آمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

دونالد ترامپ و تناقض‌های دیپلماسی در جهانی پرتنش

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دونالد ترامپ و تناقض‌های دیپلماسی در جهانی پرتنش» نوشته‌ استیون ورتهایم (Stephen Wertheim)، منتشرشده در نیویورک تایمز (New York Times)، موانع دستیابی به صلح پایدار در اروپا، غرب‌آسیا و آسیا را با تمرکز بر تعهدات نظامی گسترده آمریکا و رویکرد موقعیتی دونالد ترامپ بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب ارائه شده است.


دونالد ترامپ در آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری خود، وعده داد که به‌عنوان یک میانجی صلح و وحدت‌بخش عمل کند و موفقیت خود را با پایان‌دادن به جنگ‌ها و جلوگیری از درگیری‌های جدید ارزیابی کرد. با این حال، ۶ ماه پس از شروع دوره‌اش، او نتوانسته صلحی در اروپا یا غرب‌آسیا برقرار کند. حمله به ایران نمونه‌ای از ناکامی او در مذاکرات دیپلماتیک و گرایش به اقدامات نظامی پرریسک است که زمینه‌ساز جنگ‌های بیشتر می‌شود. این ناکامی‌ها از رویکرد موقعیتی او و محدودیت‌های ساختاری ناشی از تعهدات نظامی گسترده آمریکا در نقاط مختلف جهان سرچشمه می‌گیرد.

در اروپا، ترامپ با به چالش‌کشیدن تابوی مذاکره برای پایان جنگ اوکراین، گامی جسورانه برداشت. او اعلام کرد که اوکراین نمی‌تواند تمام قلمروهای خود را بازپس گیرد یا به ناتو بپیوندد، که این اظهارات، اگرچه بحث‌برانگیز، به واقعیت‌های موجود نزدیک بود. دیدار پرتنش او با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، به متقاعدکردن اوکراین برای بررسی آتش‌بس با روسیه کمک کرد. با این حال، اعتماد بیش ‌از حد ترامپ به توانایی خود برای دستیابی سریع به صلح و تعیین ضرب‌الاجل‌های غیر واقع‌بینانه، نشان‌دهنده ناشکیبایی او بود. او هنوز تصمیمی روشن درباره ادامه حمایت از اوکراین یا خروج کامل نگرفته است، که هر دو گزینه پیامدهای قابل‌توجهی دارند.

در زمینه روابط با اروپا، پیشنهاد وزیر دفاع آمریکا مبنی بر واگذاری مسئولیت دفاع متعارف به اروپایی‌ها مطرح شد، اما هیچ تغییر ملموسی در حضور نظامی آمریکا در قاره اروپا رخ نداده است. در اجلاس ناتو، کشورهای اروپایی متعهد شدند پنج درصد از اقتصاد خود را به هزینه‌های نظامی اختصاص دهند، اما این افزایش هزینه‌ها تضمین نمی‌کند که بار دفاعی آمریکا کاهش یابد. بدون یک برنامه چندساله برای کاهش حضور نظامی آمریکا و انتقال فرماندهی ناتو به اروپایی‌ها، آمریکا همچنان در معرض خطر درگیری در اروپا و فشار جهانی باقی خواهد ماند.

در غرب‌آسیا، ترامپ با اقداماتی مانند آتش‌بس با حوثی‌های یمن، لغو تحریم‌های سوریه و آغاز مذاکرات با ایران، شروع امیدوارکننده‌ای داشت. او خواستار توافقی بود که ایران را از دستیابی به سلاح هسته‌ای بازدارد. اما با تعیین ضرب‌الاجل غیر واقع‌بینانه ۶۰روزه، اصرار بر توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران و همراهی با حملات اسرائیل به ایران، مذاکرات را به شکست کشاند. این اقدامات مسیر دیپلماتیک را تضعیف کرد و خطر درگیری‌های مداوم را افزایش داد. به‌جای خروج نیروهای آمریکایی از غرب‌آسیا، که حدود چهل هزار سرباز در منطقه دارد، ترامپ به حمایت از جنگ‌های اسرائیل و تقویت روابط با متحدان خلیج فارس ادامه داد.

در آسیا، سیاست‌های تجاری ترامپ، از جمله اعمال تعرفه‌های گسترده علیه چین، ژاپن، کره جنوبی و ویتنام، به کاهش نفوذ آمریکا در منطقه منجر شد. اگرچه او تمایل به همکاری با چین و جلوگیری از جنگ بر سر تایوان دارد، اما از اهرم‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش استفاده نکرده است. به‌جای جابه‌جایی نیروهای آمریکایی به مناطقی با تهدید کم‌تر، مانند شمال ژاپن یا گوام، او به تقویت حضور نظامی در نزدیکی سواحل چین ادامه داده است، که می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند.

سیاست «صلح از طریق قدرت» که ترامپ از آن حمایت می‌کند، با حفظ تعهدات نظامی گسترده، به‌جای صلح، به تداوم درگیری‌ها منجر شده است. بودجه نظامی آمریکا که اکنون از یک تریلیون دلار در سال فراتر رفته، هزینه سنگین این سیاست را نشان می‌دهد. در حالی که برخی مشاوران غیرسنتی او رویکردهای محدودگرایانه را ترویج می‌کنند، خود او هنوز نتوانسته چشم‌اندازی منسجم از منافع ملی آمریکا ارائه دهد. این فقدان بینش، مانع از اصلاح سیاست خارجی و کاهش تعهدات نظامی شده است.

در نهایت، ناکامی‌های دیپلماتیک ترامپ از عدم درک او از منافع دیگر کشورها ناشی می‌شود. برای مثال، او به اهمیت تسلط روسیه بر اوکراین، حق حاکمیتی ایران در غنی‌سازی، یا نگرانی‌های اسرائیل درباره تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران توجه کافی نداشته است. این عدم درک، توانایی او برای دستیابی به توافق‌های موثر را محدود کرده است. در حالی که جهان رقابتی‌تر شده و حاشیه خطای آمریکا کاهش یافته، ایالات متحده نیاز به بازتعریف جایگاه خود در امور جهانی دارد. این بازتعریف نیازمند کاهش حضور نظامی در مناطق پرتنش، واگذاری مسئولیت به متحدان و تمرکز بر امنیت در آسیا و اولویت‌های داخلی است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا