آسیانظام بین‌الملل و نهادها

جنگ ایران هدیه‌ای برای چین است

جنگ آمریکا با ایران نفوذ ژئوپلیتیک، اقتصادی و فناورانه چین را در جهان توسعه داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ ایران هدیه‌ای برای چین است» نوشته فرید زکریا (Fareed Zakaria) در واشنگتن ‌پست (Washington Post) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی برندگان راهبردی منازعه نظامی ایالات متحده و ایران در خاورمیانه می‌پردازد. این متن با لحنی رسمی و بی‌طرف استدلال می‌کند که پکن بدون ورود مستقیم به جنگ، از اشتباهات راهبردی واشنگتن بهره‌برداری کرده و جایگاه خود را در حوزه‌های دیپلماسی منطقه‌ای، امنیت انرژی و بازارهای فناوری پاک تحکیم بخشیده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

تحولات و نوسانات هفتگی جنگ میان ایالات متحده و ایران نشان می‌دهد که چین بزرگ‌ترین برنده غیرمستقیم این بحران منطقه‌ای است. پکن بدون شلیک یک گلوله، صرف هزینه‌های کلان یا مصرف سرمایه سیاسی خود، به سه هدف دیرینه دست یافته است: کاهش وابستگی کشورهای حوزه خلیج فارس به واشنگتن، افزایش وابستگی جهانی به فناوری‌های کلیدی چین و تثبیت شهرت خود به عنوان یک قدرت جهانی پایدار. پکن هرگز به دنبال جایگزینی با چتر امنیتی آمریکا نبوده، بلکه تلاش کرده تا کشورهای عربی را از مدار انحصاری کاخ سفید خارج کند؛ فرآیندی که با رویکرد آشفته و بی‌توجهی ایالات متحده به منافع شرکای منطقه‌ای، سرعت بیشتری گرفته است.

در همین راستا، کشورهای حاشیه خلیج فارس به دو اردوگاه متمایز تقسیم شده‌اند. در حالی که امارات متحده عربی روابط خود را با واشنگتن و تل‌آویو مستحکم‌تر می‌کند، گروه بزرگ‌تری به رهبری عربستان و شامل قطر و عمان، امنیت بلندمدت خود را در موازنه قوا می‌بینند؛ آن‌ها تمایل دارند ضمن حفظ روابط با آمریکا، گفت‌وگو با ایران و تقویت مناسبات با چین را پیش ببرند. خرید موشک‌ها و پهپادهای چینی، برگزاری رزمایش‌های مشترک دریایی با پکن و توسعه مبادلات تجاری تسلیحاتی که بخش عمده صادرات دفاعی چین به منطقه را شامل می‌شود، همگی ابزارهایی برای کاهش اهرم‌های فشار واشنگتن هستند.

در بعد ژئواکونومیک، چین با وجود وابستگی شدید به واردات نفت، به دلیل آمادگی‌های ساختاری چندساله کمترین آسیب را از شوک‌های نفتی این جنگ متحمل شده است. پکن با ذخیره‌سازی راهبردی نفت، توسعه انرژی‌های هسته‌ای و زغال‌سنگ و برقی‌سازی گسترده اقتصاد خود به طوری که سهم برق در سبد انرژی آن بسیار فراتر از آمریکا و اروپا است، توانست تقاضای نفت وارداتی خود را در طول جنگ به شدت کاهش دهد. تداوم ناامنی انرژی در جهان عملاً به یک تبلیغ بزرگ برای زنجیره تأمین فناوری‌های پاک چین نظیر باتری‌های لیتیومی و پنل‌های خورشیدی تبدیل شده است که پکن انحصار تولید بخش عمده آن‌ها را در اختیار دارد.

این بحران همچنین به هدف پکن برای تضعیف سلطه دلار بر تجارت جهانی سرعت بخشیده است، زیرا عبور برخی نفتکش‌ها از تنگه هرمز مشروط به تسویه حساب با یوان یا ارزهای دیجیتال شده است. در نهایت، در شرایطی که واشنگتن با صرف میلیاردها دلار و تخلیه تسلیحاتی خود نتوانسته به اهداف اعلامی دست یابد و صرفاً به دنبال باز نگه داشتن آبراه‌های بین‌المللی است، چین با خرید نفت ایران و حفظ رابطه با کشورهای عربی، بدون تقابل دراماتیک در حال انباشت مداوم نفوذ است. اگرچه پکن هزینه‌های ناشی از تورم انرژی و اخلال در زنجیره تأمین را پرداخت کرده، اما در تحلیل نهایی و در مقایسه با آسیب‌های وارد شده به اعتبار و اتحادهای آمریکا، جایگاه نسبی خود را به شدت ارتقا داده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا