اقتصاد و تجارتخاورمیانه

تهدیدات وزیر خزانه‌داری ایالات متحده: روانی است یا واقعی؟

فشار اقتصادی آمریکا بر ایران، محاسبات تهران را تغییر داده و هم‌زمان ثبات اقتصادی و امنیت انرژی منطقه را با چالش مواجه کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « تهدیدات وزیر خزانه‌داری ایالات متحده: روانی است یا واقعی؟» نوشته عبدالرحمن الراشد (Abdulrahman Al-Rashed) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی واکنش‌های تند مقام‌های ایرانی به سخنان اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، پیرامون اعمال حداکثر فشار اقتصادی و انزوای مالی ایران می‌پردازد و ابعاد جنگ روانی، پیامدهای معیشتی و تقابل راهبردی میان واشنگتن و تهران را در آستانه انتخابات پیش‌رو بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

در پی اظهارات اخیر وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا مبنی بر اعمال تحریم‌های گسترده و ایجاد «بزرگ‌ترین انزوای اقتصادی هماهنگ‌شده در تاریخ» علیه ایران، تنش‌های سیاسی وارد فاز تازه‌ای شده است. این موضع‌گیری‌ها که از سوی مقام‌های ارشد آمریکایی مطرح شده، موجی از واکنش‌های تند را در میان مقامات و چهره‌های سیاسی تهران به همراه داشته است.

از دیدگاه تحلیلگران، این‌گونه فشارها بیش از آنکه صرفاً ابزاری اقتصادی باشند، ارکان یک کارزار هماهنگ جنگ روانی را تشکیل می‌دهند که هدف آن تحت فشار قرار دادن مذاکره‌کنندگان ایرانی و وادار کردن آن‌ها به پذیرش شرایط واشنگتن در آستانه تحولات سیاسی پیش‌رو است. در همین راستا، مقامات ارشد ایران نسبت به تبعات سنگین این فشارها بر معیشت عمومی و وضعیت اقتصادی کشور هشدار داده و بر لزوم بازنگری در راهبردهای مقابله‌ای تأکید کرده‌اند.

از سوی دیگر، راهبرد جدید واشنگتن محاسبات راهبردی تهران را با چالش جدی مواجه ساخته است. پیش‌تر، دستگاه دیپلماسی و استراتژیست‌های ایرانی تلاش می‌کردند با بهره‌گیری از اهرم‌های منطقه‌ای و افزایش تنش‌ها به منظور بالا بردن بهای انرژی و حامل‌های سوخت، موقعیت سیاسی و انتخاباتی دولت دونالد ترامپ را تضعیف کنند. با این حال، ابتکار عمل وزارت خزانه‌داری آمریکا در تمرکز بر انزوای مالی، تلاش دارد بازی زمانی ایران را خنثی کند.

در این میان، کشورهای منطقه به‌ویژه در حوزه خلیج فارس، وضعیت خطیری را تجربه می‌کنند. از یک سو، خطرات ناشی از تنش‌های نظامی و مختل شدن جریان صادرات نفت و انرژی از گذرگاه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز و دریای سرخ، منافع اقتصادی و امنیتی کشورهای عربی را تهدید می‌کند. از سوی دیگر، تلاش برای استمرار صادرات نفت و حفظ پایداری مسیرهای دریایی با وجود فشارهای موجود، به عنوان ابزاری برای حفظ توازن سیاسی و اعمال اهرم فشار دنبال می‌شود. بنابراین، نتیجه این تقابل پیچیده میان سلاح اقتصادی تحریم و ابزار انرژی ایران، بیش از هر چیز به میزان پایداری اراده سیاسی و مدیریت زمان از سوی بازیگران اصلی بستگی خواهد داشت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا