سه تابوی خودخواستهای که باید شکسته شوند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سه تابوی خودخواستهای که باید شکسته شوند» نوشته محمد مونسان در اندیشکده دیپلماسی ایرانی منتشر شده است؛ این یادداشت با نگاهی انتقادی، سه محدودیت کلیدی در دکترین دفاعی ایران را بررسی میکند و بر ضرورت بازنگری در راهبردهای موشکی و هستهای برای تقویت بازدارندگی و تغییر موازنه قدرت تأکید دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در سالهای اخیر، کارشناسان بارها هشدار دادهاند که دکترین دفاعی کنونی ایران بازدارندگی لازم را در برابر دشمنان فعلی تأمین نمیکند، اما این هشدارها نادیده گرفته شده و حتی با واکنش منفی روبهرو شدهاند. دلیل این وضعیت آن است که در فضای یک جنگ شناختی کامل، دشمنان توانستهاند افکار جامعه و مسئولان را به نحوی هدایت کنند که ضعفها را نبینند و ایران را در وضعیت بازدارندگی کامل فرض کنند. حملات مستقیم اسرائیل و آمریکا به خاک ایران، نشانه روشنی از فقدان بازدارندگی واقعی در برابر ابرقدرتها بود. دلیل عمده این وضعیت، سه تابوی خودخواسته و سه خطای بزرگ در تعریف «بازدارندگی» در دکترین دفاعی ایران است؛ این سه تابو شامل محدودیت برد موشکها، عدم نصب موشک بر روی ناوها و زیردریاییها، و فقدان سلاح هستهای تاکتیکی هستند.
تابوی اول مربوط به محدودیت برد موشکهای ایرانی است؛ ایران تا پیش از این، برد موشکهای خود را به دو هزار کیلومتر محدود کرده بود، زیرا هدف اصلی، دستیابی به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه تعریف شده بود. این یک اشتباه مهم بوده است، چراکه دسترسی به سرزمین اصلی دشمن در دکترین ایران وجود نداشت و تصور غلطی وجود داشت که دسترسی به پایگاههای اطراف معادل دسترسی به خاک اصلی دشمن است. این شرایط باعث جسارت بیشتر آمریکا و اروپا شد، زیرا اطمینان داشتند ایران به سرزمین اصلی آنها دسترسی ندارد و در موارد بحرانی، نیروهایشان را از پایگاههای منطقه خارج میکردند تا آسیبی نبینند. اکنون زمان تغییر این راهبرد و شکستن تابوی اول فرارسیده است.
تابوی دوم به عدم نصب موشکهای برد بلند و متوسط بر روی زیردریاییها و ناوها بازمیگردد. در دکترین دفاعی ایران، هیچگاه بحث دستیابی به سرزمین اصلی دشمنان مطرح نبوده و همین موضوع باعث شده زیرساختهای دریایی ایران نقشی در بازدارندگی موشکی نداشته باشند. به جز موشکهای پدافندی کوتاهبرد، زیردریاییها و ناوهای ایران به موشکهای آفندی مجهز نیستند و این در حالی است که زیردریاییها در بسیاری از کشورهای جهان مسئولیت اصلی بازدارندگی را دارند. اگر زیردریاییهای ایران به موشکهایی با برد کافی مجهز بودند، میتوانستند در مواقع ضروری از دریا به دشمن حمله کنند.
ایران قابلیت ساخت انواع ناو و زیردریایی را دارد اما تا کنون این فناوری با توان موشکی ترکیب نشده است. ضرورت تجهیز این تجهیزات به موشکهای آفندی ضروری است تا ایران دست بازتری برای اقدام متقابل علیه دشمنان داشته باشد.
تابوی سوم نیز به فقدان سلاح هستهای تاکتیکی مربوط است. داشتن موشکهای دوربرد بدون قابلیت حمل کلاهک هستهای معنایی ندارد و هیچ کشوری از چنین موشکهایی فقط برای تخریب اهداف محدود استفاده نمیکند. هزینه ساخت و استفاده از سلاح باید با تأثیر نظامی آن سنجیده شود؛ بنابراین موشک قارهپیما زمانی معنا پیدا میکند که به کلاهک هستهای، حتی از نوع تاکتیکی، مجهز باشد. استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی میتواند فاقد مصداق سلاح کشتار جمعی باشد و با فتوای رهبری نیز منافات نداشته باشد.
در پایان، تأکید میشود که شکستن هر سه تابوی دفاعی، زمینهساز تحقق بازدارندگی واقعی و ارتقای جایگاه ایران بهعنوان یک قدرت نظامی جهانی خواهد بود./ منبع



