ظهور «اجماع جنوب جهانی» با رهبری پکن
از آنجایی که جنوب جهانی بهدنبال یک مدل توسعه بهتر است و چین بهدنبال جایگزینهایی برای بازارهای بالغ می گردد، تطابق ناشی از نیاز متقابل در حال ظهور است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ظهور “اجماع جنوب جهانی” با رهبری پکن» به قلم اندرو شنگ (Andrew Sheng) در ساوت چاینا مورنینگ پست (SCMP)منتشر شده است. این مقاله به تحلیل تغییر پارادایم توسعه در جهان میپردازد. نویسنده توضیح میدهد که پس از شکستهای مالی و اقتصادی غرب در سالهای ۱۹۹۷ و ۲۰۰۷ و بهویژه با افزایش حمایتگرایی و تعرفههای تجاری در دوره ترامپ، «اجماع واشنگتن» اعتبار خود را در میان کشورهای جنوب جهانی از دست داده است. این امر سبب شده است تا مدل توسعه عملگرایانه چین که بر توسعه با کیفیت بالا، فناوری و انرژی سبز متمرکز است، بهعنوان یک مسیر واقعبینانهتر برای توسعه و دستیابی به اهداف توسعه پایدار سازمان ملل مورد استقبال قرار گیرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
مفهوم «اجماع پکن» که در سال ۲۰۰۴ بهعنوان یک مدل جایگزین برای «اجماع واشنگتن» نئولیبرال مطرح شد، اکنون جای خود را به یک «اجماع جنوب جهانی» داده است که نه بر ایدئولوژی، بلکه بر واقعگرایی متمرکز است. ناکامیهای مکرر غرب در مدیریت بحرانهای مالی، بهویژه پس از بحران مالی سال ۲۰۰۷، و ناتوانی مدلهای غربی در تأمین بودجه لازم برای زیرساختهای بلندمدت و مقابله با تغییرات اقلیمی در کشورهای در حال توسعه، شکهای جنوب جهانی را نسبت به اجماع واشنگتن افزایش داد. در مقابل، چین که توانست در چهار دهه، هشتصد میلیون نفر را از فقر خارج کند و با طرحهایی مانند «ساخت چین ۲۰۲۵» و تمرکز بر توسعه با کیفیت بالا، هوش مصنوعی و انرژی سبز، قدرت صنعتی و فناورانه خود را تقویت کند، بهعنوان یک الگوی عملی و قابل اجرا برای توسعه شناخته شد. تشدید تعرفهها و تسلیحاتی شدن دلار توسط دولت ترامپ، کشورهای جنوب جهانی را به این نتیجه رساند که چین یک مدل واقعبینانهتر برای پیشرفت ارائه میدهد.
در حال حاضر، چین وارد مرحله جدیدی از توسعه شده است که هدف آن تبدیل شدن به یک اقتصاد مبتنی بر برق، تقویتشده توسط هوش مصنوعی و رباتیک، و رسیدن به خوداتکایی در برابر تهدیدات خارجی است. چین که همچنان به تجارت جهانی و سرمایهگذاری خصوصی متعهد است، با وجود کند شدن نرخ رشد خود به ۴ تا ۴.۵ درصد تا سال ۲۰۳۵، همچنان دو برابر سریعتر از اقتصادهای پیشرفته رشد خواهد کرد. همزمان، کشورهای جنوب جهانی بهشدت به دنبال بازارهای جدید، منابع سرمایهگذاری و تجربه توسعهای هستند، زیرا اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs) نتوانستهاند بهطور مؤثری اجرا شوند. این شرایط، یک ضرورت متقابل ایجاد کرده است: چین نیاز به مواد خام و بازارهای جدید برای مصرف داخلی و انتقال تولیدات خود دارد، و جنوب جهانی به سرمایهگذاری و فرصتهای شغلی نیاز دارد تا در زنجیره ارزش جهانی ارتقا یابد.
این ائتلاف، که با سیاستهای حمایتگرایانه و تکجانبه دولت ترامپ تسریع شده است، دیگر یک مدل ایدئولوژیک نیست، بلکه یک «اجماع جنوب جهانی» است که بر عملیگرایی و بقا در جهانی متمرکز است که نظم جهانی آن در حال فروپاشی است. کشورهای جنوب جهانی میخواهند در تدوین قوانین نظم نوین جهانی صدای خود را داشته باشند و از قانون جنگل اجتناب کنند. در نتیجه، این اجماع جدید، کمتر بر نظریه و بیشتر بر چگونگی شکوفایی در یک محیط بینالمللی پیچیده و ناپایدار تمرکز دارد./ منبع



