ایده اسرائیل بزرگ؛ جزئیات، جایگاه و چشمانداز
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایده اسرائیل بزرگ؛ جزئیات، جایگاه و چشمانداز» نوشته محمدرضا مردادی در اندیشکده تهران منتشر شده است. این یادداشت با بررسی ریشههای تاریخی و دینی، تحولات سیاسی و اقدامات عملی اسرائیل، ایده «اسرائیل بزرگ» را بهعنوان یک طرح ژئوپلیتیکی با اهداف سرزمینی گسترده تحلیل میکند و نشان میدهد چگونه این مفهوم از متون توراتی تا سیاستهای نظامی، اقتصادی و ائتلافی معاصر امتداد یافته است. در ادامه، چکیده این یادداشت ارائه میشود.
ایده «اسرائیل بزرگ» بهعنوان آرمانی تاریخی و سیاسی، از تفسیرهای دینی مبتنی بر متون توراتی تا جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی معاصر، در کانون گفتمان سیاسی اسرائیل و مناقشات غربآسیا قرار داشته است. در برخی تفاسیر، این ایده شامل قلمرویی از رود نیل تا فرات میشود و از مذاکرات نخستین صهیونیستها با قدرتهای استعماری تا سیاستهای امروز، از شهرکسازی و الحاق سرزمینها تا عملیات نظامی، مسیر تحول را پیموده است. اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو مبنیبر پیوند با این آرمان، همراه با بروز جنگ منطقهای، نشاندهنده احیای رویکرد توسعهطلبانه در سیاست رسمی اسرائیل است.
ریشههای این ایده در متون توراتی چون «سفر پیدایش» دیده میشود که وعده سرزمینی وسیع از نهر مصر تا فرات به حضرت ابراهیم را بیان میکند. این مضمون در متونی چون «تثنیه» و «سموئیل» تکرار و به فلسطین، لبنان، بخشهایی از اردن، سوریه و مصر تعمیم یافته است. برای جریان صهیونیسم مذهبی، این متون مشروعیت الهی برای بازپسگیری این سرزمینها را فراهم کردهاند. در اواخر قرن نوزدهم، تئودور هرتزل این مفهوم را مدرنسازی کرد و در کنفرانس بازل سال ۱۸۹۷ ایده دولتی یهودی فراتر از فلسطین را مطرح نمود.
جنگ ۶روزه سال ۱۹۶۷ نقطه عطفی در احیای این ایده بود و به اشغال کرانهباختری، غزه، بیتالمقدس شرقی، جولان و سینا انجامید. طرح یینون سال ۱۹۸۲ تجزیه کشورهای عربی را برای تأمین مزیت ژئوپلیتیکی پیشنهاد داد. در گستردهترین تفسیر، این طرح شامل فلسطین تاریخی، اردن، لبنان، حدود ۷۵ درصد سوریه، ۴۵ درصد عراق، چهل درصد عربستان، ۳۰ درصد مصر، بخشهایی از کویت و حتی مناطقی از ترکیه و سودان است.
اسرائیل این ایده را از طریق اشغال اراضی از سال ۱۹۶۷، الحاق رسمی بیتالمقدس شرقی و جولان، شهرکسازی در کرانه باختری و شرق بیتالمقدس، تصویب قانون «دولت ملت قوم یهود» سال ۲۰۱۸ و محدودیت فعالیتهای سازمان ملل پیش برده است. عملیات نظامی در غزه، لبنان و سوریه، ایجاد مناطق حائل و طرح اشغال جنوبلبنان تا رود لیتانی نیز با همین هدف اجرا شده است. برنامههای اقتصادی چون کانال بنگورین و نفوذ به بازار و منابع انرژی خلیجفارس بهدنبال تثبیت جایگاه تجاری اسرائیل بوده است. همکاری با اقلیتهایی چون کردها و دروزیها برای ایجاد کمربند امنیتی شرق فرات نیز بخشی از این راهبرد است.
ایده «اسرائیل بزرگ» در راهبرد کلان این رژیم از مشروعیتبخشی دینی تا تضعیف رقبای منطقهای جایگاه دارد. تجزیه کشورهای همسایه و حمایت از مخالفان دولتهای آنان از محورهای این سیاست بوده است.
حمایت غرب، از بهرسمیتشناختن جولان و بیتالمقدس توسط آمریکا تا پشتیبانی نظامی، این پروژه را تقویت کرده است. گسترش شهرکسازی، تصویب قطعنامه الحاق کرانه باختری در سال ۲۰۲۵ و قانون تثبیت حاکمیت بر شهرکها در سال ۲۰۲۳ نشانههای پیشرفت این ایده هستند. ضعف دولتهای عربی پس از تحولات منطقهای فضای نفوذ بیشتری ایجاد کرده است. در برابر، ناکامی در حفظ سینا (سال۱۹۷۹) و جنوب لبنان (سال۲۰۰۰) محدودیت توان اسرائیل را نمایان ساخته است. این رویکرد واکنشهای تند عربی و اسلامی، از هشدار به تهدید حاکمیت گرفته تا تأکید بر راهحل دو کشوری، را برانگیخته است. سازمان همکاری اسلامی این گفتمان را خطرناک دانسته و گروههای فلسطینی آن را ماهیت استعماری سیاست اسرائیل معرفی کردهاند.
ایده «اسرائیل بزرگ» از یک وعده دینی به راهبرد ژئوپلیتیکی بدل شده که با ابزار نظامی، اقتصادی و سیاسی پیگیری میشود، اما تحقق کامل آن با موانع جدی روبهرو است./ منبع



