آیا تور آسیایی ترامپ، متحدان آمریکا را مطمئن ساخت؟
سفر دوجانبهگرای ترامپ به آسیا، با وجود تضمینهایی مانند افزایش بودجه دفاعی، نتوانست عدم قطعیت متحدان را در مورد تعهد بلندمدت و راهبرد ثابت آمریکا در موازنه با چین از بین ببرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا تور آسیایی ترامپ، متحدان آمریکا را مطمئن ساخت؟» به قلم سمیر پوری (Samir Puri) در اندیشکده چتم هاوس (Chatham House) منتشر شده است. این مقاله به تحلیل سفر اخیر دونالد ترامپ به شرق و جنوب شرق آسیا میپردازد که در آن بر دیپلماسی دوجانبه و «اول آمریکا» تأکید شد. نویسنده استدلال میکند که اگرچه این سفر به توافقات معاملهای کوتاهمدت منجر شد (مانند وعده افزایش بودجه دفاعی از سوی ژاپن و کره جنوبی)، اما عدم قطعیت عمیقی در مورد قابلیت اطمینان طولانیمدت موضع امنیتی آمریکا در آسیا باقی گذاشت. این بلاتکلیفی، که با سبک شخصیشده ترامپ و خطر تقویت ادعای چین مبنی بر ثبات منطقهای همراه است، هزینه راهبردی رویکرد کنونی آمریکا محسوب میشود. در ادامه ، چکیده مطلب آمده است.
تور آسیایی اخیر دونالد ترامپ که با تأکید شدید بر دیپلماسی دوجانبه و بیاعتنایی به مجامع چندجانبه همراه بود، به متحدان آسیایی فرصت داد تا نظر رئیسجمهور را جلب کنند؛ با این حال، عدم قطعیت عمیقی در مورد قابلیت اطمینان موضع امنیتی آمریکا در منطقه باقی ماند. این عدم قطعیت ناشی از سبک دیپلماسی شخصیسازی شده «اول آمریکا» است که در آن، اگرچه روابط آمریکا و چین پس از دیدار ترامپ و شی جینپینگ در کره جنوبی به یک «آتشبس تجاری» منجر شد، اما دو ابرقدرت همچنان در مسیر برخورد در آسیا باقی ماندهاند.
هدف راهبردی اصلی آمریکا تشویق متحدان کلیدی خود برای افزایش هزینههای دفاعی است و شواهد این سفر نشان میدهد که این هدف در حال محقق شدن است: رئیسجمهور کره جنوبی قول افزایش ۸.۲ درصدی بودجه دفاعی را داد و نخستوزیر جدید ژاپن نیز اعلام کرد که ژاپن بهزودی به هدف ۲ درصدی از تولید ناخالص داخلی خواهد رسید. آمریکا با تشویق این تجهیزات دفاعی عجولانه، به دنبال ایجاد موازنه در برابر چین است، اما در عین حال، ریسک تقویت ادعای چین مبنی بر ثبات منطقهای را به جان میخرد، زیرا ترامپ با ترک نشست آسهآن، میدان دیپلماتیک را به نخستوزیر چین واگذار کرد. دیدار ترامپ با رئیسجمهور کره جنوبی، صدور اجازه برای تجهیز زیردریاییهای هستهای توسط سئول (که در کارخانههای آمریکایی ساخته میشوند) را در بر داشت، در حالی که در دیدار با شی جینپینگ، دو طرف به یک «آتشبس تجاری» موقت رسیدند که شامل تعهد چین به خودداری از اعمال کنترل صادرات بر مواد معدنی کمیاب به مدت یک سال بود. با این حال، نتیجه محتمل، تداوم یک «چرخه تشدید و کاهش تنش» در رقابت آمریکا و چین است.
بخش عمدهای از این عدم قطعیت، متوجه راهبرد آتی دفاع ملی آمریکاست. انتظار میرود این راهبرد، توجه نظامی آمریکا را به اهداف «اول آمریکا» یعنی دفاع از سرزمین مادری و اولویت دادن به نیمکره غربی معطوف سازد، همانطور که اقدامات اخیر علیه ونزوئلا و کشتیهای قاچاق مواد مخدر نشان میدهد. این امر موجب نگرانی میشود که مناطق دیگر از جمله اروپا و غرب آسیا شاهد کاهش حضور نظامی آمریکا باشند. در حالی که هدف اصلی راهبرد دفاع ملی، بازدارندگی چین در منطقه هند-آرام است، تحقق این امر به همکاری متحدان و سهمبری بیشتر آنها وابسته است؛ موضوعی که معماران اصلی راهبرد دفاعی آمریکا از آن بهعنوان ایجاد یک «ائتلاف ضد هژمونی» یاد میکنند.
چالش کلیدی این است که در آسیا، ساختار اتحاد شبیه ناتو وجود ندارد و آمریکا تنها ستون فقرات ارتباطی میان کشورهای گوناگون است که هر کدام دیدگاه متفاوتی نسبت به چین دارند. این فقدان ائتلاف رسمی، خطر اختلاف نظر میان شرکای کلیدی (مانند ژاپن و کره جنوبی) را افزایش میدهد. در زمانی که آمریکا همچنان بر اعمال تعرفه و تقاضای هزینههای دفاعی بیشتر از متحدانش تأکید میکند، چین با گردش در منطقه و انتقاد از سیاستهای تجاری تهاجمی آمریکا، تلاش کرده است تا خود را بهعنوان الگوی ثبات در تجارت و سرمایهگذاری معرفی کند و شهرت خود را در میان کشورهای آسیایی افزایش دهد. بنابراین، پذیرش پیامهای آمریکا در آینده توسط کشورهای آسیایی، قطعی نیست و سفر ترامپ بهرغم موفقیتهای کوتاهمدت، نتوانست متحدان را از تعهد پایدار آمریکا مطمئن سازد./ منبع



