شی جینپینگ و نقشه برای جهانِ پساآمریکا
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «شی جینپینگ و نقشه برای جهانِ پساآمریکا» به قلم گیدئون راچمن (Gideon Rachman) در فایننشال تایمز (Financial Times) منتشر شده است که به بررسی تلاشهای چین برای شکلدهی به نظم جهانی جایگزین با اتکا به قدرت نظامی و همگرایی با روسیه، کره شمالی و ایران میپردازد و همزمان سیاستهای دونالد ترامپ را در تضعیف اتحادهای غربی و ایجاد فرصت برای پکن و مسکو تحلیل میکند. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
در پکن مراسم هشتادسالگی پایان جنگ جهانی دوم با رژهای نظامی عظیم برگزار شد که حضور گسترده تجهیزات و نیروها پیام روشنی از قدرت نظامی چین مخابره کرد و همزمان جمعی از رهبران جهانی از جمله ولادیمیر پوتین، کیم جونگاون و رئیسجمهور ایران در آن حضور داشتند. سخنرانی میزبان، پاسداری از صلح و تأکید بر همکاری برد-برد بود اما نمایش تسلیحات و جمعیتی از رهبران همپیمان تصویر دیگری از قصدِ چین برای این نمایش قدرت و نفوذ فراملی ارائه داد. همزمان اظهارنظرهای رئیسجمهور آمریکا نشاندهنده پذیرش گستردهای از این برداشت است که مجموعهای از کشورها بهدنبال تضعیف رهبری جهانی آمریکا هستند.
در روزهای اخیر تأکید بر شکلگیری شبکهای از بازیگران ضدغربی متشکل از چین، روسیه، کره شمالی و ایران افزایش یافته است و نشست پیش از رژه در چارچوب سازمان همکاری شانگهای به حضور مقامات متعدد اختصاص داشت. هرچند در مواردی شواهد حمایت مستقیم و هماهنگ از هم وجود نداشته، محرکهایی همچون اعزام نیروهای کره شمالی به میدانهای جنگ اوکراین، استفاده از پهپادهای طراحیشده در ایران و تولید آنها در روسیه و ادامه تجارت قابل توجه با چین نقش مهمی در تداوم ظرفیتهای نظامی و اقتصادی روسیه ایفا کردهاند.
تصاویر مشترک رهبران و حضور نمادین آنها بازتاب گرایش به بازنگری در نظم بینالمللی است؛ این کشورها، با وجود اختلافات، در این برداشت مشترک هستند که ساختار موجود مانع تحقق اهداف ملیشان شده و در پی ایجاد ترتیباتی جایگزین یا حداقل تضعیف نفوذ نهادهای سنتی غربی هستند. در تحلیلهای نخبگانی درباره عمق و انسجام این ائتلاف اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی سازمان همکاری شانگهای را مجموعهای ناسازگار و دارای تناقضات داخلی میدانند و برخی دیگر نشانههایی چون موافقت بر ایجاد بانکی منطقهای برای تأمین مالی زیرساختها و کاهش اتکای تراکنشها به دلار را گامهایی ساختاری ارزیابی میکنند.
همزمان سیاستهای واشنگتن با تغییر جهتهایی غیرمعمول همراه بوده که بهطور قابل توجهی پیوندهای سنتی با متحدان را دستخوش تزلزل کرده است. در عمل تلاش برای نزدیکی با قدرتهایی چون روسیه و چین همزمان با اعمال تعرفهها و تهدیدهایی علیه همپیمانان غربی پیامی متناقض فرستاده و ظرفیت آمریکا برای رهبری جمعی را تضعیف کرده است. اقدامات اقتصادی و دیپلماتیک اخیر، از جمله تعرفههای گسترده علیه اتحادیه اروپا، ژاپن، کره جنوبی و بازنگری در روابط با هند، موجب بازنگری راهبردی در برخی پایتختها شده و روابطی را که پیشتر بهعنوان توازنبخش در برابر چین تلقی میشد، پیچیده کرده است.
هند، که در سالهای اخیر بهعنوان بازیگری کلیدی در سیاست منطقهای دیده میشد، با دیداری اخیر از چین و شرکت در نشست منطقهای پیامی دیپلماتیک ارسال کرد که نشاندهنده بازتعریف محاسبات راهبردی دهلینو است. در این میان اروپا تلاش کرده تا ظرفیت خود را برای مواجهه با تهدیدهای روسیه افزایش دهد، اما بازیگران اروپایی نیز بر نیاز به تضمینهای امنیتی آمریکا برای هرگونه اقدام جدی تأکید دارند. از منظر ساختاری، پیشنهادهای پکن برای نهادهای حکمرانی جهانی جدید و برنامههایی مانند ایجاد بانکی منطقهای میتواند پایههای یک معماری مالی و نهادی رقیب را بنا نهد هرچند جزئیات و دامنه این تغییرات هنوز محل بحث است.
نمایشهای نظامی اخیر چین و تمرکز بر قابلیتهایی چون موشکهای مافوق صوت نشان میدهد که بسیاری از تجهیزات بهطور مستقیم برای افزایش توان بازدارندگی در مواجهه با نیروی دریایی و توان نظامی آمریکا طراحی شدهاند. این ترکیب از تقویت نظامی و تکوین نهادهای جایگزین حکمرانی جهانی همسوییای ایجاد کرده که همسایگان چین را نگران کرده و پرسشهایی جدی درباره جهت و سرعت بازتعریف نظم بینالملل پیشروی سیاستگذاران قرار داده است./ منبع



