ناتوانی دونالد ترامپ در برابر ایران
کوبش مداوم واشنگتن بر صندلی تهدیدهای اقتصادی و لفاظیهای بیسرانجام، نهتنها بازدارندگی ایجاد نمیکند، بلکه به وضوح از ناتوانی عملی این کشور در مهار تهران پرده برمیدارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « ناتوانی دونالد ترامپ در برابر ایران» نوشته کوین دی. ویلیامسون (Kevin D. Williamson) در دیسپچ (Dispatch) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی ادبیات تهدیدآمیز رئیسجمهور دونالد ترامپ پرداخته و استدلال میکند که وعدههای او برای جنگ اقتصادی گسترده علیه ایران، از جنس همان تهدیدهای پوچ و بیسرانجامی است که پیشتر بارها تکرار شده و از سوی مقامات ایرانی نادیده گرفته میشود؛ رویکردی که نشاندهنده فقدان سیاست عملی و ناکارآمدی در ایجاد بازدارندگی واقعی است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دونالد ترامپ اخیراً وعده داده است که جنگ اقتصادی «در مقیاسی بیسابقه» یا به تعبیر خود «یک روز دی-دی اقتصادی» علیه ایران به راه خواهد انداخت. با این حال، بسیاری با دیده تردید به این اظهارات مینگرند؛ چرا که تاریخچه رفتاری ترامپ نشان میدهد او همواره سخنان تهدیدآمیز و گزافی را مطرح کرده که از احتمال ارتکاب جنایات جنگی تا نسلکشی را در بر میگیرد، اما هیچگاه به یک سیاست منسجم و اجرایی تبدیل نشده است. به همین دلیل، مقامات ایرانی احتمالاً حق دارند که چنین اظهاراتی را با بیاعتنایی نادیده بگیرند.
این مسئله در حالی مطرح میشود که ترامپ در مواضع خود پیرامون مسئله هستهای ایران، نوعی دوگانگی و تناقض را به نمایش میگذارد. او همزمان با تأکید بر اینکه «نباید اجازه دهیم ایران به سلاح هستهای دست یابد»، با نگاهی متفاوت به کره شمالی مینگرد و مدعی است که کیم جونگ اون به دلیل داشتن تسلیحات هستهای، در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این نوع نگاه نشاندهنده آن است که وی هستهای شدن را برای برخی بازیگران، به نوعی ابزار تأمین امنیت و بقا تلقی میکند، اما در مقابل، در تدوین سیاستی روشن برای مهار تهران عاجز است.
منتقدان معتقدند که این سبک از «دیپلماسی تهدید»، به جای آنکه قدرت آمریکا را به رخ بکشد، پرده از ناتوانی عملی واشنگتن برمیدارد. در دنیای سیاست واقعی، کشورها به دنبال اقداماتی هستند که هزینههای راهبردی برای طرف مقابل ایجاد کند، نه صرفاً لفاظیهایی که در رسانههای اجتماعی جنجال میآفریند. تکرار این تهدیدهای میانتهی، نهتنها تأثیری در تغییر محاسبات ایران ندارد، بلکه به مرور زمان، از جدیت و اعتبار مواضع ایالات متحده در صحنه بینالملل میکاهد. در نهایت، فقدان یک راهبرد جامع و قابلاجرا باعث شده است که سیاست فعلی واشنگتن در قبال تهران، به جای بازدارندگی، به نمایش بیفایدهای از قدرت تبدیل شود./منبع



