آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

رژه نظامی چین؛ نشانه‌ای از قدرت در جهان چندقطبی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «رژه نظامی چین؛ نشانه‌ای از قدرت در جهان چندقطبی» نوشته پیمان صالحی در ریسپانسیبل استیت کرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده است و تحلیل می‌کند که رژه نظامی چین نمادی از تلاش این کشور برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک قطب مهم در نظام جهانی چندقطبی است و نشان می‌دهد که قدرت اقتصادی بدون توانایی‌های نظامی و سیاسی نمی‌تواند به نفوذ پایدار بین‌المللی تبدیل شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


رژه نظامی اخیر چین همزمان با اجلاس سازمان همکاری شانگهای در پکن، توجه جهانی را به خود جلب کرد و باعث شد بسیاری تصور کنند این کشور در مسیر جایگزینی ایالات متحده به‌عنوان ابرقدرت بعدی قرار دارد. با این حال، این رژه انتقال سلطه یک‌قطبی از واشنگتن به پکن را نشان نمی‌دهد و در عوض تأکید دارد که چین در حال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از قطب‌های مهم جهان چندقطبی است.

برای درک این موضوع، تقسیم‌بندی قدرت‌های منطقه‌ای، بزرگ و ابرقدرت‌ها مفید است. ایالات متحده پس از سال ۱۹۴۵ به سطح ابرقدرت رسید؛ نه‌تنها به‌دلیل اقتصاد گسترده، بلکه این امر به‌دلیل ترکیب توان اقتصادی با قدرت نظامی، برتری فناوری، مشروعیت سیاسی و شبکه‌ای از اتحادهای گسترده بود. دلار به‌عنوان ارز جهانی قابل تبدیل، پایگاه‌های نظامی در چندین قاره و معماری نهادی که برتری آمریکا را تثبیت می‌کرد، از ویژگی‌های کلیدی این موقعیت بودند.

رژه نظامی چین علاوه بر نمایش موشک‌ها، پهپادها و تسلیحات دقیق، بیانگر این واقعیت بود که نفوذ جهانی پایدار تنها با رشد اقتصادی حاصل نمی‌شود و نیازمند توانایی دفاع از مسیرهای تجاری، پروژه قدرت و نشان‌دادن مقاومت در برابر فشارهای خارجی است. این اقدام نشان داد که چین رشد اقتصادی خود را با قابلیت‌های نظامی و سیاسی پیوند می‌دهد تا به نفوذ بلندمدت دست یابد.

با این حال، نتیجه‌گیری درباره تبدیل چین به هژمون جهان زودهنگام است. رنمینبی، واحد پول چین، هنوز کاملاً قابل تبدیل نیست و نمی‌تواند سیستم مالی جهانی را همانند دلار پایه‌ریزی کند. پکن دارای شرکا و سازمان‌هایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس است، اما شبکه‌ای از اتحادها مشابه ناتو یا توافق‌های ایالات متحده در آسیا ندارد. پایگاه‌های خارجی محدود و توانایی پروژه قدرت جهانی آن در مقایسه با تسلط نیروی دریایی و هوایی آمریکا محدود است. بنابراین، رژه نمادی از پیشرفت و قصد چین بود، نه نشانه برتری یک‌قطبی.

وضعیت کنونی جهان بهتر است به‌عنوان تثبیت چندقطبی دیده شود. ایالات متحده هنوز مزایای کلیدی از جمله رهبری فناوری، شبکه اتحادها و عمق نهادی نظم لیبرال دارد، اما دیگر از برتری بی‌چون‌وچرای گذشته برخوردار نیست. چین، روسیه، هند و دیگر قدرت‌های بزرگ توانایی شکل‌دهی به نظام جهانی را دارند، اما هیچ‌یک نمی‌توانند قوانین را به‌طور یک‌جانبه تحمیل کنند. کشورهای جنوب جهانی نیز با تنوع‌بخشی به شرکا و مقاومت در برابر رقابت دوجانبه نقش فعال دارند و دنیا به‌جای سلطه یک قدرت، به مجموعه‌ای از قطب‌ها شبیه است.

رژه پکن نماد جاه‌طلبی، اعتمادبه‌نفس و قصد چین بود، اما تاجگذاری محسوب نمی‌شود. این رویداد نشان می‌دهد که چندقطبی بودن جهان تثبیت شده و آینده به‌جای تصمیم یک ابرقدرت، بر اساس تعامل، رقابت محدود و همکاری نسبی قدرت‌های بزرگ شکل خواهد گرفت. در این چارچوب، مهم‌ترین چالش ایجاد سازوکارهای همزیستی میان قطب‌ها است و نه جست‌وجوی نظم یک‌قطبی که هرگز تحقق نخواهد یافت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا