اسلامآباد در دل طوفان؛ موازنه راهبردی پاکستان میان تهران، ریاض و صنعا
پاکستان از ورود مستقیم به جنگ یمن پرهیز خواهد کرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «اسلامآباد در دل طوفان؛ موازنه راهبردی پاکستان میان تهران، ریاض و صنعا» نوشته پریسا احتشامنیا و منتشرشده در مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، محدودیتها و گزینههای پاکستان در برابر تشدید بحران یمن و رقابت تهران و ریاض را بررسی میکند و نشان میدهد که ملاحظات اقتصادی، امنیتی و داخلی، اسلامآباد را به سوی حمایت محدود از عربستان و حفظ روابط با ایران سوق میدهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پاکستان در میان تشدید رقابتهای منطقهای با معادلهای چندلایه روبهروست که همزمان امنیت انرژی، روابط اقتصادی، الزامات دفاعی و ثبات داخلی این کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. گسترش بحران یمن، افزایش تنش میان ایران و عربستان و احتمال تشدید رویارویی میان ریاض و انصارالله، اسلامآباد را در موقعیتی قرار داده که هرگونه جانبداری آشکار میتواند منافع راهبردی آن را به خطر اندازد. موقعیت جغرافیایی پاکستان، ظرفیت نظامی و هستهای و مرز مشترک با ایران، بیطرفی کامل را دشوار کرده است.
آسیبپذیری اقتصادی از عوامل اصلی شکلدهنده رفتار پاکستان است. این کشور به واردات انرژی وابستگی بالایی دارد و افزایش قیمت نفت یا ناامنشدن مسیرهای دریایی میتواند فشار مستقیمی بر ذخایر ارزی، تراز پرداختها و هزینههای داخلی وارد کند. همزمان، عربستان و امارات از مهمترین شرکای مالی پاکستان هستند و کمکهای اقتصادی، سرمایهگذاری و اشتغال نیروی کار پاکستانی در کشورهای عربی، روابط اسلامآباد با ریاض و ابوظبی را به ضرورتی اقتصادی تبدیل کرده است.
در مقابل، ایران برای پاکستان اهمیت امنیتی و اقتصادی مستقیمی دارد. مرز مشترک، وضعیت حساس بلوچستان، تجارت مرزی و تأمین نیازهای انرژی مناطق همجوار باعث شده است تخریب روابط با تهران برای اسلامآباد هزینهزا باشد. نزدیکی بیش از حد به عربستان میتواند امنیت مرزهای غربی و روابط با ایران را تضعیف کند و فاصلهگرفتن از ریاض هم خطر کاهش حمایت مالی و سیاسی کشورهای عربی را به همراه دارد.
تجربه جنگ یمن در سال ۲۰۱۵ نشان میدهد که پاکستان میان همکاری دفاعی با عربستان و ورود مستقیم به جنگ تمایز قائل است. در آن زمان پارلمان با مشارکت نظامی در جنگ مخالفت کرد؛ تصمیمی که با فشارهای امنیتی در مرز هند، مسئله کشمیر، ناامنیهای داخلی و وضعیت بلوچستان همخوانی داشت. همین محدودیتها همچنان احتمال اعزام نیروی رزمی به یمن را پایین نگه میدارند.
سناریوی محتملتر، گسترش همکاریهای اطلاعاتی، فنی، آموزشی و دفاعی با عربستان، در حوزه پدافند هوایی، امنیت دریایی و حفاظت از زیرساختهای حساس است. این سطح از حمایت میتواند انتظارات ریاض را پاسخ دهد، بدون آنکه پاکستان را به طرف مستقیم جنگ تبدیل کند. همزمان، اسلامآباد ناگزیر است کانالهای خود با تهران را حفظ کند تا همکاری با عربستان اقدامی خصمانه علیه ایران تلقی نشود.
ملاحظات داخلی هم فضای مانور دولت و ارتش را محدود میکند. تنوع مذهبی و قومی پاکستان باعث میشود ورود به منازعهای با ابعاد فرقهای، خطر تشدید شکافهای داخلی را افزایش دهد. بحران اقتصادی و حساسیت افکار عمومی نسبت به هزینههای جنگ هم انگیزه ورود مستقیم را کاهش میدهد.
در سطح بینالمللی، پاکستان باید انتظارات آمریکا و کشورهای غربی برای مشارکت بیشتر در امنیت دریایی را با روابط راهبردی خود با چین هماهنگ کند. پکن از گسترش بحرانی که مسیرهای انرژی و کریدور اقتصادی چین-پاکستان را تهدید کند سودی نمیبرد. برآیند این فشارها، اسلامآباد را به سمت «حمایت محدود و میانجیگری فعال» سوق میدهد؛ راهبردی برای حفظ روابط با عربستان، جلوگیری از تنش با ایران و پرهیز از گرفتارشدن در جنگی فرسایشی. موفقیت این سیاست به توان پاکستان در مدیریت همزمان فشار ریاض، حساسیت تهران و شکنندگی داخلی خود بستگی خواهد داشت./منبع



