ترامپ، پوتین و خروج از جنگ
پیچیدگیهای جنگهای فرسایشی نشان میدهد که تلاشهای دونالد ترامپ برای خروج از بحرانهای اوکراین و ایران بهشدت نیازمند همکاری بازیگران کلیدی همچون روسیه و چین است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ، پوتین و خروج از جنگ» نوشته غسان شربل (Ghassan Charbel) در الشرق الاوسط (Asharq Al-Awsat) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی پیچیدگیهای خروج از جنگهای فرسایشی، وابستگی متقابل رهبران آمریکا و روسیه برای حل بحرانهای اوکراین و تنگنای اقتصادی ایران و چالشهای پیشروی دیپلماسی بینالمللی میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
آغاز جنگها عموماً با اراده رهبران سیاسی صورت میگیرد، اما پایان دادن به آنها امری بسیار پیچیدهتر است که به پایداری و مقاومت طرف مقابل بستگی دارد. جنگهای طولانیمدت بهتدریج از آرزوی به زانو درآوردن دشمن، به تلاشی برای متقاعد کردن آنها جهت پذیرش شکست یا بخشی از آن تبدیل میشوند. در شرایط کنونی، سیاست فشار و حصارکشی اقتصادی علیه ایران، واشنگتن را ناچار میسازد تا برای موفقیت راهبرد خود به همکاری بازیگران کلیدی دیگری نظیر چین و روسیه متکی باشد. در حالی که چین تمایلی به ورود به هزینههای سنگین اقتصادی ندارد، روسیه به دلیل درگیری عمیق در باتلاق اوکراین، پویایی متفاوتی را تجربه میکند.
از سوی دیگر، ولادیمیر پوتین پس از سالها درگیری نظامی فرسایشی، تحریمهای شدید غربی و تلفات انسانی سنگین، به نوعی به توافق یا همراهی با دونالد ترامپ نیاز دارد تا از بحران اوکراین خارج شود. با این وجود، رهبر کرملین با نشان دادن انعطافهای ظاهری و بدون ارائه امتیازات بنیادی، تلاش میکند منافع مسکو را حفظ کند. ترامپ نیز در تلاش است تا با استفاده از اهرمهای دیپلماتیک و اعزام فرستادگان خود، میانجیگریهایی را در جبهههای مختلف دنبال کند.
پیوند خوردن تحولات خلیج فارس، تنشها در تنگه هرمز و جنگ اوکراین نشان میدهد که بحرانهای بینالمللی تا چه اندازه به یکدیگر گره خوردهاند. موفقیت نهایی در خروج از این مخمصهها، به توانایی رهبران در ایجاد موازنههای جدید، کاهش هزینههای جنگ و سنجش دقیق واقعیتهای میدانی بستگی دارد؛ امری که صبر سیاسی و ارزیابی واقعبینانه را به بهترین ابزار برای درک آینده این تحولات تبدیل میکند./ منبع



