آسیاآمریکاجهاننظام بین‌الملل و نهادها

افول نرم آمریکا: چرا جهان چین را به ایالات متحده ترجیح می‌دهد؟

نظرسنجی اخیر مرکز پیو که برتری محبوبیت جهانی چین بر آمریکا را نشان می‌دهد، در کنار افول داخلی ایالات متحده و فلسفه توسعه مسالمت‌آمیز پکن، نشان‌دهنده امکان عبور از «تله توسیدید» و شکل‌گیری الگوی جدیدی در روابط قدرت‌های بزرگ است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «افول نرم آمریکا: چرا جهان چین را به ایالات متحده ترجیح می‌دهد؟» به قلم های فنگ (Hai Feng) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت با استناد به نظرسنجی جدید مرکز پیو، به تحلیل نشانه‌های افول قدرت نرم آمریکا و افزایش محبوبیت جهانی چین می‌پردازد و استدلال می‌کند که با وجود اضطراب راهبردی واشنگتن، هم‌بستگی اقتصادی و درک متقابل تمدن‌ها می‌تواند به عبور از «تله توسیدید» و ایجاد یک رابطه سازنده بین دو قدرت منجر شود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

نظرسنجی اخیر مرکز تحقیقاتی پیو که نشان می‌دهد محبوبیت چین در بسیاری از کشورها برای اولین بار از آمریکا پیشی گرفته، در کنار اظهارات فرانسیس فوکویاما درباره ورود ایالات متحده به یک دوره افول بلندمدت، پرسش‌های بنیادینی را در دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس آمریکا مطرح می‌کند. اگرچه ایالات متحده از منظر اقتصادی، نظامی و فناوری همچنان یک قدرت هژمونیک محسوب می‌شود، با بزرگ‌ترین اقتصاد جهان، دلار به عنوان ارز ذخیره اصلی و توان نظامی بی‌رقیب، اما نشانه‌های واضحی از افول نسبی در آن دیده می‌شود. کاهش تولیدات صنعتی، کوچک شدن سهم کالاهای فیزیکی در صادرات و افول جایگاه دانشگاه‌های برتر، همگی گواهی بر این مدعاست. دونالد ترامپ نیز بارها اذعان کرده که آمریکا دیگر یک ملت بزرگ نیست، بلکه در حال افول است.

این افول تنها در شاخص‌های خارجی خلاصه نمی‌شود؛ جامعه آمریکا دهه‌هاست که درگیر شکاف عمیق حزبی و نابرابری شدید اقتصادی است. نظرسنجی‌های گالوپ نشان می‌دهد که اکثر آمریکایی‌ها نزدیک به دو دهه است که معتقدند کشورشان در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند و تمرکز ثروت در دست یک درصد جامعه به یک بحران تبدیل شده است. نظرسنجی پیو نیز با منعکس کردن کاهش قدرت نرم و جایگاه بین‌المللی آمریکا، این تصویر را تکمیل می‌کند و ایالات متحده را به نمونه‌ای کلاسیک از یک قدرت هژمونیک در حال افول تبدیل می‌کند. در چنین شرایطی، بحث «تله توسیدید» که طبق آن یک قدرت مستقر از ترس ظهور یک قدرت نوظهور، ناگزیر به رویارویی با آن کشیده می‌شود، بار دیگر مطرح شده است. اضطراب راهبردی آمریکا از رشد پایدار چین و افزایش قدرت ملی آن، ریشه اصلی این نگرانی است و مسئله تایوان به عنوان متغیری که می‌تواند این تله را فعال کند، شناخته می‌شود.

با این حال، به گفته گراهام آلیسون، «تله توسیدید» یک جبر تاریخی نیست. جهان امروز با یونان باستان تفاوت دارد؛ چین و آمریکا آن‌قدر در هم تنیده شده‌اند که بقای هر یک به همکاری با دیگری وابسته است. هیچ‌کدام نمی‌توانند دیگری را منزوی یا بازسازی کنند و هزینه یک رویارویی تمام‌عیار برای هر دو غیرقابل تحمل است. توافق رهبران دو کشور برای ایجاد یک «رابطه سازنده با ثبات راهبردی»، گامی قدرتمند برای شکستن این بن‌بست و یافتن پاسخ صحیح برای خروج از تله توسیدید است. در این میان، ثبات در تنگه تایوان، پیش‌شرط ثبات روابط دوجانبه است و هر دو طرف می‌دانند که نیروهای جدایی‌طلب، دشمن مشترک آن‌ها هستند.

فراتر از معادلات قدرت، این یک تقابل تمدنی نیست. تمدن چین با تاریخ پنج‌هزارساله خود همواره بر ارزش‌هایی چون صلح و همزیستی تأکید داشته و فاقد ژن توسعه‌طلبی و هژمونی‌طلبی بوده است. در مقابل، تمدن ۲۵۰ ساله آمریکا نیز دستاوردهای مهمی در صنعت و فناوری مدرن داشته است. این دو تمدن بزرگ شرقی و غربی نه تنها نافی یکدیگر نیستند، بلکه می‌توانند مکمل هم باشند. «رویای چینی» برای احیای ملی و «رویای آمریکایی» برای زندگی بهتر، اهدافی متضاد نیستند. چین با رویکردی منطقی و باز نشان داده که رقابت قدرت‌های بزرگ نباید به درگیری ختم شود و می‌توان مسیری جدید برای همزیستی مسالمت‌آمیز و تعامل سازنده پیدا کرد؛ مسیری که در آن هر تمدن زیبایی‌های خود را حفظ کرده و در عین حال با دیگران در هماهنگی زندگی می‌کند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا