فرانسه و اسلام: پیامهای متضاد یک گزارش
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان « فرانسه و اسلام: پیامهای متضاد یک گزارش» در ایندیپندنت(Independent)، منتشر شده و به قلم امیر طاهری نگاشته شده است. این مقاله با تکیه بر گزارش رسمی وزارت کشور فرانسه، به تحلیل ابعاد و پیامدهای گسترش فعالیتهای اخوانالمسلمین در فرانسه پرداخته و تأکید میکند که این جریان مذهبی-سیاسی، با هدف ایجاد جامعهای موازی و تقویت جداییطلبی فرهنگی ـ اجتماعی، شاکله امنیت ملی فرانسه را با چالشی جدی مواجه ساخته است. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
در سالهای اخیر، بحث تهدید فعالیتهای «اخوانالمسلمین» در فرانسه، بهویژه بهعنوان خطری جدی برای امنیت ملی این کشور، شدت یافته است. گزارشی مفصل از پژوهش چندساله گروهی از اسلامشناسان و کارشناسان امنیتی که توسط وزارت کشور فرانسه ارائه شده، ابعاد، برنامهها و روشهای نفوذ این جنبش را بررسی میکند. به استناد این گزارش، اخوانالمسلمین با هدف ایجاد یک جامعه موازی و تقسیمبندی جامعه فرانسه به دو اردوگاه مسلمان و غیرمسلمان، کوششهایی سامانمند برای تمایز فرهنگی، اجتماعی و حتی جغرافیایی تدارک دیده است.
فعالیتهای اخوانالمسلمین با تمرکز بر متمایزسازی مسلمانان آغاز میشود؛ به گونهای که پوشش اسلامی اجباری برای زنان (از روسری تا برقع)، تشویق مردان به ریشگذاشتن و نوع لباس خاص، و سوق دادن کودکان و نوجوانان به شرکت در کلاسهای ویژه آموزش اسلام و اندیشههای اخوان گسترش مییابد. همزمان، تلاش برای اسلامیزه کردن محلهها و شهرکهای مسلماننشین، با افزایش مغازهها و رستورانهای حلال و حذف تدریجی فروشگاههای غیرحلال، روندی شتابان گرفته است. شبکه تجارت حلال در فرانسه طی سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته و بانکداری حلال و صندوقهای قرضالحسنه اسلامی نیز جایگزین بخشی از خدمات مالی رایج شدهاند.
از منظری سیاسی، اخوانالمسلمین تاکتیک نفوذ تدریجی یا استراتژی «لکه مرکب» را دنبال میکند: اعضا و هواداران اخوان به صورت داوطلب در شوراها، شهرداریها و نهادهای محلی حضور مییابند و بدینترتیب تاثیر خود را در بخشهای مختلف اجتماعی گسترش میدهند. تخمین زده میشود که امروزه بیش از ۱۵ درصد شهرداریهای فرانسه با مشارکت فعال مسلمانان اداره میشوند و این روند در باشگاههای ورزشی، انجمنهای خیریه و حوزههای مراقبتهای بهداشتی نیز قابل مشاهده است. هدف، نفوذ بیشتر و تولید الگوهای اجتماعی و فرهنگی جدید در میان مسلمانان و جامعه فرانسه است.
نبود آمار دقیق از شمار مسلمانان فعال، کار ارزیابی را دشوار میکند، اما برآوردهای نیمهرسمی حاکی از آن است که ۱۷ درصد نیروهای ارتش فرانسه و ۱۲ درصد پرسنل پلیس، مسلمان هستند. تعداد فعالان رسمی اخوانالمسلمین نیز در طول یک دهه گذشته تقریباً دو برابر شده و به بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسیده است.
همسویی برخی جریانهای چپ با اخوان نیز در چارچوب ائتلافهای انتخاباتی به چشم میخورد؛ به طوری که حزب «فرانسه خم نشده» به رهبری ژانلوک ملانشون، مسلمانان را بهعنوان نیروی اجتماعی کلیدی و همپای پرولتاریا وارد معادلات سیاسی فرانسه میکند و پیروزیهای خود در شهرهای صنعتی و مناطق مهاجرنشین را مدیون بسیج اخوان میداند. همزمان، احزاب راست و راست افراطی، ورود و نفوذ اخوانالمسلمین را تهدیدی برای هویت مسیحی – یهودی فرانسه و حتی کل اروپا قلمداد میکنند.
در بُعد فرهنگی و رسانهای، تصویرسازیهایی مانند رمان «تسلیم» اثر میشل ولبک و اظهارنظرهای چهرههایی مانند اریک زمور، نگرانیها را از گسترش اسلامگرایی و تغییر بافت فرهنگی، فکری و اجتماعی فرانسه تشدید کردهاند.
بررسی دقیقتر دادهها نشان میدهد که هرچند اخوانالمسلمین تلاش زیادی در راستای جذب و بسیج مسلمانان انجام دادهاند و مورد حمایت مالی کشورهای قطر و ترکیه نیز قرار دارند، اما این فعالیتها نتوانسته است اکثریت مسلمانان مقیم فرانسه را با خود همراه کند. بسیاری از منابع مالی نیز از طریق کمکهای خارجی و اخاذی از کسبه مسلمان تأمین میشود. عمده مسلمانان فرانسه روابط مستحکمی با جریان اخوان ندارند و حتی اختلافات قومی و ملی عمیقی در میان جامعه مسلمانان فرانسه قابل مشاهده است. مسلمانان فرانسوی عمدتاً از ۵۳ ملیت مختلف هستند و با بیش از بیست زبان تکلم میکنند؛ جزایریها، مراکشیها، ترکها، چچنها، افغانها و حتی ایرانیان هر یک اجتماعات خاص خود را دارند و در بسیاری موارد حتی مساجد مشترک را نمیپذیرند.
دولت فرانسه در دو دهه گذشته، در اقدامی برای سامانبخشی به ساختار مذهبی مسلمانان، تشکلهایی مانند «کلیسای اسلامی فرانسه» را ایجاد کرد تا الگوی نهادی موجود در میان کاتولیکها و یهودیان برای مسلمانان نیز پیاده شود، اما اکثریت مسلمانان اقبالی به آن نشان ندادند و در نتیجه، برنامه با سلطه جریان اخوانالمسلمین و تقویت روند تفرقه درونی مواجه شد. شورای فتوا نیز بهرغم حمایت اتحادیه اروپا و حضور روحانیون سرشناس، نتوانست نظر اکثریت جامعه مسلمان اروپا را جلب کند.
بنبستهای ناشی از نبود وحدت در جامعه مسلمانان فرانسه، باعث شده است حتی در کشاکشهای روزمره، اختلافات قومی به بحرانهای خشونتآمیز منجر شود؛ نمونه آن جنگ داخلی چندروزه میان مسلمانان چچنی و مراکشی در شهر دیژون بود.
بخش قابل توجهی از مهاجران جدید یا پناهجویان، به ویژه افغانها و ایرانیان، نیز ارتباطی با فعالیتهای سازمانیافته اسلامی یا برنامه اسلامگرایی سیاسی ندارند. تفاوت میان نسلهای مختلف، اقبال پایین به سنتهای مذهبی و فاصله با نهادهای اخوان مشهود است.
در نقشه گستردهتر اجتماعی و فرهنگی، اسلامگرایی سیاسی و جنجال علیه آن باعث توقف روند گرایش به اسلام، بهویژه در میان روشنفکران و هنرمندان فرانسوی شده است؛ روندی که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ رایج بود. امروز درصد مسلمانانی که بهصورت منظم به مسجد میروند، بسیار اندک شده و اکثریت مسلمانان ترجیح میدهند هویت خود را بیش از آنکه اسلامی بدانند، فردی و غیرمذهبی تعریف کنند.
تلاش اخوانالمسلمین عمدتاً بر بازسازی هویتی مسلمانان دورافتاده از اسلام و جذب نسل جوان متمرکز است؛ جوانانی که گاهی به انگیزه اعتراضی هویتی، به اسلام بهعنوان نشانه اختلاف با فرهنگ غالب غربی گرایش پیدا میکنند. این رویکرد اما محدود به جامعه مسلمان نیست؛ امتناع از ارزشهای فرهنگی و تمدنی غربی در میان جوانان غیرمسلمان هم رو به افزایش است و فضای عمومی جامعه را به سمت طلب هویت قربانی سوق داده است.
اخوانالمسلمین و جریانهای مشابه بار دیگر نهتنها از سوی جامعه میزبان بلکه در میان مسلمانان نیز با شک و تردید نگاه میشوند. علیرغم استفاده از پول و نفوذ، وجود اتهامات و پروندههای متعدد قضایی علیه رهبران اخوان، از جمله تجاوز جنسی و قاچاق، اعتبار اجتماعی این گروه را تضعیف کرده است. دولت و جامعه فرانسه، با تکیه بر ارزشهای فرهنگی-تمدنی، در پی آن هستند که ضمن حفظ امنیت داخلی، از ورطه سقوط به تعارض دینی و فرهنگی مصون بمانند./منبع



