خودمختاری راهبردی؛ قطبنمای هند و غرب آسیا در نظم نوین جهانی
با فرسایش نظم غربی، هند و قدرتهای غرب آسیا بهدنبال خودمختاری راهبردی و ایفای نقش در شکلدهی به یک نظم چندقطبی نوظهور هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان ««خودمختاری راهبردی»؛ قطبنمای هند و غرب آسیا در نظم نوین جهانی» به قلم کبیر تانجا (Kabir Taneja) در بنیاد آبزرور (Observer Resarch Foundation) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که با فرسایش نظم غربی، هند و قدرتهای غرب آسیا از طریق موازنهگری و میانجیگری بهدنبال «خودمختاری راهبردی» هستند تا جایگاه خود را در نظم چندقطبی نوظهور تثبیت کنند، هرچند در این مسیر با چالشهای هماهنگی روبهرو هستند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
هند بهتازگی پس از یک دهه وقفه، میزبان دومین نشست وزرای خارجه هند و اعراب بود. اولین نشست در سال ۲۰۱۶، در دورهای با ثباتتر برگزار شد که در آن، رقابتهای جهانی و منطقهای در چارچوب یک ساختار چندجانبه جهانی بزرگتر مهار میشد. اگرچه موضوعات مورد بحث عمدتاً مشابه باقی ماندهاند، اما سازوکارهای رسیدگی به آنها بر تعهد غرب به یک سیستم بینالمللی مبتنی بر قوانین استوار بود، اما با این حال، تا سال ۲۰۲۶، به نظر میرسد خود غرب در حال ساختارشکنی این نظم است و فضایی را برای دیگران ایجاد میکند تا بهعنوان رقبایی در شکلدهی به سیستم جهانی بعدی ظهور کنند.
ساختارشکنی نظم بینالمللی بهسرعت رخ داده است. شبهقاره هند و غرب آسیا هر دو خود را در معرض این واقعیت جدید یافتهاند. برای دهلینو، ابوظبی و ریاض، این لحظه فرصتی برای گام برداشتن و شکل دادن به آینده یک نظم سیاسی جدید است؛ اما این سؤال باقی است که آیا این قدرتها برای ایفای چنین نقشی آمادهاند یا این لحظه تغییر، پیش از موعد فرا رسیده است. میزبانی هند از رهبران عرب به تقویت موضع این کشور در قبال فلسطین کمک کرد، اما با این حال، دهلینو در چند سال گذشته، متأثر از جنگ غزه و تنشهای مجدد با ایران، در حال یک موازنهگری ظریف در غرب آسیا بوده است.
همزمان با نشست اعراب، معاون مشاور امنیت ملی هند در بحبوحه تنشهای شدید با ایالات متحده و استقرار ناوگان نظامی بزرگ آمریکا در اطراف ایران، وارد این کشور شد. در عین حال، گزارشها حاکی از آن است که نارندرا مودی، نخستوزیر هند، ممکن است در اواخر این ماه از اسرائیل بازدید کند. این وضعیت منعکسکننده یک مفهوم کلیدی در سیاست خارجی هند و غرب آسیا است: «خودمختاری راهبردی». اولین نشانههای این تغییر در سال ۲۰۲۲ در سازمان ملل آشکار شد، زمانی که قدرتهای عربی در جنگ اوکراین صریحاً از آمریکا و اروپا علیه روسیه جانبداری نکردند. در حالی که این رویکرد برای هند، بهعنوان یکی از حامیان دیرینه عدم تعهد، آشنا بود، اتخاذ استراتژی مشابه در غرب آسیا پیامدهای بسیار مهمتری داشت؛ قدرتهای خلیج فارس به دنبال خودمختاری راهبردی بودند، حتی در حالی که به تضمینهای امنیتی آمریکا وابسته باقی ماندند.
سیاست خارجی هند ریشه در واقعیتهای جغرافیایی و دیپلماسی دیرینه آن دارد. این کشور عموماً از پیوستن به بلوکها و تبدیل شدن به یک مهره فرعی در سیستمهای اتحاد خودداری میکند. هند عضو گروه چهارجانبه (کواد) با آمریکا، استرالیا و ژاپن است و همزمان در سازمان همکاری شانگهای و بریکس که روسیه و چین در آن نقش برجستهای دارند، مشارکت میکند. این رویکرد در زیرساخت دفاعی آن نیز مشهود است؛ جایی که موشکهای براهموس ساخت مشترک با روسیه بر روی جنگندههای میراژ سال ۲۰۰۰ ساخت فرانسه که حامل تسلیحات اسرائیلی نیز هستند، ادغام میشوند.
در غرب آسیا ، ایده خودمختاری راهبردی مسیر متفاوتی را طی کرده است. کشورهایی مانند قطر، امارات و عربستان بهطور فزایندهای خود را بهعنوان قدرتهای میانی ارزشمندی که قادر به میانجیگری در درگیریهای بزرگتر هستند، معرفی کردهاند. حتی ترکیه، عضو ناتو، نیز مسیر مشابهی را در پیش گرفته است. هند مدتهاست که از چندقطبیگرایی، به معنای وجود چندین مرکز قدرت، حمایت کرده و خود را یکی از این مراکز در آسیا میبیند. در آن سوی دریای عرب نیز، تلاش برای تبدیل شدن به یک قطب قدرت در خلیج فارس به خوبی در جریان است. در نهایت، این سؤال مطرح میشود که آیا قدرتهای نوظهور برای پر کردن خلأهای بهجامانده از جهان غرب غافلگیر شدهاند؟ پاسخ احتمالاً مثبت است. نحوه هماهنگی قدرتهای منطقهای برای پر کردن این شکافها نامشخص است. این امر فرصتی بالقوه برای ایجاد یک گفتگوی جدید در چارچوبهایی مانند نشست وزرای خارجه هند و اعراب فراهم میکند. دهلینو، بیش از هر بازیگر دیگری، در موقعیت مناسبی برای پیشبرد این پیشنهاد و احیای این سازوکارهای دیپلماتیک قرار دارد./ منبع



