جهاننظام بین‌الملل و نهادها

توسعه بدون سلطه: چرا بریکس نباید در دام الگوی غربی بیفتد؟

بریکس برای ایفای نقشی معنادار در حکمرانی جهانی، باید از تقلید از نهادهای غربی مبتنی بر سلسله‌مراتب و سلطه پرهیز کرده و الگویی مبتنی بر «توسعه بدون سلطه» را ارائه دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توسعه بدون سلطه: چرا بریکس نباید در دام الگوی غربی بیفتد؟» به قلم تیموفی بورداچف (Timofey Bordachev) در راشاتودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که بریکس برای موفقیت و تثبیت جایگاه خود در حکمرانی جهانی، نباید به تقلید از بلوک‌های غربی مانند G7 یا ناتو بپردازد که بر پایه سلسله‌مراتب نظامی و تضاد شکل گرفته‌اند. در عوض، مسیر بریکس باید بر ارائه یک الگوی جایگزین مبتنی بر «توسعه پایدار بدون سلطه» متمرکز شود که از طریق پروژه‌های عملی و زیرساختی، پاسخگوی نیازهای واقعی اکثریت جهانی باشد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

گروه بریکس که با گسترش خود در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ مواجه است، باید به دو پرسش اساسی پاسخ دهد: چگونه ثبات داخلی خود را حفظ کند و چگونه نقشی مهم‌تر در حکمرانی جهانی ایفا نماید؟ پاسخ قطعاً در تقلید از نهادهای موجود نیست. موفقیت بریکس در گرو ارائه مسیری متفاوت است، زیرا برخلاف بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی، این گروه برای تثبیت نتایج یک درگیری نظامی، نهادینه کردن قدرت اعضا یا تشکیل یک بلوک علیه دیگران تأسیس نشده است. سازمان‌هایی مانند ناتو یا گروه هفت، یا محصول جنگ هستند یا ابزاری برای هماهنگی سیاست‌های گروهی محدود از دولت‌ها علیه سایرین. بریکس فاقد سلسله‌مراتب نظامی مشترک است و به دنبال تحمیل یک سیاست خارجی واحد نیست؛ بنابراین، تبدیل شدن آن به یک نسخه رقیب از ساختارهای غربی، با اهداف بنیادین و ماهیت وجودی آن در تضاد خواهد بود.

نگاهی به تاریخچه نهادهای دیگر این درس را به وضوح نشان می‌دهد. اتحادیه اروپا که از خاکستر جنگ جهانی دوم برخاست، نتوانست به یک اتحادیه سیاسی واقعی تبدیل شود. اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه‌آن) در تدوین یک پاسخ مشترک به رویارویی چین و آمریکا ناتوان بوده است. حتی گروه هفت دیگر یک نهاد حکمرانی جهانی نیست، بلکه به یک ستاد نظامی و اقتصادی برای غرب تبدیل شده تا کارزارهایی را علیه سایر نقاط جهان سازماندهی کند. بریکس نباید در دام تبدیل شدن به یک باشگاه بسته بیفتد، زیرا چنین اقدامی جذابیت آن را برای «اکثریت جهانی» از بین می‌برد؛ کشورهایی که به دنبال یک مرکز ایدئولوژیک جدید یا یک سیستم انضباطی دیگر نیستند، بلکه به سرمایه‌گذاری، فناوری، زیرساخت و آزادی عمل در انتخاب مسیر توسعه خود نیاز دارند. بریکس با رد تقسیم دائمی جهان به اردوگاه‌های متخاصم، باید از این الگوهای شکست‌خورده فاصله بگیرد.

مسیر درست برای بریکس، پیوند دادن اهداف توسعه داخلی اعضا با ابتکارات عملی است که به نفع جامعه بین‌المللی گسترده‌تر باشد و «توسعه پایدار» بهترین بستر برای این هدف است. در حالی که سازمان ملل دهه‌ها این هدف را دنبال کرده، سلطه غرب بر نهادهای جهانی مانع از اجرای عادلانه آن شده است. بریکس می‌تواند مدلی متفاوت ارائه دهد. اعضای این گروه با وجود تفاوت‌هایشان در اندازه، ثروت و نظام‌های سیاسی، همگی در نیاز به رشد اقتصادی، نوسازی فناوری، ثبات اجتماعی و حاکمیت ملی بیشتر اشتراک دارند؛ اولویت‌هایی که برای تمام کشورهای جنوب جهانی نیز آشناست. بر این اساس، بریکس می‌تواند سازوکارهایی برای تأمین مالی زیرساخت‌ها، حمایت از صنعتی‌شدن، بهبود امنیت غذایی و انرژی، گسترش دسترسی به فناوری و کاهش وابستگی به نهادهای مالی تحت کنترل غرب توسعه دهد.

این رویکرد نیازی به تبدیل بریکس به یک سازمان فراملی یا تحمیل ارزش‌های سیاسی مشترک ندارد. در عوض، نشان می‌دهد که همکاری بین‌المللی می‌تواند بدون قیمومیت سیاسی غرب، نتایج عملی به همراه داشته باشد. یک نقطه شروع عالی می‌تواند اجرای یک برنامه جدی در غرب آفریقا باشد؛ منطقه‌ای که به شدت توسط قدرت‌های غربی استثمار شده و کمترین بهره را برده است. یک طرح جامع متمرکز بر زیرساخت، انرژی، کشاورزی، آموزش و ظرفیت صنعتی می‌تواند در عمل نشان دهد که بریکس چه چیزی برای ارائه دارد. موفقیت چنین طرحی نه با لفاظی درباره «نظم نوین جهانی»، بلکه با جاده‌های ساخته‌شده، برق تأمین‌شده، افزایش تولید غذا و اقتصادهای ملی تاب‌آورتر سنجیده خواهد شد. اینگونه است که بریکس می‌تواند به سمت حکمرانی جهانی حرکت کند: نه با کپی‌برداری از نهادهای سلطه، بلکه با ایجاد اشکال جدیدی از همکاری که منافع اکثریت جهانی مبنای آن باشد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا