آسیاانتخاب سردبیرخارجینظام بین‌الملل و نهادها

صعود جنوب جهانی و پایان تک‌قطبی آمریکا

ایالات متحده باید صعود جنوب جهانی را بپذیرد، نه در برابر آن مقاومت کند؛ بریکس، رقابت چین، اصلاح نهادها و سازگاری غرب با نظم نوین جهانی در حال گسترش است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « ایالات متحده باید صعود جنوب جهانی را بپذیرد، نه در برابر آن مقاومت کند»به قلم لئون هادار  (Leon Hadar)در آسیا تایمز (Asia Times) منتشر شده است. نویسنده استدلال می‌کند که غرب باید با واقعیت چندقطبی ناشی از رشد اقتصادی، نوآوری نهادی و قاطعیت دیپلماتیک جنوب جهانی سازگار شود و از طریق اصلاح نهادها، تعامل رقابتی و ائتلاف‌های انعطاف‌پذیر، این گذار را بهجای مقاومت، هدایت کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

برای دهه‌ها، سیاست‌گذاران غربی فرض می‌کردند نظم بین‌المللی تک‌قطبی باقی خواهد ماند. این عصر پایان یافته است، نه با هیاهو، بلکه از طریق انباشت وزن اقتصادی، قاطعیت دیپلماتیک و نوآوری نهادی جنوب جهانی. سؤال دیگر اهمیت جنوب جهانی نیست، بلکه توانایی واشنگتن در سازگاری با جهانی است که انحصار هنجارسازی، تجارت و امنیت را از دست داده است.

گسترش بریکس—شامل برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی و اعضای جدید مصر، اتیوپی، ایران و امارات—بیش از چالش نمادین است. نارضایتی از سیستمی آتلانتیک‌محور را نشان می‌دهد. منتقدان بریکس را ناهماهنگ می‌دانند؛ هند و چین تنش مرزی، برزیل و روسیه مدل‌های متفاوت دارند. اما بریکس سکویی برای دیدگاهی جایگزین است: کشورهای درحال توسعه نه گیرنده قوانین، بلکه تدوین‌کننده حاکمیت جهانی هستند. بانک توسعه جدید و سیستم‌های پرداخت خارج از سوئیفت، افزونگی مالی ایجاد می‌کنند و آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها را کاهش می‌دهند. قطع روسیه از سوئیفت، همه را به‌فکر انداخت.

مرکز ثقل اقتصادی دو دهه به جنوب و شرق جابه‌جا شده و ادامه دارد. بر اساس برابری قدرت خرید، اقتصادهای نوظهور ۶۰ درصد تولید ناخالص جهانی را دارند. چین شریک تجاری بیش از ۱۲۰ کشور است. این فراتر از نیروی کار ارزان است؛ هند، ویتنام، اندونزی و مکزیک در زنجیره ارزش صعود می‌کنند و اقتصاد دیجیتال و نوآوری می‌سازند. جنوب جهانی دیگر مونتاژکننده نیست؛ طراحی و برندسازی می‌کند. جمعیت‌شناسی تقویت‌کننده است: غرب و چین پیر می‌شوند، آفریقا و جنوب آسیا جوان. تا سال ۲۰۵۰، آفریقا یک‌چهارم جمعیت جهان را دارد. انرژی تجدیدپذیر مزیت می‌دهد؛ لیتیوم، کبالت و عناصر نادر در شیلی، کنگو و اندونزی اهرم جدید هستند.

قاطعیت جنوب جهانی، نهادهای پساجنگ را به‌چالش می‌کشد. صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی غربی ‌محورند. «جامعه بین‌المللی» اغلب یعنی غرب. جنوب از چارچوب‌های جایگزین استفاده می‌کند: سازمان همکاری شانگهای، بانک سرمایه‌گذاری آسیایی، آسه‌آن، اتحادیه آفریقا و مرکوسور. این خصومت نیست، عمل‌گرایی است. چرا وابسته به نهادهای کم‌صدا بمانند وقتی ساختارهای موازی می‌سازند؟ چرا قوانین بدون ورودی‌شان را بپذیرند؟ اوکراین دیدگاه را متبلور کرد. غرب تجاوز را واضح دید، جنوب انتخاب نکرد. هند، آفریقای جنوبی و برزیل روابط دوجانبه حفظ کردند. این واقع‌بینی بود؛ خشم غربی بر حاکمیت اوکراین را با عراق و لیبی مقایسه کردند.

فناوری مرز کلیدی است. نوآوری از غرب بود، حالا چین در هوش مصنوعی جهش کرده. هواوی رقابت‌پذیر بود. خدمات فناوری اطلاعات هند راهبردی شد. استارت‌آپ‌ها برای جنوب جهانی حل می‌کنند. ام‌پسا در کنیا فراگیری مالی آورد. انتخاب بین سکوها، وابستگی را کاهش می‌دهد. در جنوب جهانی، قدرت‌های منطقه‌ای مانند عربستان، ترکیه، برزیل، آفریقای جنوبی و اندونزی سیاست مستقل دارند. عربستان به بریکس پیوست و با ایران (با میانجی‌گری چین) عادی‌سازی کرد. ترکیه به‌رغم ناتو، با آمریکا تضاد دارد. برزیل در آمریکای لاتین مقاومت و به آفریقا پیوند زد. این محیط سیال و معاملاتی است. بلوک‌های سفت جنگ سرد و اتحادهای تک‌قطبی جای خود را به شراکت‌های هم‌پوشان و هم‌راستایی‌های چندگانه داده‌اند. این ابهام برای غرب ناراحت‌کننده است، اما واقعیت جدید به شمار می‌رود.

صعود جنوب جهانی بدون چالش نیست. فساد، نهادهای ضعیف، بدهی و تغییر اقلیم تهدیدند. تقسیمات داخلی—رقابت هند-چین، غرب آسیا، آفریقا—وجود دارد. «جنوب جهانی» آرمانی است. قدرت نظامی در غرب و چین متمرکز است؛ جنوب بر اهرم اقتصادی و دیپلماسی تکیه دارد. برای آمریکا، تنظیم راهبردی ضروری است. باید خیال بازگرداندن برتری بی‌چون‌وچرا را رها کند. جهان چندقطبی شده؛ مسئله چگونگی پیمایش مؤثر است. تبدیل هر پروژه چینی یا ابتکار بریکس به تهدید وجودی، واکنش بیش از حد ایجاد می‌کند و کشورهای بی‌طرف را بیگانه می‌سازد. کشورهای جنوب جهانی بین آمریکا و چین انتخاب نمی‌کنند؛ ترجیح می‌دهند شراکت‌های متعدد را حفظ کنند. نهادهای غربی به اصلاح واقعی نیاز دارند: گسترش شورای امنیت سازمان ملل، افزایش سهام رأی کشورهای در حال توسعه در صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی. تعامل اقتصادی باید پیشنهادهای رقابتی ارائه دهد؛ ابتکار کمربند و جاده موفق شد زیرا غرب تأمین مالی زیرساخت ارائه نکرد. چندجانبه‌گرایی مسئله‌محور مؤثرتر از تقاضای هم‌راستایی راهبردی جامع است.

صعود جنوب جهانی به معنای رقابت مدل‌ها است، نه افول اجتناب‌ناپذیر غرب. سیستم بین‌المللی از طریق تصمیمات تدریجی کشورها در حال بازسازی است. مقاومت در برابر این تحول بیهوده و ضدبازده است؛ سازگاری درحالی که ارزش‌های اصلی حفظ می‌شود، مسیر امیدوارکننده‌تری است. جنوب جهانی باید پتانسیل خود را به نفوذ پایدار تبدیل کند. تحول محتمل است؛ اصول اقتصادی، روندهای جمعیت‌شناختی و شتاب سیاسی همه به‌توزیع قدرت اشاره دارند. اینکه این گذار روان یا پرتلاطم باشد، به انتخاب‌ها بستگی دارد. صعود جنوب جهانی واقعی است؛ غرب باید آن را تسهیل کند یا تا پذیرش اجباری مقاومت ورزد. تاریخ نشان می‌دهد مقاومت گران و در نهایت ناموفق است. حکمت در سازگاری نهفته است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا