نظم جهانی جدید چینی خوب خواهد بود – یا نه؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نظم جهانی جدید چینی خوب خواهد بود – یا نه؟» به قلم والتر کلمنز (Walter Clemens) در مرکز تحلیل سیاست اروپا (Center for European Policy Analysis) به نقد دیدگاه مثبت آمیتاو آچاریا -دانشمند علوم سیاسی- در مورد تمدنهای باستانی بهعنوان الگویی برای نظم جهانی جدید پرداخته و با استناد به تاریخ و شاخصهای معاصر، استدلال میکند که این مدلها برای تمدن جهانی قرن بیستویکم مناسب نیستند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
چنانچه نظم جهانی لیبرال که ایالات متحده و شرکای کلیدی آن از سال ۱۹۴۵ ایجاد کردهاند فروبپاشد، آیا نظام دیگری میتواند جای آن را بگیرد؟ آیا این نظام از نسخه جذابی از تمدن جهانی حمایت خواهد کرد؟ پروفسور آمیتاو آچاریا به هر دو سؤال پاسخی مثبت اما محتاطانه میدهد. او کسانی را که پایان نظم جهانی، هجوم بینظمی جدید یا نبود هرگونه نظمی را اعلام میکنند، رد میکند. آچاریا تصویری مثبت از تمدنهای امپراتوری پارسی، هندی و چینی پیش از میلاد مسیح ارائه میدهد. هر کدام اصولی مشابه با کنوانسیونهای ژنو و حقوق بشر کنونی تولید کردهاند. اما آیا این مدلهای دور امیدوارکننده برای تمدن جهانی در قرن بیستویکم هستند؟ دلایل متعددی برای پاسخ منفی وجود دارد.
قدرت نرم هند از حدود ۲۵۰ قبل از میلاد تا ۱۲۰۰ میلادی زندگی و فرهنگ سراسر آسیا را شکل داد. در واقع، «هندوسفر» وجود داشت که بخش زیادی از آسیا فرهنگ و علم هندی را پذیرفت. سانسکریت تبدیل به زبان ادبی مشترک از افغانستان تا جاوا شد. سرزمین پارس و چین نیز تأثیرگذار بودند. اما هیچیک از امپراتوریهای باستانی ظرفیت قوی برای مقابله با چالشهای داخلی یا خارجی نشان ندادند. امپراتوری پارس یک بار بهدست اسکندر و سپس بار دیگر بهدست اعراب سقوط کرد. هند بهدست جنگجویان مسلمانان و نظام استعماری بریتانیا افتاد؛ چین بهدست پادشاهان رقیب و مهاجمان بیگانه، از جمله ژاپنیها، سقوط کرد، که ملیگراها و مائوئیستها علیه آنها متحد نشدند. هیچ یک از مدلهای باستانی امروز خوب کار نمیکند.
بهرغم لفاظیهای مربوط به عدم خشونت، هند استعدادی برای حل تعارض در داخل یا با پاکستان نشان نمیدهد. بیش از یکصد رهبر سیاسی در هند از سال ۱۹۴۸ ترور شدهاند. نخستوزیر کنونی هند در سال ۲۰۰۵ بهدلیل نقشش در قتلعام مسلمانان در گجرات در سال ۲۰۰۲ از ورود به ایالات متحده ممنوع شد. کمیسیون ملی حقوق بشر هند گزارش داد که «شکست جامع دولت ایالتی (تحت حاکمیت نارندرا مودی) در کنترل نقض حقوق زندگی، آزادی، برابری و کرامت» قطعی است. مودی قوانین تنبیهی علیه مسلمانان را تشدید کرده و سوزاندن عروس بر سر مهریه ادامه دارد.
هیچ امپراتوری باستانی به استانداردهای اعلامیه جهانی حقوق بشر نزدیک نشده است؛ هندیها بیشتر از بردگان استفاده میکردند و سیستم کاست (نمونه پارادایمی قومنگاری) را حفظ میکردند. نوادگان این تمدنها در شاخص توسعه انسانی سازمان ملل ضعیف عمل میکنند: چین با رتبه ۷۵، ایران با رتبه ۷۸، و هند با رتبه ۱۳۴.
چین در شاخص توسعه جنسیتی نسبتاً خوب است، اما ایران و هند بدترینها هستند. در شاخص آزادی مطبوعات، هند رتبه ۱۵۱، ایران ۱۷۶ و چین ۱۷۸ را دارد. پکن آرزوهای ملی در تبت، مغولستان و آسیای مرکزی را سرکوب میکند، چتر زبان ماندرین را بر زبانهای دیگر گسترانده، دریای چین جنوبی را اشغال کرده و تایوان را تهدید میکند. مأموران چینی فناوریها را میدزدند و سرکوب فراملی انجام میدهند. اورزولا فون در لاین در ماه جولای هشدار داد که روابط چین با روسیه عامل تعیینکننده روابط با اتحادیه اروپا است.
آیا بریکس جایگزین معناداری برای سلطه غربی است؟ بریکس با محکومکردن حملات اوکراین به روسیه و سکوت در مورد حملات مسکو، اعتقاد به «قدرت حق میسازد» را نشان میدهد. بدون نظم قدرتهای بزرگ، تاریخ هشدار میدهد که جنگ «همه علیه همه» آغاز خواهد شد. از سال ۱۹۴۵، جنگها بودهاند، اما تلفات انسانی کمتر شده و توسعه اقتصادی و انسانی در غرب، چین، هند و جنوب جهانی افزایش یافته است. آیا تمدن جهانی از افول غرب جان سالم بهدر میبرد؟ اگر واشنگتن روحیه طرح مارشال و ناتو را بازیابد، غرب متحد خواهد شد. آینده به تکامل چین، هند و بریکس بستگی دارد، اما اکنون تندروهای مسکو و پکن خود را به تأیید جهانی نزدیک میکنند./ منبع



