جنگهای اوکراین و ایران نقصهای بازدارندگی هستهای را آشکار میکنند
حوادث نظامی اخیر نشان میدهد که دکترین سنتی بازدارندگی هستهای دیگر کارایی خود را از دست داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگهای اوکراین و ایران نقصهای بازدارندگی هستهای را آشکار میکنند» نوشته ملیسا پارکه (Melissa Parke) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. این یادداشت، به چالش کشیده شدن دکترین سنتی بازدارندگی هستهای در پی حملات متقابل متعارف در جنگهای اخیر و ناکارآمدی تسلیحات اتمی در مهار درگیریها میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تحولات میدانی و درگیریهای اخیر در مناطقی نظیر اوکراین آشکار میسازد که تسلیحات هستهای دیگر به عنوان مانعی بازدارنده و مطلق عمل نمیکنند. حملات پهپادی و موشکی گسترده به اهدافی در عمق خاک روسیه و هجوم به تأسیسات راهبردی این کشور ثابت کرد قدرتهای مجهز به تسلیحات اتمی در برابر تهاجمات متعارف آسیبپذیرند. ترس از پاسخ هستهای مانعی جدی برای واکنش مدافعان محسوب نمیشود. در دهههای گذشته تصور میشد داشتن زرادخانه هستهای تضمینکننده امنیت ملی است، اما رویاروییهای نظامی اخیر نشان داد این فرض بنیادین با واقعیتهای میدان جنگ فاصله دارد.
از منظر تاریخی، نظریهپردازان بزرگی همچون مائو تسهتونگ تسلیحات اتمی را «ببر کاغذی» توصیف کرده بودند؛ زیرا استفاده از آنها برای تسلط بر دیگران غیرممکن است چرا که کل ساختار و قلمرو مورد نظر مهاجم را نابود میکند. امروزه حتی تحلیلگران و مقامات پیشین سیاست خارجی و ناتو نیز اعتراف میکنند دکترین سنتی بازدارندگی دچار شکست ساختاری شده است. استدلالهای جدید حاکی از آن است که اگرچه تسلیحات هستهای شاید بتواند از وقوع جنگ هستهای تمامعیار جلوگیری کند، اما در بازداشتن کشورها از ورود به جنگهای متعارف یا پاسخ متقابل به تجاوزات کاملاً ناکارآمد ظاهر شده است. این روند ساختاری نشانگر تغییر اساسی در محاسبات استراتژیک قدرتهای بزرگ است.
اگرچه بازدارندگی هستهای توانسته است از وقوع برخوردهای اتمی مستقیم میان قدرتهای بزرگ جلوگیری کند، اما در جلوگیری از مناقشات متعارف و گسترده ناتوان بوده است. تحلیلگران معتقدند که اتکای بیش از حد به این دکترین منسوخ میتواند رهبران سیاسی را دچار حس کاذب امنیت کند. در شرایطی که تکنولوژیهای نظامی پیشرفته و تسلیحات متعارف جدید قابلیت دور زدن سامانههای دفاعی سنتی را پیدا کردهاند، بازنگری در مفهوم امنیت جهانی و ابزارهای بازدارنگی به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است و سیاستگذاران بینالمللی باید خطرات ناشی از ناکارآمدی این دکترین را در معادلات امنیتی آینده جدیتر بگیرند./ منبع



