کشتار در غزه استثنا نیست؛ قاعده جنگی ارتش اسرائیل است
تمرکز بر پروندههای موردی و بحثهای حقوقی، سرپوشی بر سیاست سیستماتیک ارتش اسرائیل در کشتار روزمره غیرنظامیان است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کشتار در غزه استثنا نیست؛ قاعده جنگی ارتش اسرائیل است» به قلم یاگیل لوی (Yagil Levy) در هاآرتص (Haaretz) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که تقلیل کشتار غیرنظامیان در غزه به خطاهای موردی، سیاست کلانی را که تلفات غیرنظامی را به یک روال عادی تبدیل کرده، پنهان میسازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
تمرکز تحقیقات کیفری بر روی حوادث خاص و منزوی ساختن جنایات رخداده در غزه از یک سو و گرفتار شدن بحثها پیرامون نسلکشی در تعاریف پیچیده و مناقشات حقوقی از سوی دیگر، افکار عمومی را از درک یک واقعیت بنیادین دور میسازد. هر دو رویکرد این خطر جدی را به همراه دارند که سیاست سیستماتیک و سازمانیافتهای که مرگ غیرنظامیان را در جریان این جنگ به امری روزمره و پیشپاافتاده تبدیل کرده است، در سایه قرار گیرد. این روند، کشتار ساختاری را به خطاهای عملیاتی مجزا تقلیل میدهد.
اگرچه واکنشها و گزارشهای روزنامهنگارانی چون نیر هاسون (Nir Hasson) در قبال کشتار غیرنظامیان شجاعانه بوده است، اما نوع انتقادات مطرحشده علیه عملکرد ارتش اسرائیل با محدودیتی کلیدی روبهرو است. هاسون بهدرستی از رویکرد ارتش در عدم پذیرش ضرورت تحقیق درباره حوادث خبرساز انتقاد کرده است؛ از جمله عدم بررسی پرونده کشتهشدن هفت امدادگر «آشپزخانه مرکزی جهانی» (World Central Kitchen) که بازتابهای بینالمللی گستردهای داشت. با این حال، محدود ماندن انتقادات به درخواست برای انجام تحقیقات موردی، ناخواسته به تثبیت روایتی کمک میکند که ارتش قصد القای آن را دارد: اینکه این وقایع صرفاً استثنائاتی تأسفبار هستند.
مشکل اصلی در همین نقطه نهفته است؛ نهادهای نظامی و حقوقی اسرائیل با معرفی این حوادث بهعنوان «استثنا» یا تخلفات انفرادی، ساختار فرماندهی و دستورالعملهای درگیری را تبرئه میکنند. تقلیل این کشتارها به خطاهای محاسباتی یا اشتباه در شناسایی اهداف، سرپوشی است بر تغییرات بنیادین در قواعد جنگی ارتش؛ قواعدی که در آن محافظت از جان نیروهای خودی و گسترش دامنه اهداف نظامی به قیمت جان صدها غیرنظامی در اولویت قرار گرفته است.
زمانی که آمار تلفات غیرنظامیان به ارقام بیسابقهای میرسد، دیگر نمیتوان این کشتارها را به چند افسر خاطی یا اشتباهات نقطهای محدود دانست. این روند نشاندهنده یک سیاست نهادینه است. تا زمانی که این کشتارهای جمعی نه بهعنوان یک خطای موردی، بلکه بهعنوان قاعده جنگی ارتش به رسمیت شناخته نشوند، هرگونه تحقیق داخلی درباره حوادث خاص صرفاً یک نمایش سیاسی برای فرار از پاسخگویی بینالمللی و سرپوش گذاشتن بر واقعیت میدان نبرد خواهد بود./ منبع



