اروپاامنیت و دفاع

بنجل‌سازی ناتو

زوال تدریجی اعتماد در روابط ترنس‌آتلانتیک، نشان‌دهنده تغییر ماهیت ناتو از یک اتحاد راهبردی به سکویی انحصارطلب است که اروپا را در وابستگی ساختاری محصور کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «بنجل‌سازی ناتو» به قلم امیلین کاوالسکی (Emilian Kavalski)  در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله با استفاده از استعاره «بنجل‌سازی»، چگونگی تبدیل ناتو به یک اکوسیستم انحصاری توسط ایالات متحده را واکاوی کرده و بر ضرورت بازسازی حاکمیت راهبردی اروپا برای خروج از این بن‌بست تأکید می‌کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

روابط میان دو سوی اقیانوس اطلس که دهه‌ها به‌عنوان یک سکوی ژئوپلیتیک باثبات عمل می‌کرد، اکنون دچار فرآیندی شده است که در دنیای دیجیتال «بنجل‌سازی» نامیده می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن مالک سکو برای تأمین منافع خود، کیفیت خدمات را کاهش داده و کاربران را تحت فشار قرار می‌دهد. ایالات متحده با تبدیل تضمین‌های امنیتی ناتو به یک «پل عوارضی»، هزینه‌های مضاعفی را بر متحدان خود تحمیل کرده است. این هزینه‌ها تنها به بودجه نظامی محدود نمی‌شود، بلکه شامل اجبار به پذیرش استانداردهای فناوری آمریکا، قوانین مالکیت فکری و همسویی با تحریم‌هایی است که غالباً در خدمت منافع اقتصادی واشنگتن هستند. داده‌ها نشان می‌دهند که فروش نظامی ایالات متحده به متحدان اروپایی از یازده میلیارد دلار در بازه سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، به ۶۸ میلیارد دلار تنها در سال ۲۰۲۴ جهش یافته است که نشان‌دهنده تبدیل ناتو به یک سازوکار استخراج ثروت است.

اروپا به‌دلیل دهه‌ها تکیه بر توانمندی‌های اطلاعاتی، لجستیکی و هسته‌ای آمریکا، دچار نوعی «درماندگی آموخته‌شده» و وابستگی ساختاری شده است. هزینه‌های بالای تغییر سیستم باعث شده تا رهبرانی نظیر مارک روته ادعا کنند اروپا بدون آمریکا قادر به دفاع از خود نیست؛ ادعایی که بیش از آنکه تحلیل واقع‌بینانه باشد، ابزاری برای حفظ انحصار فروشنده امنیت است. علاوه بر این، مشروط‌ کردن تعهدات ناتو توسط دونالد ترامپ و تبدیل امنیت به یک سرویس «پرداخت در ازای خدمت»، شکاف اعتماد را عمیق‌تر کرده است. واشنگتن با محدود کردن ابتکارات دفاعی مستقل اروپایی و استفاده از کنترل‌های صادراتی، عملاً هرگونه جایگزین را سرکوب می‌کند تا متحدان راهی جز ماندن در این پلتفرم رو به زوال نداشته باشند.

برای برون‌رفت از این وضعیت، اروپا باید به‌جای درخواست بهبود رفتار از مالک سکو، به‌سمت «خودتعیین‌گری فناورانه» حرکت کند. این به‌معنای قطع رابطه با ناتو نیست، بلکه به‌معنای ارتقای نقش اروپا از یک کاربر محصور به یک شریک توانمند است. تقویت ستون اروپایی ناتو مستلزم سرمایه‌گذاری بر «توانمندسازهای حاکمیتی» مانند سامانه‌های ماهواره‌ای مستقل، ارتباطات امن و ایجاد یک فرماندهی عملیاتی واحد است. تنها با ایجاد یک راه خروج معتبر و کاهش وابستگی به محصولات آماده آمریکایی، اروپا می‌تواند ناتو را از یک پلتفرم استخراجی به یک اتحاد واقعی بازگرداند. این مسیر، واشنگتن را نیز با واقعیتی جدید روبرو می‌کند: داشتن یک متحد قدرتمند به‌جای یک تبعه مدیریت‌شده، در بلندمدت به‌نفع ثبات جهانی خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا