عصر جدید هرمز: چگونه بحران ایران، راهبرد انرژی غرب آسیا را بازتعریف میکند؟
بحران هرمز و تشدید تنشها میان ایران و آمریکا، بخش انرژی غرب آسیا را با واقعیتی جدید روبرو کرده که در آن، تابآوری در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی، از خطوط لوله جایگزین گرفته تا ذخیرهسازی نفت و آینده اوپک، در حال بازتعریف است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «عصر جدید هرمز: چگونه بحران ایران، استراتژی انرژی خاورمیانه را بازتعریف میکند؟» به قلم کلبی کانلی (Colby Connelly) در مؤسسه خاورمیانه (Middle East Institute) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل تحولات کلیدی انرژی در منطقه در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ میپردازد و استدلال میکند که بحران هرمز، بخش انرژی خاورمیانه را با دورانی جدید روبرو کرده که در آن، استراتژیهای بلندمدت در پاسخ به تغییرات ژئوپلیتیکی در حال بازنگری است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
ناظران بازار انرژی که با امضای تفاهمنامه اسلامآباد میان ایران و آمریکا در اواسط ماه ژوئن، به پایان بحران هرمز امیدوار شده بودند، اکنون با از سرگیری خصومتها و توقف مجدد تردد در این تنگه، به نقطه صفر بازگشتهاند. بحران ایران، بخش انرژی منطقه را وادار به بازنگری در راهبردهای بلندمدت خود کرده است. دسترسی به مسیرهای صادراتی جایگزین تنگه هرمز، به یک شریان حیاتی اقتصادی برای عربستان و امارات تبدیل شده است، اما با این حال، حملات به خط لوله شرق-غرب عربستان و پایانههای فجیره در امارات نشان داد که خطوط لوله به تنهایی راهحلی جامع برای «مشکل هرمز» نیستند. بنابراین، بحث درباره «تابآوری» در خلیج فارس از تمرکز صرف بر مسیرهای صادراتی جایگزین فراتر رفته و شامل اقدامات دیگری برای محافظت در برابر درگیریها و اختلالات میشود.
برای کشورهایی مانند کویت و قطر که به دلیل جغرافیا و نوع صادرات (گاز مایع) نمیتوانند به طور کامل به مسیرهای جایگزین متکی باشند، تابآوری معنای دیگری پیدا میکند. راهکار آنها ممکن است در گسترش سبد داراییهای بینالمللی و افزایش ظرفیت ذخیرهسازی نفت در کشورهای مصرفکننده نهفته باشد. بحران هرمز همچنین آینده اوپک و اوپک پلاس را با چالشهای جدیدی روبرو کرده است. حدود ۶۰ درصد از کل ظرفیت اوپک پلاس به جریان نفت از خلیج فارس وابسته است و بدون بازگشایی پایدار تنگه هرمز، اجرای راهبرد این گروه غیرممکن خواهد بود. در این میان، خروج امارات از اوپک و تهدید عراق به تعلیق عضویت در صورت عدم دریافت سهمیه تولید متناسب با ظرفیت واقعی، بر پیچیدگیها افزوده است. فشار برای جذب سرمایهگذاریهای بالادستی ممکن است تولیدکنندگان را به سمت افزایش ظرفیت سوق دهد که این امر با سیاست کاهش تولید برای متعادل کردن بازارها در تضاد است.
بازگشت نامشخص ایران به بازار نیز یکی دیگر از متغیرهای کلیدی است. با وجود تجربه گسترده ایران در دور زدن تحریمها و تجارت نفت در بازار سیاه، بازگشت به بازار آزاد نیازمند رفع تحریمهای آمریکا و اعتمادسازی در میان خریداران است؛ امری که با توجه به تداوم درگیریها، بسیار دشوار به نظر میرسد. در مقابل، کشورهای مصرفکننده، به ویژه در جنوب و جنوب شرق آسیا، احتمالاً با الگوبرداری از چین، به سمت افزایش ظرفیت ذخیرهسازی نفت حرکت خواهند کرد تا خود را در برابر شوکهای آینده مصون سازند. توانایی چین در کاهش واردات نفت خود به میزان بیش از ۷ میلیون بشکه در روز در طول بحران، عمدتاً به دلیل همین راهبرد ذخیرهسازی بود. تولیدکنندگان خلیج فارس میتوانند با سرمایهگذاری در تأسیسات ذخیرهسازی در خارج از کشور و هماهنگی بیشتر با کشورهای مصرفکننده، خود را به جزئی ضروری از امنیت انرژی جهانی تبدیل کنند.
در نهایت، با توجه به دشواری دستیابی به یک راهحل پایدار برای بحران هرمز، تمرکز آمریکا باید بر حمایت از پروژههای تابآوری منطقهای، مانند احیای خط لوله حدیثه-بانیاس برای عراق، باشد. هرچند این پروژهها سالها طول میکشد، اما واشنگتن اگر میخواهد نظم اقتصادی پس از درگیری را شکل دهد، باید به تسریع آنها کمک کند. علاوه بر این، آمریکا باید درک کند که فروپاشی اوپک پلاس و مدیریت بازار توسط این گروه، به نفع بخش نفت خود آمریکا نیست و میتواند به یک جنگ قیمتی میان تولیدکنندگان بزرگ و کمهزینه منجر شود./منبع



