آسیااقتصاد و تجارت

جهان آزاد به چین روی می‌آورد

در آینده نه چندان دور اکثر کشورهای جهان به سمت ارتباط گرفتن با چین روی می‌آورند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جهان آزاد به چین روی می‌آورد» که در کی‌یف پست (Kyiv Post) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل وضعیت سیاسی و اقتصادی غرب و چین در دوران ریاست جمهوری ترامپ پرداخته و تأکید دارد که با خصومت ترامپ نسبت به متحدان آمریکا، بسیاری از کشورهای اروپایی به سوی چین تمایل پیدا کرده‌اند. نویسنده بر این باور است که در حالی که برخی کشورها مانند کانادا و بریتانیا روابط خود را با چین گسترش داده‌اند، کشورهای اروپایی نیز ممکن است در آینده‌ای نزدیک به این مسیر پی ببرند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

دولت ترامپ ممکن است برای ثبات غربی فاجعه‌بار باشد، اما هیچ‌کس به اندازه مارک کارنی از خصومت‌های ترامپ بهره‌برداری نکرده است. کارنی که نخست‌وزیری خود را مدیون دشمنی‌های کاخ سفید است، به‌ویژه در میان اروپاییانی که برای مقابله با «محبت سخت» ترامپ آماده نبودند، محبوبیت یافته است.

با این حال، با وجود اینکه کارنی در اروپا ستایش‌هایی دریافت کرده، باید با احتیاط به او به‌عنوان پیام‌آور یک نظم جهانی جدید نگاه کرد. در حالی که کارنی از قدرت در اعداد می‌گوید، اتحاد میان کشورهای تحت‌فشار نمی‌تواند در برابر فشار دو ابرقدرت که برای تسلط بر کشورهای میانه‌قدرت رقابت می‌کنند، دوام بیاورد.

این موضوع با «شراکت استراتژیک» کانادا با چین، که بلافاصله باعث نارضایتی ایالات متحده شد، به وضوح نشان داده شده است. در جایی دیگر، لحن نسبت به چین نیز نرم‌تر شده است. کی‌یر استارمر، رهبر حزب کارگر بریتانیا، در سفر تاریخی خود به چین با استقبال گرم شی جین‌پینگ مواجه شد و از لزوم داشتن «روابط پیچیده‌تر» سخن گفت؛ اذعان به این که تخلفات متعدد چین دیگر نمی‌تواند مانع روابط تجاری شود.

حالا این سوال مطرح است که آیا کشورهای اروپایی دیگر نیز این مسیر را دنبال خواهند کرد؟ با توجه به اینکه بروکسل در حال واگذاری زمین در سایر توافقات تجاری است، چرا کمی بیشتر به مرکانتیلیسم روی نیاوریم تا وابستگی به شریک بی‌ثبات آمریکایی را کاهش دهیم؟

این پیشنهاد اغواکننده است و حمایت برخی رهبران اتحادیه اروپا را به خود جلب کرده است، اما با وجود استقبال ویژه‌ای که رهبران غربی از پکن داشته‌اند، هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند که اروپایی‌ها به‌عنوان خواستاران به آنجا رفته‌اند، و ریاکاری آنها با اشتهای چین برای نفت خام روسیه، کمپ‌های بازداشت اویغورها و حمایت از کره شمالی – که سربازان آن به شدت درد اوکراین را افزایش داده‌اند – نمایان شده است. در عین حال، وضعیت تبت، که زمانی از مسائل برجسته برای نخبگان سیاسی اروپا بود، تقریباً فراموش شده است.

در پی تمام آشوب‌های ماه گذشته، کمتر کسی به خوشبینی‌هایی که رهبران اروپا در ابتدای سال ابراز کرده بودند، توجه خواهد کرد. پیام آن‌ها این بود که “اروپا در دست قدرت‌های بزرگ نیست” اما ای‌کاش این حقیقت داشت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا