لحظه اوراسیایی واشنگتن
آمریکا در آسیای مرکزی بهدنبال دسترسی به مواد معدنی و مسیرهای ترانزیتی جدید است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «لحظه اوراسیایی واشنگتن» به قلم امیل آودالیانی (Emil Avdaliani) در مرکز تحلیل سیاست اروپا (Center for European Policy Analysis) منتشر شده است. این مقاله نشست اخیر آمریکا با پنج کشور آسیای مرکزی را نقطه عطفی در سیاست خارجی ایالات متحده میداند. نویسنده استدلال میکند که رویکرد جدید واشنگتن بر دیپلماسی معاملاتی، تأمین مواد معدنی حیاتی و توسعه مسیر ترانزیتی «دالان میانی» تمرکز دارد و از اهداف سنتی چون ترویج دموکراسی فاصله گرفته است و هشدار میدهد که سلطه دیرینه روسیه و چین بر منطقه، محدودیتهای جدی برای دستاوردهای بلندمدت آمریکا ایجاد خواهد کرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نشست ۶ نوامبر ۲۰۲۵ میان ایالات متحده و پنج کشور آسیای مرکزی (C5+1) رویدادی تاریخی بود که برای نخستینبار با حضور سران این کشورها در کاخ سفید برگزار شد. این نشست پس از دیدارهای دوجانبه رئیسجمهور آمریکا با رهبران ازبکستان و قزاقستان انجام شد؛ دیدارهایی که به توافقهای بزرگ اقتصادی از جمله سرمایهگذاری یکصد میلیارد دلاری ازبکستان در آمریکا و پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم و امضای قراردادهای انرژی و استخراج تنگستن به ارزش هفده میلیارد دلار منجر شده بود. هدف اصلی واشنگتن دستیابی به منابع معدنی حیاتی و توسعه دالان تجاری به آسیای مرکزی بدون عبور از روسیه و ایران بود. برخلاف گذشته، تمرکز عمده نشست بر روی بحثهای اقتصادی، امنیتی و لجستیکی قرار داشت و اشارات به حقوق بشر یا دموکراسی بسیار کمتر بود. این تغییر بزرگ، تمایل کشورهای آسیای مرکزی با سابقه ضعیف در آزادیهای سیاسی برای همکاری با واشنگتن را افزایش داد.
در مقایسه با اولین نشست C5+1 در دولت اوباما، که عمدتاً در مقابله با نفوذ روسیه و چین و تأکید بر مسائل سیاسی و امنیتی منطقه برگزار شده بود، رویکرد دولت ترامپ معاملاتی و اقتصادیتر است. این سیاست جدید به برقراری توافقهای سرمایهگذاری و تجاری ملموس منجر شده و اهتمام دولت آمریکا به تولید داخلی را ارتقاء داده است. همکاریهای تازه، بهویژه در زمینه استخراج و فرآوری مواد معدنی کمیاب از جمله تنگستن، ازبکستان و قزاقستان را با آمریکا نزدیکتر کرده است. علت کلیدی این تحول، نگرانی آمریکا از سلطه چین بر منابع معدنی حیاتی جهان است؛ چین بخش عمده تولید و فرآوری این مواد را کنترل میکند و کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه با قراردادهای جدید منعقد شده، فرصتی پیش رو دارند تا به تنوع زنجیره تأمین آمریکا کمک کنند.
جنگ روسیه علیه اوکراین نیز زمینه اولویتبخشی واشنگتن به آسیای مرکزی را تقویت کرده است. کشورهای منطقه با کاهش فشار از سوی مسکو، اکنون فرصت مذاکره و انعقاد قراردادهای جدید با قدرتهای جهانی را یافتهاند. با این حال، محدودیتهایی جدی در مسیر سیاست آمریکا وجود دارد. چین و روسیه همچنان در عرصههای امنیتی، تجاری و زیرساختی بر منطقه مسلط هستند و شرکتهای چینی در تقریباً هر بخش اقتصاد آسیای مرکزی فعالاند. همچنین، توان لجستیکی آمریکا برای نفوذ به آسیای مرکزی محدود است و تحقق عملی دالانهای تجاری جدید سالها زمان میبرد. توافق «دالان ترامپ» (TRIPP) میان ارمنستان و آذربایجان نوید ایجاد کریدور جنوبی را میدهد، اما راهاندازی کامل آن پروژهای بلندمدت خواهد بود.
در نهایت، کشورهای آسیای مرکزی آگاهانه سیاستی متوازن را در پیش گرفتهاند. آنها تمایل ندارند با نزدیک شدن به آمریکا، روابط خود با چین و روسیه را بهخطر انداخته یا این دو قدرت را ناراضی کنند. هدف این کشورها نه جایگزینی قدرتهای بزرگ همسایه با واشنگتن، بلکه بهرهبرداری از رقابت میان بازیگران جهانی برای کسب توافقهای بهتر و حفظ استقلال نسبی است. چنین موضعی را رئیسجمهور قزاقستان با انجام سفر متوالی به آمریکا و روسیه و امضای معاهده شراکت جامع با مسکو پس از نشست واشنگتن به نمایش گذاشت. این رویکرد واقعگرایانه موجب شده تعامل با آمریکا در آسیای مرکزی بیشتر جنبه اقتصادی و تاکتیکی داشته باشد تا تغییر بنیادین در روابط سیاسی یا ائتلافهای منطقهای./ منبع



