رویکرد جدید اروپا پس از بازگرداندن تحریمهای ایران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی بهعنوان «رویکرد جدید اروپا پس از بازگرداندن تحریمهای ایران» نوشته الی گرانمایه (Ellie Geranmayeh) در شورای روابط خارجی اروپا (European Council on Foreign Relations) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی اقدام سه کشور اروپایی در فعالسازی سازوکار «اسنپبک» و بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران، به تحلیل پیامدهای این تصمیم برای دیپلماسی هستهای، روابط فراآتلانتیک و امنیت غربآسیا میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
پس از نزدیک به یک دهه تلاش اروپا برای حفظ توافق هستهای ۲۰۱۵، اتفاق تلخی شکل گرفت: این بار نه ایران و نه آمریکا، بلکه اروپا خود پایاندهنده توافق بود. با فعالسازی سازوکار «اسنپبک» از سوی انگلیس، فرانسه و آلمان (E3)، تحریمهای سازمان ملل علیه ایران بازگشتند و دورهای تاریخی در سیاست عدماشاعه پایان یافت. اکنون اروپا باید راهبرد آینده خود را تعیین کند. سه کشور اروپایی که مدتی در اندیشه استفاده از این ابزار برای فشار بر تهران بودند، پس از پایان جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل و آسیب گسترده به برنامه هستهای ایران، کوشیدند با تهدید به فعالسازی اسنپبک امتیازهای تازهای از ایران بگیرند. آنان پیشنهاد تمدید ۶ ماهه مهلت را در برابر بازگشت به مذاکرات، دسترسی کامل بازرسان و راستیآزمایی ذخایر اورانیوم ارائه دادند، اما ایران این پیشنهاد را رد کرد؛ زیرا آن را با شرایط سیاسی داخلی خود ناسازگار میدید.
در حالیکه پیشنهاد اروپا از نظر اصولی معقول بود، اما در عمل از ایران میخواست در شرایطی که بهتازگی هدف حملات مشترک آمریکا و اسرائیل قرار گرفته بود، آخرین اهرمهای چانهزنی خود برای رفع تحریمهای آینده را کنار بگذارد. دولت میانهرو مسعود پزشکیان، که مدافع احیای برجام بود، پس از دو تجربه تلخ از دولت ترامپ، توان محدودی برای جلب رضایت رهبری در پذیرش چنین امتیازدهی داشت. سرانجام دولت ایران در اوایل ماه سپتامبر توافقی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی امضا کرد که گامی مثبت ارزیابی شد، اما در مجمع عمومی سازمان ملل، مذاکرات میان تهران و سه کشور اروپایی پیشرفتی نداشت. پیشنهادهای ایران برای ازسرگیری مذاکرات چندجانبه با آمریکا، بازدید از سایتهای بمبارانشده و ارائه گزارش ذخایر در ازای لغو دائم اسنپبک از سوی اروپا ناکافی دانسته شد.
چرا اروپا درست زمانی که برنامه هستهای ایران عقبنشسته بود، بر اجرای اسنپبک پافشاری کرد؟ یکی از دلایل، تصور اروپاییها از ضعف ایران و امید به عقبنشینی آن تحت فشار زمان و تهدید حملات اسرائیل بود؛ تحلیلی که اشتباه از آب درآمد. همچنین ممکن است تلاشهای اروپا با بیمیلی ترامپ برای همکاری مواجه شده باشد، زیرا او پس از حملات ماه ژوئن اعلام کرد مسئله ایران پایان یافته است. احتمال دیگر، تمایل اروپا به همراهی با سیاست فشار حداکثری واشنگتن برای تنبیه ایران و جلب حمایت جریانهای تندرو آمریکایی بهویژه بهدلیل نیاز به پشتیبانی آمریکا در بحران اوکراین بود. در هر حال، نتیجه برای هر دو طرف شکست دیپلماتیک بود.
اکنون دیپلماسی اروپایی در نقطه عطفی قرار دارد: یا باید پس از اسنپبک مسیر تازهای برای احیای مذاکرات و ایجاد «فرود نرم» انتخاب کند، یا با ادامه فشار به اردوگاه تندروهای آمریکا بپیوندد. گزینه دوم اشتباهی خطرناک است، زیرا سیاست فشار حداکثری پیشین، تنها ایران را به آستانه توانمندی تسلیحاتی رساند و منجر به درگیریهای پرهزینه شد، در حالیکه برجام ۲۰۱۵ همان هدف را بدون شلیک گلولهای محقق کرده بود. تشدید فشار میتواند اسرائیل را به تکرار سیاست «چمنزنی» وادارد و جنگی منطقهای با مشارکت کشورهای همسایه و حتی اروپاییها رقم زند.
منزویکردن ایران، این کشور را بهسوی چین و روسیه سوق میدهد، چنانکه توافق ساخت نیروگاههای هستهای میان تهران و مسکو امضا شد و احتمال همکاری نظامی با چین و پاکستان نیز افزایش یافته است. راه جایگزین در «محدودسازی خسارت» از طریق دیپلماسی است: مجموعه توافقهای محدود برای جلوگیری از تشدید بحران، از جمله خودداری ایران از غنیسازی بیشتر در برابر کاهش محدودیتهای نفتی و بازرسیهای تازه در برابر تضمین عدمحمایت آمریکا از حملات اسرائیل. چنین رویکردی میتواند به کاهش تنش و بازگشت به مذاکرات واقعی کمک کند. در نهایت، هرچند احیای توافقی جدید ممکن است ناممکن باشد، اروپا باید نقش دیرینه خود را در جلوگیری از جنگ حفظ کرده و اجازه ندهد سازوکار اسنپبک آن را به حاشیه سیاست تهاجمی آمریکا بکشاند./ منبع



