آسیاآفریقاآمریکااروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آیا به پیمانی برای بی‌طرفی نیاز داریم؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا به پیمانی برای بی‌طرفی نیاز داریم؟» توسط نامان کارل-توماس هبتوم (Naman Karl-Thomas Habtom) در ریسپانسیبل استیت کرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی ضرورت تعریف و تثبیت بی‌طرفی در دنیای چندقطبی امروز می‌پردازد و اهمیت تصویب یک پیمان بین‌المللی برای کاهش ابهام‌ها و افزایش ثبات امنیتی جهانی را نشان می‌دهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


در دنیای امروز که تحریم‌های اقتصادی، صادرات فناوری‌های دوگانه و جنگ‌های ترکیبی به‌طور گسترده به‌کار گرفته می‌شوند، مرز بین صلح و جنگ مبهم شده است. با این حال، مفاهیم بی‌طرفی هنوز در چارچوب زمان جنگ‌های سنگری باقی مانده‌اند و نیاز به بازتعریف و تثبیت از طریق یک معاهده بین‌المللی برای امنیت جهانی احساس می‌شود. در قرن بیست‌ویکم، بی‌طرفی اغلب به معنای دلخواه هر کشور است؛ کشورهایی مانند سوئیس و ایرلند می‌توانند با تحریم‌های غیرسازمانی (مانند اتحادیه اروپا) سازگار باشند، در حالی که دیگران این دیدگاه را نمی‌پذیرند. کشورهای جنوب جهان نیز معمولاً به‌طور موردی تصمیم می‌گیرند، مثلاً با خودداری از اتخاذ موضع مشخص در یک درگیری و دعوت به حل مسالمت‌آمیز اختلافات.

اهمیت بی‌طرفی در طول زمان تغییر کرده و پس از پایان جنگ سرد به‌طور قابل ‌توجهی کاهش یافت، چرا که ایالات متحده به تنها قدرت جهانی تبدیل شد. با ظهور چندقطبی، بی‌طرفی بار دیگر مورد توجه جهانی قرار گرفته، اما معنای آن کمتر مشخص است. بی‌طرفی، همراه با مفاهیم مرتبط اما متمایز هم‌پیمانی و چندهم‌پیمانی، شکل‌های مختلفی دارد و موجب ایجاد رویکردهای ناهماهنگ شده است. ابهامات ذاتی بی‌طرفی قرن بیست‌ویکم، عمل کشورها را در چارچوبی سازگار و معتبر دشوار می‌کند؛ برای مثال، پذیرش تدریجی تحریم‌های غیرسازمانی توسط سوئیس، توانایی آن در میزبانی مذاکرات صلح یا حتی نگهداری سرمایه‌ها را کاهش داده، در حالی که کشورهای غرب آسیا با بی‌طرفی انتخابی در میانجی‌گری بین مسکو، واشنگتن و کی‌یف موفق‌تر بوده‌اند.

واکنش‌ها به بی‌طرفی نیز متنوع شده است؛ در دوره ریاست‌جمهوری بایدن، ایالات متحده و متحدان ناتو، چین را به‌خاطر روابط تجاری قوی با روسیه «توانمندکننده قطعی» خواندند، در حالی که روابط روسیه و هند نادیده گرفته شد. در مقابل، دولت ترامپ، هند را هدف اقدامات اقتصادی شدیدتری قرار داد و پیتر ناوارو، مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور، جنگ اوکراین را «جنگ مودی» نامید. با شدت‌گرفتن رقابت ژئوپلیتیکی و نقش‌آفرینی قدرت‌های متوسط، مفاهیم سنتی بی‌طرفی که براساس پیمان‌ها و هم‌پیمانی‌های دوران جنگ سرد شکل گرفته‌اند، ناکافی شده‌اند. بی‌طرفی امروز فراتر از میدان نبرد، شامل روابط اقتصادی، زیرساخت‌های دیجیتال و هم‌پیمانی‌های دیپلماتیک است، اما هنوز تعریف جامع و به‌روزی ندارد.

با تمایل قدرت‌های نوظهور مانند اندونزی، برزیل و هند به پرهیز از سیاست‌های بلوکی، اهمیت بی‌طرفی یا عدم هم‌پیمانی افزایش می‌یابد و امکان کاهش خطر جنگ و تقویت همکاری جهانی را دارد. پیمان بین‌المللی بی‌طرفی که حقوق و مسئولیت‌های کشورها را مشخص کند، می‌تواند ناسازگاری‌ها را کاهش دهد، خطر درگیری را کم کند و اعتماد به هنجارهای بین‌المللی را بازگرداند. چنین پیمانی شفافیت و قطعیت در روابط بین‌الملل ایجاد کرده و به‌طور رسمی وضعیت بی‌طرف کشورها را توسط سایر دولت‌ها به رسمیت می‌شناسد، شامل مواردی چون چشم‌پوشی از تحریم‌های غیرسازمانی یا محدودیت‌های ثانویه.

علاوه بر این، پیمان می‌تواند تعهد کشورها به نقش میانجی‌گری یا میزبانی مذاکرات را مشخص کند، که علاوه بر ارتقای اعتبار بی‌طرفی، سرمایه‌گذاری دیگر کشورها در این مسیر را تشویق می‌کند. همچنین می‌تواند نگرانی‌ها درباره توسعه اتحادها و تمرینات نظامی مشترک را کاهش دهد و ثبات وضعیت کشورها و منطقه را تضمین کند. در بعد دیپلماتیک، تضمین رفتار یکسان و پایبندی به استانداردها از جمله مصونیت رؤسای کشورها، امکان ایفای نقش‌های پنهان و همزمان رعایت تعهدات قانونی را فراهم می‌آورد. ماهیت غیرالزام‌آور این اقدامات می‌تواند اثرگذاری هنجاری داشته باشد و نسخه به‌روز بی‌طرفی را در روابط بین‌الملل تثبیت کند.

ایجاد یک هنجار جدید بی‌طرفی می‌تواند مشابه روند توسعه معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای یا توافق‌های ضدآزمایش هسته‌ای باشد که با وجود نقض‌ها، به‌طور بنیادین انتظارات را تغییر داده‌اند. پیمان بی‌طرفی می‌تواند شامل دو دسته امضاکننده باشد: کشورهایی که بی‌طرف هستند و کشورهایی که وضعیت بی‌طرف دیگران را به‌رسمیت می‌شناسند و براساس آن تعامل می‌کنند. کشورها و قدرت‌های متوسط غیرهم‌پیمان باید پیشگام این تلاش باشند و حمایت قدرت‌های بزرگ مانند ایالات متحده، روسیه و چین، مشروعیت آن را تقویت می‌کند. بدون چنین پیمانی، بی‌طرفی صرفاً ابزاری فرصت‌طلبانه خواهد بود؛ با تصویب آن، بی‌طرفی می‌تواند به پایه‌ای برای امنیت جهانی در قرن بیست‌ویکم تبدیل شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا