آمریکای ترامپ همچنان برای مدیریت رقابت با چین به متحدان خود نیاز دارد
حفظ متحدان آمریکا بهمعنای کاهش تعرفهها و تدوین راهبرد بلندمدت است که هر دو برخلاف نقاط قوت ترامپ هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آمریکای ترامپ همچنان برای مدیریت رقابت با چین به متحدان خود نیاز دارد» به قلم ریچارد حیدریان (Richard Heydarian) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که با وجود تمایلات یکجانبهگرایانه و حمایتگرایانه دونالد ترامپ در دور دوم ریاستجمهوری، کاهش سرمایه سیاسی داخلی و مهمتر از آن، رشد سریع و چشمگیر قدرت فناوری چین، ترامپ را ناگزیر به اتخاذ رویکردی عملگرایانهتر در سیاست خارجی کرده است. نویسنده با اشاره به اینکه چین در ۳۷ مورد از ۴۴ فناوری حیاتی پیشتاز است و راهبرد «ساخت چین ۲۰۲۵» آن بهسمت خودکفایی کامل حرکت کرده، تأکید میکند که تلاشهای آمریکا برای سرمایهداری دولتی بهتنهایی کافی نیست. در نتیجه، برای رقابت با چین در حال اوجگیری و حفظ برتری در صنایع حیاتی (مانند نیمهرساناها)، ترامپ چارهای جز همکاری و هماهنگی با متحدان اروپایی و آسیایی خود در یک «راهبرد شبکهای» یکپارچه ندارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در پی کاهش سرمایه سیاسی داخلی دونالد ترامپ (که در عقبنشینیهای داخلی مانند تعامل با منتقدان و انتشار اسناد حساس مشهود است)، او ناگزیر به اتخاذ یک رویکرد عملگرایانهتر و مشارکتیتر در عرصه بینالمللی شده است. این چرخش، بهویژه در برابر چالش چین، که با موفقیت در مقابل جنگهای تجاری ترامپ مقاومت کرده و بر تقویت قدرت اقتصادی و خودکفایی فناوری خود متمرکز شده، ضروری بهنظر میرسد. سیاست «صلح از طریق قدرت» ترامپ اگرچه در مسائلی مانند غرب آسیا و اروپای شرقی نمود داشته، اما در جبهه تجارت، تلاش برای اعمال فشار بر شرکایی مانند برزیل و هند با تعرفههای سنگین، یا بینتیجه بوده و یا با شکست مواجه شده است؛ تا جایی که دولت ترامپ مجبور به لغو محتاطانه تعرفهها علیه متحدانی نظیر فیلیپین و بازنگری در جنگهای تجاری تمامعیار با ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و اروپا شده است.
چین با تکیه بر ظرفیت داخلی گسترده خود و راهبرد موفق «ساخت چین ۲۰۲۵»، که هدف آن دستیابی به امنیت اقتصادی ملی و خودکفایی فناورانه است، میتواند منتظر پایان دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ بماند. چین صدها میلیارد دلار سرمایهگذاری و یارانه را به بخشهای تولیدی و فناوری خود تزریق کرده و اکنون کنترل گلوگاههای تولید جهانی را در اختیار دارد؛ بهطوریکه وابستگی آن به واردات تولیدی از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۱۶ به حدود ۸٫۵ درصد کاهش یافته است. طبق گزارشهای معتبر، چین در ۳۷ مورد از ۴۴ فناوری حیاتی، از جمله هوش مصنوعی، خودروهای برقی و مواد پیشرفته، از آمریکا پیشتاز است و حتی تخمینهای محافظهکارانه نشان میدهد که در صنایع نیمهرسانا نیز تا دهه آینده، آمریکا را پشت سر خواهد گذاشت.
در چنین شرایطی، آمریکا بهتنهایی قادر به رویارویی با چین نیست؛ همانطور که کارشناسان ارشد سیاست خارجی آمریکا هشدار دادهاند، «ظرفیت ملی آمریکا بهتنهایی ممکن است برای مواجهه با این چالش کافی نباشد» زیرا چین در اغلب ابعاد حیاتی قدرت، مقیاس بزرگتری دارد. راهکار اساسی، اتخاذ یک «رویکرد شبکهای» است که در آن آمریکا از «مقیاس ترکیبی متحدان» خود در تمام ابعاد رقابت استفاده کند. این امر مستلزم آن است که ترامپ نهتنها تعرفهها را علیه متحدان اصلی لغو کند، بلکه یک راهبرد یکپارچه را تدوین نماید که نیروی ترکیبی ائتلاف به رهبری آمریکا را تحکیم بخشد. این راهبرد باید شامل عملگرایی بیرحمانه و مهارت دیپلماتیک قابلتوجهی باشد. در غیر این صورت، چین میتواند با بستن توافقهای کوچک و نمایشی برای آرام کردن ترامپ، به پیشروی خود بهسوی تسلط کامل بر اقتصاد جهانی و خودکفایی فناوری ادامه دهد. با توجه به سرعت و مقیاس صعود چین، زمان برای آمریکا و غرب در حال از دست رفتن است و این امر مستلزم کنار گذاشتن غرایز حمایتگرایانه و یکجانبهگرایانه ترامپ بهنفع یک رویکرد چندجانبه و بلندمدت است./ منبع



