توهم برابری در تجارت جهانی و ضرورت ایجاد نظم چندقطبی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توهم برابری در تجارت جهانی و ضرورت ایجاد نظم چندقطبی» نوشته مارکوس وینیسیوس دی فریاتاس (Marcus Vinicius de Freitas) و منتشرشده در مرکز سیاستگذاری برای جنوب جدید (Policy Center for the New South)، به بررسی چالشها و نابرابریهای ساختار تجاری جهانی تحت هژمونی ایالات متحده و اهمیت انتقال به یک نظم اقتصادی چندقطبی میپردازد. این یادداشت ضرورت تحولی اساسی در روابط تجاری جهانی را با هدف ایجاد توزیع عادلانهتر منابع و قدرت چانهزنی بیشتر برای کشورهای در حال توسعه تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تاریخ نمونههای بسیاری از روابط بینالملل را ارائه داده است که در آن ظاهر «عدالت» در روابط تجاری جهانی به تدریج از بین رفته و سازوکارهای قدرت و استثمار آشکار شدهاند. ساختار تجارت جهانی معاصر که بهوسیله ایالات متحده بهعنوان سیستمی باز و مبتنی بر قوانین و منافع متقابل ترویج شده، در حقیقت تنها جدیدترین نمونه از این توهمات است. ایالات متحده اکنون در مرحلهای از افول نسبی قرار دارد و دیگر اصولی که در گذشته آنها را مطرح میکرد، رعایت نمیکند. در عوض، آمریکا به ابزارهایی که پیشتر آنها را محکوم میکرد، روی آورده است. مدل اقتصادی ایالات متحده دیگر صرفاً به تولید داخلی و نوآوری محدود نمیشود، بلکه به استخراج ارزش از کشورهای دیگر بهویژه از طریق نهادهای مالی و تجاری جهانی متکی است.
در این شرایط، تجارت دیگر ابزاری برای رفاه متقابل نیست، بلکه به ابزاری برای استخراج و کنترل تبدیل شده است. کشورهای در حال توسعه و با درآمد متوسط بهطور مستمر منابع خود را برای تأمین مصرف و تسلط ژئوپولیتیک ایالات متحده از دست میدهند. ایالات متحده همچنین بهدلیل تسلط بر بازار جهانی و استفاده از دلار، سهم زیادی از منابع جهانی را جذب میکند، در حالی که دیگر کشورها هزینههای این نابرابریها را میپردازند.
دادهها نشان میدهند که چین عامل اصلی بدهیهای کشورهای در حال توسعه نیست، بلکه بخش خصوصی و وامدهندگان خارجی دیگر، نظیر بانکهای تجاری و بازارهای بدهی، بخش اعظم این بدهیها را بهدست گرفتهاند. در این سیستم، کشورهای در حال توسعه بیشتر در معرض فشار اقتصادی قرار دارند و قادر به مقابله با این فشارها نیستند.
در نهایت، بر لزوم ایجاد نظم اقتصادی چندقطبی تأکید میشود. این نظم به کشورهای مختلف این امکان را میدهد که قدرت چانهزنی خود را افزایش داده و وابستگی به یک قطب خاص را کاهش دهند. برخلاف نگرانیهایی که از همگرایی بریکس پلاس وجود دارد، این گروه بهدلیل عدم وجود اجبارهای مشابه به صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، میتواند بهعنوان پلتفرمی برای مذاکره و متوازنسازی روابط تجاری و اقتصادی میان کشورها عمل کند./ منبع



