آسیااقتصاد و تجارت

از بن‌بست جغرافیایی تا قطب ترانزیتی؛ نقش «کمربند و جاده» در اقتصاد کشورهای محصور در خشکی

خط آهن چین-لائوس نشان می‌دهد که چگونه توسعه زیرساخت‌های ریلی در ابتکار کمربند و جاده، کشورهای محصور در خشکی را از حاشیه به متن تجارت جهانی می‌آورد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، سرمقاله‌ای با عنوان «از بن‌بست جغرافیایی تا قطب ترانزیتی؛ نقش «کمربند و جاده» در اقتصاد کشورهای محصور در خشکی» در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این سرمقاله استدلال می‌کند که توسعه خطوط ریلی در چارچوب ابتکار کمربند و جاده، با تغییر منطق جهانی‌شدن از رویکرد صرفاً دریامحور به ترکیبی از شبکه‌های زمینی و دریایی، کشورهای محصور در خشکی را از انزوای جغرافیایی خارج کرده و به حلقه‌های کلیدی در زنجیره تأمین جهانی تبدیل می‌کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

ارزش مبادلات تجاری از طریق خط آهن چین-لائوس تا اوایل اکتبر ۲۰۲۶ از مرز صد میلیارد یوان (حدود ۱۴.۹ میلیارد دلار) عبور کرده و بیش از ۲۰ میلیون تن کالا از این مسیر جابه‌جا شده است. لائوس به‌عنوان تنها کشور محصور در خشکی در جنوب شرقی آسیا، همواره برای واردات و صادرات خود به بنادر و جاده‌های کشورهای همسایه وابسته بوده است؛ وابستگی پرهزینه‌ای که به معنای کرایه‌های حمل‌ونقل بالاتر، تأخیرهای طولانی‌تر و فساد بیشتر محصولات بود. بر اساس برآوردهای آنکتاد (UNCTAD)، هزینه‌های تجاری کشورهای در حال توسعهِ محصور در خشکی، حدود ۵۰ درصد بیشتر از کشورهای ساحلی است. همین انزوای جغرافیایی، آن‌ها را در حاشیه شبکه‌های سنتی جهانی‌شدن که عمدتاً بر تجارت دریایی استوار بوده‌اند، قرار داده است.

افتتاح خط آهن هزار کیلومتری میان چین و لائوس در دسامبر ۲۰۲۱، این معادله را دگرگون کرد. اکنون سریع‌ترین قطارها مسیر وینتیان به کونمینگ را در کمتر از ۱۰ ساعت طی می‌کنند. لائوس با اتصال به شبکه‌ای که کونمینگ، بانکوک، کوالالامپور و در آینده سنگاپور را به هم پیوند می‌دهد، از کشوری فراموش‌شده در حاشیه، به یک قطب ترانزیتی تبدیل شده است. این تحول تنها به معنای ساخت یک مسیر ریلی توسط چین نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییر بنیادین در منطق توسعه است. در گذشته، تنها راه ورود یک کشور محصور در خشکی به تجارت جهانی، عاریه‌گرفتن بندر همسایگان بود، اما اکنون شبکه‌های ریلی، خطوط لوله و شبکه‌های دیجیتال در حال تغییر سرنوشت این کشورها هستند؛ الگویی که در خط آهن آدیس‌آبابا-جیبوتی در آفریقا و پروژه در دست احداث چین-قرقیزستان-ازبکستان در آسیای مرکزی نیز تکرار شده است.

رسانه‌های غربی در بررسی ابتکار «کمربند و جاده» غالباً بر کلیدواژه «تله بدهی» تمرکز می‌کنند، اما این رویکرد، تحولات واقعی میدانی را نادیده می‌گیرد. پرسش اصلی این نیست که چه کسی به چه کسی بدهکار است، بلکه مسئله محوری، پیامدهای عملی این «اتصال» است. کاهش زمان سفر از چند روز به کمتر از ۱۰ ساعت، افت چشمگیر ضایعات محصولات کشاورزی (از ۲۰ درصد به ۵ درصد) و اشتیاق جوانان به فراگیری مهارت‌های فنی، از دستاوردهای ملموس این تغییرات است.

با تکمیل توسعه این خط آهن به سمت تایلند و ویتنام و تبادل متقابل کالاها، نظیر حرکت محصولات کشاورزی به سمت شمال و صدور خودروهای الکتریکی به سمت جنوب، منطق جهانی‌شدن در حال گذار از یک روند انحصاریِ دریامحور به ترکیبی از خشکی و دریاست؛ گذاری که برای نخستین بار فرصتی واقعی برای شکوفایی اقتصادی کشورهای محصور در خشکی فراهم می‌آورد./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا