوزهها کرد.
پس از ۷ اکتبر، شکست تقریبی حزبالله، سقوط دولت اسد (یکی از ارکان «محور مقاومت») و نابودی حماس بهعنوان نیروی نظامی منسجم و کسب برتری هوایی اسرائیل بر ایران، اردوگاه حداکثری را تقویت کرده است. این زمینه منطقهای اهداف واقعی این گروه را آزمایش میکند که به محدودیت در فرصتهای راهبردی شهره نیست. برنامه دولت کنونی اسرائیل بازگشت به دیپلماسی یا پایان زیبا برای جنگ دوازدهروزه نیست. این جنگ احتمالاً گام اولیه در تلاشی گستردهتر برای نهتنها تخریب برنامه هستهای ایران، بلکه رویارویی و شاید خنثیسازی کامل جمهوری اسلامی است./ منبع



