آیا ترامپ میتواند به جنگ اوکراین پایان دهد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ترامپ میتواند به جنگ اوکراین پایان دهد؟» نوشته «ماریانا کوزینتسِوا» (Marianna Kozintseva) در کییفپست (Kyiv Post) منتشر شده است. این مقاله به بررسی تغییر رویکرد دونالد ترامپ نسبت به جنگ اوکراین و پیامدهای آن بر معادلات نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک میان آمریکا، اروپا، روسیه، چین و هند میپردازد. سیاستهای تازه ترامپ، در حالی که ظاهراً هدف پایاندادن به جنگ را دنبال میکنند، در عمل شبکهای از فشارها و منافع متقابل جهانی را بازتاب میدهند که تحقق صلح را پیچیده میسازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بهتازگی موضع خود درباره جنگ اوکراین را تغییر داده و از تمامیت ارضی این کشور حمایت کرده و روسیه را «ببری کاغذی» خوانده است. او پس از دیدار با ولودیمیر زلنسکی در سازمان ملل اعلام کرد که با پشتیبانی ناتو و اتحادیه اروپا، اوکراین میتواند سرزمینهای خود را به شکل اولیه بازپس گیرد. با این حال، پایان جنگ مفهومی چندوجهی دارد که از آتشبس موقت تا بازپسگیری کامل سرزمینها را در بر میگیرد و دیدگاه ترامپ لزوماً با اهداف اوکراین یا اولویتهای راهبردی اروپا همسو نیست. نفوذ ترامپ در سه حوزه متمرکز است: فشار بر متحدان و دشمنان برای هدایت مذاکرات، گسترش کمکهای نظامی به اوکراین برای تقویت موقعیت میدانی، و اعمال تحریمها علیه روسیه و شرکای تجاریاش بهمنظور افزایش هزینههای جنگ. اجرای این سیاستها مستلزم هماهنگی چندجانبه است و خطر تشدید تنش را در پی دارد.
ترامپ از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود در ماه ژانویه ۲۰۲۵، از اروپا خواسته سهم بیشتری در جنگ بر عهده گیرد. او ضمن کاهش کمکهای مستقیم آمریکا، ارسال تسلیحات از مسیر ناتو را ادامه داده و از رهبران اتحادیه اروپا خواسته کمکهای مالی و نظامی خود را افزایش دهند. همچنین واردات انرژی از روسیه را «تأمین مالی جنگ علیه خودشان» توصیف کرده است. این سیاستها نتایج ملموسی داشته است: تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵، اروپا ۱۶۷.۴ میلیارد یورو کمک به اوکراین اختصاص داده که ۸۰.۵ میلیارد یورو آن نظامی بوده و ۱.۵ برابر کل کمکهای آمریکا محسوب میشود. اروپا اکنون در حال خرید گسترده تسلیحات، بررسی استفاده از ۳۰۰ میلیارد یورو داراییهای مسدودشده روسیه برای بازسازی اوکراین و تسریع در قطع واردات گاز روسیه پیش از موعد (سال ۲۰۲۷) است.
با این حال، بدون همراهی چین و هند، دو شریک اصلی تجاری روسیه و خریداران عمده انرژی آن فشار اقتصادی غرب کارآمد نخواهد بود. از ماه فوریه ۲۰۲۲ تا سپتامبر ۲۰۲۵، روسیه بیش از ۹۴۹ میلیارد یورو انرژی صادر کرده که ۴۵ درصد آن به چین و هند رفته است. ترامپ برای مهار این روند، تعرفههایی میان پنجاه تا صد درصد بر واردات کالاهای منتخب چینی و هندی وضع کرده است. این تعرفهها بخشی از راهبرد او برای «فشار بر مسکو» از مسیر اقتصادیاند، هرچند روابط تجاری متقابل وابستگی آمریکا به چین در حوزه مواد معدنی حیاتی را برجسته کرده است. چین سومین شریک تجاری بزرگ آمریکا با حجم مبادلات ۵۸۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ و دومین دارنده بزرگ اوراق خزانه آمریکا با ۷۷۵ میلیارد دلار است.
از سوی دیگر، آمادگی روسیه برای مذاکره به توازن نظامی، تابآوری اقتصادی و انسجام نخبگانش بستگی دارد. مسکو با وجود هزینههای فزاینده، همچنان جنگ را برای امنیت و مشروعیت خود حیاتی میداند. تحول در این موضع زمانی محتمل است که جنگ از نظر نظامی، اقتصادی و سیاسی غیرقابلتحمل شود. پیشروی اوکراین بهسوی کریمه، مجوز آمریکا برای حملات در عمق خاک روسیه یا پوشش هوایی ناتو میتواند نقطه عطفی باشد، هرچند هرگونه تشدید نظامی خطر واکنش متقابل روسیه، از حملات سایبری تا اقدامات نظامی علیه داراییهای ناتو را در پی دارد.
در این میان، پایداری اوکراین نقش تعیینکنندهای دارد. زلنسکی همچنان بر بازپسگیری کامل سرزمینها تأکید دارد، اما طبق نظرسنجی گالوپ در ماه جولای ۲۰۲۵، حدود ۶۹ درصد اوکراینیها خواهان پایان سریع جنگاند. در داخل آمریکا نیز، طبق نظرسنجی، دغدغههای اقتصادی و مهاجرتی بر سیاست خارجی پیشی دارد و تنها ۳.۸ درصد مردم جنگها را در اولویت میدانند، هرچند ۶۲ درصد از افزایش کمکهای تسلیحاتی به اوکراین حمایت میکنند. در مجموع، سیاست و رویکرد ترامپ، در حالی که امید به پیروزی اوکراین را زنده کرده، میتواند ساختار امنیت فراآتلانتیک، بازارهای انرژی جهانی و بازدارندگی غرب را بهطور بنیادین دگرگون کند./ منبع



