آیا هوش مصنوعی امنیت هستهای را تضمین میکند یا به بحرانها دامن میزند؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا هوش مصنوعی امنیت هستهای را تضمین میکند یا به بحرانها دامن میزند؟» نوشتهی الکس لوئیس ریختر (Alex Lewis Richter)، و منتشرشده در بنیاد جیمزتاون (The Jamestown Foundation)، به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر سامانههای فرماندهی، کنترل و ارتباطات هستهای چین میپردازد. این مقاله به تحلیل ریسکها و فرصتهای فناورانه در تقابل استراتژیک و تهدیدات سایبری مرتبط با تسلیحات هستهای میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
چین به پتانسیل هوش مصنوعی (AI) در حوزه حملات سایبری برای اختلال در زیرساختهای هستهای و افزایش فشار به استفاده از سلاحهای هستهای در بحرانها توجه ویژهای دارد. توسعه قابلیتهای هشدار زودهنگام و اتخاذ موضع «شلیک بر اساس هشدار» موجب شده تا پکن تمایل زیادی به استفاده از AI در پردازش دادهها برای تصمیمگیری درباره کاربرد سلاحهای هستهای داشته باشد. در همین حال، بحثهای گستردهای درباره تهدیدهای ناشی از فناوریهای AI-enabled در تهدیدهای متعارف علیه نیروهای هستهای ارتش آزادیبخش خلق چین، اثربخشی فناوریهای سنجش از دور در جنگ زیرسطحی و آسیبپذیریهای استفاده از AI در پردازش دادههای هشدار زودهنگام و ارائه گزینههای پاسخ به تهدیدات هستهای وجود دارد.
در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران چینی به بررسی راههایی پرداختند که یکپارچهسازی هوش مصنوعی در سامانههای فرماندهی، کنترل و ارتباطات هستهای (NC3) میتواند خطر تشدید تصادفی و اشتباهات را افزایش دهد. با توجه به نفوذ روزافزون AI در زیرساختهای حیاتی هستهای، احتمال خطاها، آسیبپذیریها و تشدید ناخواسته تنشها جدیتر میشود. در حالی که رهبران چین و آمریکا بر حفظ کنترل انسانی بر تصمیم به استفاده از سلاحهای هستهای توافق دارند، پیادهسازی AI در فرآیندهای فرماندهی هستهای پیچیدهتر از حفظ صرف کنترل انسانی است و امکان استفادههای متنوعی از AI وجود دارد که همچنان تصمیمگیرندگان انسانی را در حلقه نگه میدارد.
کارشناسان چینی نگرانی گستردهای درباره تهدیدهای AI برای ثبات استراتژیک هستهای دارند. تواناییهای AI در شناسایی اهداف، تحلیل دادهها و تسریع تصمیمگیری میتواند قابلیتهای مقابله با نیروی دشمن را تقویت کرده و مزایای تهاجمی فراهم کند که به نوبه خود قابلیت تلافی دشمن را به مخاطره میاندازد. تحلیلگران چینی، تصمیمات آمریکا در بهرهگیری از AI در بخشهایی از سیستم NC3 را تهدیدی علیه قابلیتهای ضربه دوم چین میدانند که موجب افزایش رقابت تسلیحاتی و فشار بر چین برای تقویت قابلیتهای استراتژیک خود شده است.
چین به ویژه بر تهدیدهای ترکیبی فناوری سایبری و AI تأکید دارد. هوش مصنوعی میتواند با بهکارگیری عاملهای خودمختار و تهدیدهای پیشرفته و مداوم، نقاط ضعف سیستمهای هستهای را شناسایی و بهرهبرداری کند. نرمافزارهای مخرب مبتنی بر AI قادرند کد خود را تغییر دهند تا از شناسایی فرار کنند و آسیبپذیریهای ناشناخته را کشف کنند. چنین توانمندیهایی میتواند امکان ایجاد اختلالات گسترده در زیرساختهای هستهای را فراهم سازد و موجب شود بازیگران ثالث یا تروریستها با نفوذهای هوشمندانه، ناپایداری در روابط میان کشورهای دارای سلاح هستهای ایجاد کنند.
سرعت حملات سایبری مجهز به AI که میتوانند سامانههای هستهای را فلج کنند، فشار به استفاده از سلاحهای هستهای در بحرانها را افزایش میدهد؛ زیرا شناسایی دقیق عامل حمله، هشدار به موقع و پاسخ سریع دشوار خواهد بود، بهویژه اگر کشورها موضع «شلیک بر اساس هشدار» را اتخاذ کرده باشند. از سوی دیگر، AI میتواند در دفاعهای سایبری نیز نقش ایفا کند و به صورت خودکار به شناسایی آسیبپذیریها، جستجوی نفوذها و شناسایی تهدیدهای مستمر کمک نماید. این موضوع باعث شکلگیری مسابقهای مستمر بین طرفها برای شناسایی و رفع نقاط ضعف سیستمهای هستهای میشود.
زیرساختهای هستهای چین به همین دلیل در محیط بحران یا جنگ سایبری احتمالاً هدف حملات قرار میگیرند. اقدامهای گذشته دولتهای آمریکا در حملات سایبری به برنامه هستهای کره شمالی نمونهای از این تهدیدها است. برای مقابله با چنین تهدیدهایی، افزایش افزونگی در شبکههای اطلاعاتی، تقویت دفاعهای متناسب با زیرساختها و سختتر کردن ساختار زیرساختها برای شناسایی و حمله توصیه میشود.
هوش مصنوعی همچنین توانمندیهای سلاحهای متعارف را تقویت میکند. کارشناسان چینی نگرانی دارند که سلاحهای استراتژیک غیرهستهای و سلاحهای دقیق مبتنی بر AI بتوانند نیروهای هستهای را تهدید کنند. پیشرفت در فناوریهای هدایت دقیق و شبکههای اطلاعاتی پس از جنگ سرد باعث شده است که قابلیتهای حمله متعارف، تهدیدی جدی برای نیروهای هستهای به شمار آیند. بهکارگیری پهپادهای خودران به صورت گروهی (drone swarms) امکان نفوذ به دفاعهای چندلایه و حملات پیشدستانه را فراهم میآورد که میتواند توان پاسخ هستهای چین را تضعیف کند. پهپادها میتوانند وسایل حمل و نقل موشکهای هستهای، زیرساختهای NC3 و سیستمهای هشدار زودهنگام را هدف قرار دهند. با این حال، برخی تحلیلها محدودیتهای پهپادها در تخریب سازههای تقویتشده و محدودیت جغرافیایی آنها را عامل کاهش اثربخشی این تهدید میدانند.
در حوزه هشدار زودهنگام، چین همچنان سیاست عدم استفاده نخست هستهای را حفظ میکند، اما در حال توسعه سامانههای متنوع فضایی و زمینی است که بتوانند پرتابهای هستهای دشمن را شناسایی کنند و امکان اتخاذ موضع شلیک بر اساس هشدار را فراهم سازند. پردازش حجم گسترده دادههای هشدار زودهنگام برای تصمیمگیری دقیق بسیار پیچیده است و AI میتواند به طور مؤثری دادهها را غربالگری کرده و کیفیت اطلاعات را افزایش دهد تا تصمیمگیرندگان زمان بیشتری برای واکنش داشته باشند. همچنین، AI میتواند در ارائه گزینههای تصمیمی به فرماندهان نقش داشته باشد. با این حال، نگرانیهایی درباره امکان گمراهسازی، دستکاری و تولید قضاوتهای نادرست توسط مدلهای AI در سیستمهای هشدار وجود دارد. دادههای آموزشی محدود و کیفیت پایین میتواند باعث عملکرد غیرقابل اعتماد این مدلها شود. علاوه بر این، ساخت رسانههای جعلی (deepfakes) میتواند ناپایداری بحرانها را افزایش دهد و تحلیلهای استراتژیک را به خطا بیندازد. همچنین مدلهای AI ممکن است توسط دادههای آلوده یا دستکاری شده به اشتباه بیفتند و تصمیمهای نادرستی ارائه کنند.
در حوزه جنگ زیرسطحی، زیردریاییهای موشکبر هستهای (SSBN) آمریکا نقش کلیدی در مثلث هستهای دارند و چین با داشتن ناوگانی کوچکتر از زیردریاییهای Jin، در این حوزه ضعفهایی دارد. استفاده از فناوریهای AI و سنجش از دور میتواند به چین امکان دهد خودروهای زیرآبی بدون سرنشین خودکار (UUV) را برای شناسایی، ردیابی و حمله به زیردریاییهای آمریکایی به کار گیرد و بدین ترتیب بقای آنها را کاهش دهد. تولید ارزان این خودروها امکان استقرار گسترده آنها در نقاط حساس را فراهم میآورد. پس از شناسایی SSBN، AI میتواند این خودروها را برای ردیابی مداوم به کار گیرد و مانع عبور آنها از مناطق تعیین شده شود. با این حال، برخی تحلیلها بر محدودیتهای عملیاتی این فناوری تأکید دارند، از جمله نیاز به تعداد زیاد UUV ها برای پوشش گسترده دریاها و پیچیدگیهای فنی دیگر که اثرگذاری این فناوری در جنگ زیرسطحی را محدود میکند./ منبع



