ائتلاف دریایی جدید عربستان هشداری برای آمریکا است
ائتلاف دریایی جدید عربستان نشانهای از تغییر نظم امنیتی غرب آسیا و کاهش وابستگی کشورهای منطقه به آمریکا است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ائتلاف دریایی جدید عربستان هشداری برای آمریکا است» نوشته الکساندر لانگلوآ (Alexander Langlois) در نشنال اینترست (National Interest)منتشر شده است و به بررسی ظهور چارچوبهای امنیتی منطقهای در غرب آسیا میپردازد. نویسنده استدلال میکند که تشکیل ائتلاف دریایی عربستان در دریای سرخ نشاندهنده تمایل فزاینده کشورهای منطقه برای مدیریت امنیت خود بدون اتکای کامل به قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا، است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
عربستان در روز ۱۳ آگوست، ائتلاف دریایی پانزدهکشوری خود در دریای سرخ را بهطور رسمی راهاندازی کرد؛ اقدامی که نشانهای از تغییر گستردهتر در غرب آسیا بهسمت سازوکارهای امنیتی تحت مدیریت کشورهای منطقه است. اگرچه «ائتلاف چندملیتی دفاع دریایی» احتمالاً نمیتواند بهطور کامل مانع حملات جنبش حوثیهای یمن به کشتیرانی در تنگه بابالمندب شود، اما اهمیت اصلی آن در این است که کشورهای منطقه بیش از گذشته معتقدند مسئولیت اصلی تأمین امنیت غرب آسیا باید بر عهده خود آنها باشد، نه ایالات متحده.
گزارشهای اولیه درباره این ائتلاف در اواخر ماه جولای منتشر شد و ریاض در روز ۳۰ جولای ایجاد آن را تأیید کرد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که حوثیها در روز ۲۱ جولای اعلام کردند کشتیرانی عربستان در دریای سرخ را مسدود خواهند کرد. این گروه دلیل اقدام خود را ادامه محاصره زمینی، دریایی و هوایی مناطق تحت کنترل خود در یمن توسط عربستان اعلام کرد. جنگ یمن که از سال ۲۰۱۵ با ورود عربستان و ائتلاف تحت رهبری آن آغاز شد، برای ریاض و متحد سابقش امارات دستاورد مطلوبی نداشت؛ زیرا آنها نتوانستند حوثیها را شکست دهند و در عین حال از گروههای مختلف داخلی حمایت کردند.
پس از آتشبس غیررسمی سال ۲۰۲۲، خطوط مقدم تا حد زیادی آرام ماند، اما اختلافات داخلی میان نیروهای ضدحوثی ادامه یافت. عربستان در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ تلاش کرد نفوذ امارات و نیروهای نزدیک به آن را کاهش دهد و ساختار متحدان خود در جنوب یمن را بازسازی کند. همزمان، تشدید رقابت میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران و متحدانش از سوی دیگر، شرایط بازگشت درگیریها در یمن را فراهم کرد.
حوثیها پیش از آتشبس نیز با استفاده از حمایت سپاه پاسداران ایران توان نظامی خود را افزایش داده بودند و حملاتی علیه زیرساختهای انرژی عربستان و امارات انجام دادند. این گروه پس از جنگ غزه، با حمله به کشتیهای تجاری در دریای سرخ، خود را بهعنوان بازیگری فراتر از مرزهای یمن معرفی کرد. عملیات نظامی آمریکا علیه حوثیها، از جمله عملیات «راف رایدر» بین ماههای مارس و می ۲۰۲۶، توان این گروه را کاهش داد اما نتوانست قابلیتهای اصلی آن را از بین ببرد.
این عملیات بهجای بازدارندگی حوثیها، به آنها نشان داد که میتوانند از توان نظامی خود برای پیشبرد اهداف داخلی و منطقهای استفاده کنند. حوثیها از تقابل با آمریکا و متحدان منطقهای آن برای افزایش مشروعیت داخلی بهره میگیرند و ایران نیز تلاش خواهد کرد حمایت خود از این گروه را گسترش دهد.
در چنین فضایی، عربستان علاوه بر ائتلاف دریایی جدید، بههمراه ترکیه و پاکستان یک توافق دفاعی سهجانبه نیز ایجاد کرده است. این اقدامات نشانه تغییر نگاه رهبران منطقه نسبت به معماری امنیتی سنتی آمریکا است. این معماری برای دههها بر مبنای تضمینهای امنیتی واشنگتن در برابر همکاریهای انرژی و ثبات بازار جهانی شکل گرفته بود، اما تحولات اخیر باعث شده کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که تنها خودشان میتوانند امنیتشان را تضمین کنند.
سیاستهای آمریکا در غرب آسیا، از فروش گسترده تسلیحات تا استقرار نظامی طولانیمدت، بهطور متناقض زمینه کاهش اعتماد به واشنگتن را فراهم کرده است. کشورهای منطقه اکنون خود را گرفتار جنگی میبینند که میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران و متحدانش از سوی دیگر شکل گرفته، در حالی که بسیاری از آنها خواهان ورود به چنین درگیریای نبودهاند. حملات موشکی و پهپادی ایران به زیرساختهای حیاتی کشورهای منطقه نیز این نگرانی را افزایش داده است.
آمریکا باید از سیاست مداخلهگرایانه و دیپلماسی مبتنی بر قدرت نظامی گسترده فاصله بگیرد. خروج تدریجی آمریکا از منطقه از مدتها قبل ضروری بوده، اما نباید به شکلی رخ دهد که به کاهش اعتبار واشنگتن و افزایش بیثباتی منجر شود. اگرچه کشورهای حاشیه خلیج فارس هنوز آمریکا را شریک امنیتی اصلی خود میدانند، اما حرکت آنها بهسمت استقلال بیشتر باید هشداری برای سیاستگذاران آمریکایی باشد تا از ماجراجوییهای نظامی پرهزینه در غرب آسیا فاصله بگیرند./ منبع



