آمریکا چه تعهدی در قبال زنان افغانستان دارد؟
آمریکا باید در برابر محدودیتهای طالبان علیه زنان افغانستان مسئولیت بیشتری بپذیرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آمریکا چه تعهدی در قبال زنان افغانستان دارد؟» نوشته مرسل رحیم (Mursal Rahim) در نیویورک تایمز (New York Times)، به وضعیت زنان افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت و مسئولیت آمریکا در قبال زنانی میپردازد که پس از سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ به این کشور پناه بردهاند؛ بررسیها شکاف میان آزادی و فرصتهای موجود برای زنان افغان در آمریکا و محدودیتهای شدید زنان باقیمانده در افغانستان را برجسته میکند؛ در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پنج سال پس از سقوط کابل و بازگشت طالبان به قدرت، وضعیت زنان افغانستان همچنان یکی از پیامدهای مهم پایان حضور نظامی و سیاسی آمریکا در این کشور است. تجربه شخصی زنان افغان که پس از فروپاشی دولت افغانستان در سال ۲۰۲۱ به آمریکا منتقل شدند، تصویری از شکاف عمیق میان زندگی آنان در آمریکا و شرایط زنانی ارائه میدهد که در افغانستان باقی ماندهاند. این تفاوت برای کسانی که امکان ادامه تحصیل، اشتغال و زندگی مستقل یافتهاند، همزمان با احساس گناه و مسئولیت در قبال دوستان و همنسلان باقیمانده در افغانستان همراه است.
سقوط کابل برای بسیاری از زنان افغان به معنای آغاز دورهای تازه از محدودیتهای اجتماعی و حقوقی بود. طالبان محدودیتهای گستردهای بر تحصیل و اشتغال زنان اعمال کرده و حضور آنان در فضای عمومی را نیز تحت کنترل قرار داده است. در نتیجه، دسترسی زنان به فرصتهایی که پیشتر بخشی از زندگی روزمره محسوب میشد، بهشدت محدود شده است. این وضعیت در تضاد آشکار با زندگی زنانی قرار دارد که پس از خروج از افغانستان توانستهاند در محیطی امنتر به تحصیل، کار و فعالیتهای اجتماعی ادامه دهند.
برای زنانی که به آمریکا منتقل شدهاند، این تغییر صرفاً جابهجایی جغرافیایی نیست، بلکه تجربهای عمیق از بازگشت آزادیهای فردی است. ادامه تحصیل در دانشگاه، یافتن شغل و امکان انجام فعالیتهای ورزشی و تفریحی از جمله دوچرخهسواری، دویدن، اسکیت، قایقسواری و شنا، نمونههایی از آزادیهایی هستند که در زندگی روزمره آنان در آمریکا امکانپذیر شده است. همین تجربهها، در عین حال، محدودیتهای زنان افغانستان را ملموستر میکند و احساس فاصله میان دو جهان را افزایش میدهد.
در این نگاه، مسئله زنان افغانستان تنها به وضعیت حقوقی آنان در داخل این کشور محدود نمیشود، بلکه به میراث حضور ۲۰ساله آمریکا و نحوه پایان آن نیز ارتباط دارد. زنانی که پس از سقوط دولت افغانستان تخلیه شدند، بخشی از تعهدات عملی آمریکا نسبت به افرادی بودند که در طول جنگ و همکاری با ساختارهای مورد حمایت واشنگتن، به شکلهای مختلف با جامعه و نهادهای افغانستان پیوند داشتند. خروج این افراد از کشور، در عین نجات بخشی از آنان، همزمان به معنای باقیماندن شمار زیادی از زنان در محیطی بود که حقوق و آزادیهایشان بهشدت محدود شده است.
تجربه زنان مهاجر افغان در آمریکا همچنین نشان میدهد که پیامدهای تحولات افغانستان برای همه زنان یکسان نبوده است. گروهی توانستهاند مسیر جدیدی برای تحصیل و زندگی مستقل پیدا کنند، در حالی که گروهی دیگر از ابتداییترین فرصتهای اجتماعی و آموزشی محروم شدهاند. همین دوگانگی، احساس مسئولیت اخلاقی و سیاسی را در میان زنان نجاتیافته تقویت میکند و مسئله آینده زنان افغانستان را از یک موضوع صرفاً داخلی به مسئلهای مرتبط با سیاست خارجی آمریکا تبدیل میسازد.
در این چارچوب، مسئولیت آمریکا تنها به عملیات تخلیه یا پذیرش پناهجویان محدود نمیشود. مسئله اساسیتر، چگونگی برخورد با زنانی است که پس از پایان حضور آمریکا همچنان در افغانستان تحت محدودیت قرار دارند. تجربه کسانی که از کشور خارج شدهاند نشان میدهد امکان برخورداری از آموزش، کار و آزادیهای اجتماعی میتواند زندگی زنان را بهطور بنیادین تغییر دهد؛ در مقابل، محرومیت از همین فرصتها میتواند آینده فردی و اجتماعی آنان را محدود کند.
در نهایت، تجربه شخصی زنانی که از افغانستان گریختهاند، تصویری دوگانه از میراث پایان جنگ ارائه میدهد: از یک سو، فرصت ساختن زندگی تازه در آمریکا و از سوی دیگر، آگاهی دردناک از وضعیت دوستان و زنان همنسل در افغانستان. این تضاد، پرسش درباره مسئولیت آمریکا در قبال زنان افغانستان را همچنان زنده نگه میدارد و نشان میدهد پایان حضور نظامی واشنگتن لزوماً به معنای پایان مسئولیتهای انسانی و سیاسی ناشی از دو دهه حضور در این کشور نیست./ منبع



