امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

پیش‌بینی حمله قریب‌الوقوع اسرائیل به ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیش‌بینی حمله قریب‌الوقوع اسرائیل به ایران» نوشته محمد الدوح (Mohamed ELDoh) و منتشرشده گلوبال سکیوریتی ریویو (Global Security Review)، به بررسی دلایل و زمینه‌های حمله نظامی احتمالی اسرائیل به ایران در ماه‌های آینده می‌پردازد. این یادداشت عوامل راهبردی، نظامی و سیاسی مؤثر بر زمان‌بندی و شدت این حمله، به‌ویژه در راستای تضعیف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران، را بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


چندین عامل راهبردی، نظامی و سیاسی به سمت احتمال حمله‌ای گسترده از سوی اسرائیل به ایران در ماه‌های سپتامبر یا اکتبر ۲۰۲۵ اشاره دارند. این حمله در نظر گرفته شده به منظور تضعیف توان موشکی، هسته‌ای و نظامی ایران و همچنین ایجاد آشوب در داخل این کشور برای محدودکردن پاسخ‌های احتمالی خواهد بود. هدف این حمله، منحصر به یک عملیات تک‌مرحله‌ای نیست بلکه مجموعه‌ای از اقدامات فازی است که برای مختل‌کردن برنامه‌های تسلیحاتی ایران و نابودکردن شبکه نظامی منطقه‌ای آن، شامل نیروهای متحد در لبنان و یمن، طراحی شده است.

اسرائیل در تلاش است تا در ابتدا ظرفیت‌های نیابتی ایران را در منطقه کاهش دهد. عملیات‌های مستمر اسرائیل در غزه و فشار بر حزب‌الله لبنان برای عدم تسلیح‌شدن از سوی ارتش لبنان، بخشی از این راهبرد است. این اقدامات به اسرائیل این امکان را می‌دهند که پیش از حمله اصلی، منابع خود را آزاد کرده و بر تهدیدات مستقیم از سوی ایران تمرکز کند. علاوه بر این، اسرائیل به‌دنبال بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی ایران است، به‌ویژه اختلافات میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران و همچنین تنش‌های میان سپاه و شورای عالی امنیت ملی در صورت بهره‌برداری از این شکاف‌ها، می‌توان انتظار داشت که واکنش ایران ضعیف‌تر شده و عملیات اسرائیل با پیچیدگی‌های کمتری روبه‌رو شود.

از نظر زمانی، اسرائیل ممکن است تصمیم بگیرد که این حمله را پیش از تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۵ انجام دهد، تاریخ مهمی که در سیاست داخلی اسرائیل و در زمینه روابط آن با آمریکا اهمیت زیادی دارد. این حمله می‌تواند به نتانیاهو کمک کند تا موقعیت سیاسی خود را در داخل کشور تقویت کرده و ظرفیت اسرائیل برای اعمال فشار راهبردی بر ایران را نشان دهد. همچنین، ممکن است این زمان‌بندی در جهت تأثیرگذاری بر رویدادهای جهانی، به‌ویژه سیاست‌های آمریکا در قبال ایران، طراحی شده باشد.

آمادگی‌های عملیاتی اسرائیل در داخل ایران به‌وضوح در حال افزایش است. موساد فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیات ویژه‌ای را در داخل ایران به منظور شناسایی هدف‌ها و آماده‌سازی عملیات‌های آینده انجام داده است. این شامل حملات پهپادی به مقامات ارشد نظامی ایران و شناسایی زیرساخت‌های حساس ایران است. به این ترتیب، اسرائیل در حال آماده‌سازی عملیات‌های مشترک نیروی ویژه، هوایی و سایبری است تا ایران را در روزهای اولیه حمله، به‌ویژه در زمینه پدافند هوایی و موشکی، فلج کند.

در این میان، تغییرات در نیروی دفاعی اسرائیل نیز مشهود است. اطلاعات نشان می‌دهد که نیروهای اسرائیلی در حال بازسازی و آماده‌سازی برای عملیات‌های گسترده‌تر هستند. این تغییرات با دکترین چرخش واحدها، تأمین منابع و آموزش‌های جدید برای عملیات‌های هوایی بلندبرد و دقیق همخوانی دارند.

در سوی دیگر، ایران به‌شدت در حال تقویت پدافند خود است. تشکیل شورای دفاع ملی تحت ریاست علی لاریجانی و تجمیع سیزده سازمان امنیتی به سه سازمان بزرگ‌تر، نشان‌دهنده این است که ایران خود را برای رویارویی با یک تهدید نظامی بزرگ آماده می‌کند. این تغییرات در ساختار امنیتی ایران با هدف تسهیل بسیج سریع نیروهای نظامی و بهبود کنترل فرماندهی انجام شده است، اما چنین تغییرات سریع می‌تواند منجر به بروز مشکلات بوروکراتیک شود که در شرایط جنگی قابل بهره‌برداری خواهد بود.

در زمینه سیاسی، یکی از عواملی که ممکن است اسرائیل را به حمله گسترده به ایران ترغیب کند، نقش آمریکا است. اسرائیل در حال تلاش است تا حمایت محدود یا پوشش سیاسی آمریکا را در این حمله به‌دست آورد. مهم‌ترین تأثیر این حمایت ممکن است کاهش واکنش‌های منفی بین‌المللی به حمله اسرائیل باشد. همچنین، اسرائیل در حال تقویت روابط خود با لابی‌های حامی اسرائیل در آمریکا است تا از فشارهای داخلی و مقاومت‌های احتمالی جلوگیری کند. همکاری‌های دیپلماتیک اسرائیل با روسیه نیز در این زمینه به منظور جلوگیری از مشکلات احتمالی در فضای هوایی سوریه و سایر مناطق حیاتی راهبردی انجام می‌شود.

عملیات پیش‌بینی شده اسرائیل احتمالاً ترکیبی از حملات هوایی و موشکی با حملات سایبری خواهد بود. این عملیات به صورت هماهنگ برای نابودی شبکه‌های راداری، مراکز فرماندهی و سایت‌های پرتاب موشک‌های بالستیک ایران طراحی شده است. هدف این است که در ساعات اولیه حمله، توان پدافندی ایران به‌طور کامل از کار بیافتد و اسرائیل بتواند از مزیت حرکت اول استفاده کند. علاوه بر این، اسرائیل به احتمال زیاد در این حمله به صورت هم‌زمان یا پیشگیرانه عملیات‌هایی را علیه نیروهای متحد ایران در لبنان، یمن و عراق انجام خواهد داد. این اقدامات به‌ویژه از آن جهت حائز اهمیت هستند که ایران تهدید کرده است که حزب‌الله را از تسلیحاتی که در اختیار دارد جدا نکرده و در صورت حمله، این گروه به دفاع از ایران بپردازد.

یکی دیگر از ریسک‌های عمده در این حمله، احتمال ورود ایران به جنگ از طریق گروه‌های مختلف تحت حمایت خود است. فعال‌شدن گروه‌هایی مانند حزب‌الله، حوثی‌ها و حشد الشعبی می‌تواند مشکلات قابل‌توجهی برای اسرائیل در جنگ ایجاد کند. همچنین، ایران ممکن است به اقدامات تلافی‌جویانه مانند حملات سایبری یا حملات موشکی محدود اقدام کند که سرعت واکنش اسرائیل را کاهش دهد.

آمادگی اسرائیل برای پذیرش تلفات و هزینه‌های دیپلماتیک در صورت انجام این حمله قبلاً در عملیات‌های مشابه در غزه و لبنان نشان داده شده است. بنابراین، این کشور به نظر می‌رسد که برای انجام این عملیات و پذیرش هزینه‌های احتمالی آن آمادگی دارد. در صورتی که این حمله عملی شود، می‌تواند به‌عنوان بزرگ‌ترین تشدید تنش‌ها میان اسرائیل و ایران تلقی شود و تغییرات جدی در معادلات راهبردی منطقه‌ای ایجاد کند.

این حمله می‌تواند موجب تغییرات عمده‌ای در امنیت و سیاست منطقه‌ای غرب‌آسیا شود و منجر به تغییراتی در دکترین نظامی اسرائیل برای مقابله مستقیم با تهدیدات منطقه‌ای، به جای محدودکردن آن به جنگ‌های نیابتی، گردد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا