آیا دونالد ترامپ میتواند به جنگ روسیه و اوکراین پایان دهد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا دونالد ترامپ میتواند به جنگ روسیه و اوکراین پایان دهد؟» به قلم آندریاس اوملند (Andreas Umland) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به بررسی وعدههای دونالد ترامپ برای پایاندادن به جنگ اوکراین، سیاستهای متناقض دولت او و موانع دستیابی به صلح پایدار میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ با وعده پایاندادن به جنگ روسیه و اوکراین در مدت ۲۴ ساعت وارد کاخ سفید شد. در ابتدا، دولت او سیگنالهای دوستانهای به مسکو ارسال کرد، اما از اواسط ماه جولای، رویکرد سختگیرانهتری اتخاذ کرد. ترامپ فروش تسلیحات آمریکایی به اوکراین را تأیید کرد و تهدید به تحریمهای ثانویه علیه شرکای تجاری روسیه کرد. ضربالاجل اولیه پنجاهروزه برای عقبنشینی روسیه به ۱۰ روز کاهش یافت، اما چند روز بعد، کاخ سفید اعلام کرد که رویارویی تجاری مورد انتظار رخ نخواهد داد و در عوض، نشستی بین ترامپ و پوتین در ۱۵ آگوست ۲۰۲۵ در آلاسکا برنامهریزی شد. گزارشها از مذاکرات اولیه، حاکی از نشانههایی از توافق احتمالی برای آتشبس است.
این چرخشهای سیاستی نشاندهنده ناهماهنگی در سیاست دولت ترامپ نسبت به روسیه است. تهدیدهای اقتصادی و نظامی علیه مسکو بهسرعت با تلاشهایی برای جلب رضایت پوتین دنبال شد. ایده کنونی این است که دو ابرقدرت، سرنوشت اوکراین را در یک نشست تاریخی تعیین کنند. با این حال، بعید است این مذاکرات نتایج سیاسی قابلتوجه و پایداری داشته باشد. روسیه از سال ۲۰۱۴ با مذاکرات نمایشی در مورد اوکراین، افکار عمومی داخلی و بینالمللی را فریب داده است. صدها گفتوگو، دهها نشست و اسناد متعدد، نتوانستند از جنگ جلوگیری کنند یا مسیر آن را تغییر دهند. برعکس، مماشات غرب، امتیازات اجباری اوکراین، تحویل محدود تسلیحات به کییف و سیاست تحریمهای مردد، مسکو را به ماجراجوییهای جدید تشویق کرد. اشغال کریمه در فوریه ۲۰۱۴، الحاق رسمی آن در ماه مارس، جنگ دونباس در ماه آوریل و سرنگونی هواپیمای مسافربری مالزیایی در ماه جولای همان سال، از جمله این اقدامات بود. تهاجم تمامعیار به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، سیاست جنگی و اشغالی روسیه را بهسمت اقدامات تروریستی و نسلکشی سوق داد.
دولت دوم ترامپ، درسهای مذاکرات بیثمر دولتهای اوباما، بایدن و حتی دوره اول خود ترامپ در مورد جنگ دونباس را نادیده گرفته است. پوتین در مذاکرات پیشرو، خواستار امتیازات ارضی و محدودیتهای حاکمیتی برای اوکراین خواهد شد؛ خواستههایی که هیچ رئیسجمهوری اوکراینی نمیتواند بپذیرد. هدف مسکو بهبود جایگاه بینالمللی خود، تضعیف نظم جهانی، ایجاد شکاف در اتحاد غرب و دامنزدن به اختلافات داخلی در اوکراین است. کرملین با وعدههای جعلی کاهش تنش، سعی در مقصر جلوهدادن اوکراین برای شکست مذاکرات دارد.
آتشبس موقت، اگر مسکو آن را در راستای منافع دیپلماتیک، نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود بداند، میتواند بخشی از راهبرد روسیه باشد. چنین توافقی میتواند وحدت اروپا در حمایت از اوکراین را تضعیف کند و شکاف بین آمریکا و ناتو را عمیقتر نماید. آتشبس محدود به تسلیحات دوربرد، که حملات موشکی و پهپادی فراتر از خط مقدم را متوقف میکند، ممکن است مورد علاقه پوتین باشد. در حالی که حملات اخیر روسیه به اهداف غیرنظامی اوکراین تأثیر نظامی محدودی داشته، حملات پهپادی دوربرد اوکراین به پایگاههای نظامی، مخازن سوخت و پالایشگاههای روسیه، اثرات مادی و روانی قابلتوجهی داشته است. این برتری اوکراین ممکن است پوتین را به توقف این بخش از جنگ ترغیب کند.
بدون تضمینهای امنیتی معتبر غرب برای اوکراین، آتشبس تنها فرصتی برای بازسازی نیروها و آمادهسازی برای تشدید تنش بعدی خواهد بود. مذاکرات آمریکا و روسیه بدون حضور نمایندگان اوکراین و اروپا، نقض تعهدات بوداپست (۱۹۹۴) است که آمریکا و روسیه در آن به اوکراین اطمینان امنیتی داده بودند. چنین توافقی میتواند اوکراین را به یک دولت ناکام تبدیل کند و نظم جهانی را بهسمت هرجومرج پیش از سال ۱۹۴۵ سوق دهد./ منبع



