ایالات متحدهداخلیسیاسی

نفرین حاکمان مستقر در کاخ سفید

موج خشم رأی‌دهندگان علیه دولت‌های مستقر از ۲۰۲۴ همچنان ادامه دارد.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «نفرین حاکمان مستقر» به قلم دیوید ای. گراهام (David A. Graham) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است که تداوم موج جهانی نارضایتی از دولت‌های مستقر و پیامدهای آن برای ثبات سیاسی و تداوم سیاست‌ها را بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

نتایج دور نخست انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل نشان داد موج ضد دولت‌های مستقر که از سال ۲۰۲۴ در بسیاری از کشورهای جهان آشکار شد، هنوز فروکش نکرده است. در این انتخابات، لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور کنونی و چهره اصلی جریان چپ برزیل، برخلاف انتظار با اختلافی محدود از فلاویو بولسونارو، رقیب راست‌گرا و پسر ژائیر بولسونارو، عقب افتاد. دو نامزد در ۲۵ اکتبر برای تعیین رئیس‌جمهور در دور دوم رقابت خواهند کرد. عملکرد ضعیف لولا تنها به نگرانی‌های امنیتی و پرونده‌های فساد مربوط نیست؛ فرسودگی سیاسی ناشی از حضور طولانی‌مدت او در مرکز سیاست برزیل نیز در این نتیجه مؤثر است.

این تحول در چارچوب روند گسترده‌تری قابل تفسیر است که در آن رأی‌دهندگان بیش از آنکه به برنامه‌ای مشخص یا ایدئولوژی خاص رأی دهند، علیه دولت و جریان سیاسی حاکم موضع می‌گیرند. پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا نیز تا حدی در همین چارچوب قابل توضیح است. بخشی از رأی‌دهندگان نه الزاماً از ترامپ حمایت کردند، بلکه از عملکرد دولت جو بایدن و وضعیت موجود ناراضی بودند. این الگو در کشورهای مختلف با گرایش‌های سیاسی متفاوت تکرار شده و نشان می‌دهد نارضایتی از حکومت‌های مستقر به پدیده‌ای فراتر از رقابت معمول چپ و راست تبدیل شده است.

ریشه‌های این نارضایتی ترکیبی از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دوران پساکرونا، نگرانی درباره تورم و امنیت، بی‌اعتمادی به نهادهای دموکراتیک و احساس ناکارآمدی نظام‌های سیاسی است. در شرایط عادی، احزاب حاکم معمولاً از مزیت انتخاباتی برخوردارند، اما کاهش این مزیت و تمایل فزاینده رأی‌دهندگان به تغییر سریع دولت‌ها می‌تواند چرخه‌ای از بی‌ثباتی ایجاد کند. سیاستمداران نیز برای حفظ یا بازپس‌گیری قدرت ممکن است به مواضع تندتر و اقدامات سیاسی پرریسک‌تر روی آورند.

نمونه‌های سال جاری این روند را در طیف‌های مختلف سیاسی نشان می‌دهد. در مجارستان، ائتلافی گسترده برای کنار زدن ویکتور اوربان شکل گرفته است. در دانمارک، ائتلاف حاکم کرسی‌هایی از دست داد و در نهایت دولتی ضعیف‌تر شکل گرفت. در آلمان، محبوبیت پایین دولت فریدریش مرتس و تقویت احزاب چپ و راست، موقعیت دولت میانه‌رو را متزلزل کرده است. در اسپانیا نیز پدرو سانچز انتخابات زودهنگام پارلمانی را اعلام کرده، در حالی که نظرسنجی‌ها از عقب‌ماندن حزب او در برابر حزب راست میانه حکایت دارند.

بریتانیا نمونه دیگری از شتاب گرفتن این چرخه است. رأی‌دهندگان در ۲۰۲۴ به دولت محافظه‌کار طولانی‌مدت پایان دادند، اما دولت کارگر نیز تنها دو سال بعد با کاهش شدید محبوبیت روبه‌رو شد. در آمریکا نیز ترامپ که از نارضایتی نسبت به دولت قبلی سود برد، اکنون با همان نیروی سیاسی مواجه است. تداوم تورم و نارضایتی از عملکرد دولت می‌تواند در انتخابات میان‌دوره‌ای به زیان جمهوری‌خواهان تمام شود.

پیامد اصلی این روند، شکننده شدن دستاوردهای سیاسی است. حتی اگر دولت جدید بتواند تغییرات گسترده‌ای در سیاست داخلی یا خارجی ایجاد کند، نارضایتی پایدار رأی‌دهندگان می‌تواند در انتخابات بعدی آن تغییرات را معکوس کند. بنابراین، مسئله صرفاً جابه‌جایی قدرت میان احزاب نیست؛ تداوم بی‌اعتمادی عمومی می‌تواند سیاست‌گذاری بلندمدت را دشوارتر، رقابت سیاسی را تندتر و نظام‌های دموکراتیک را بی‌ثبات‌تر کند. در چنین شرایطی، هر پیروزی انتخاباتی باید بیشتر به‌عنوان فرصتی موقت و شکننده تلقی شود تا مجوزی برای تغییرات پایدار سیاسی./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا