جنگ ترکیبی روسیه علیه کشورهای حوزه بالتیک
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تاکتیکهای جنگ ترکیبی روسیه علیه کشورهای حوزه بالتیک» نوشته ایتویداس بایاروناس (Eitvydas Bajarūnas)، منتشرشده توسط بنیاد جیمزتاون (The Jamestown Foundation)، به بررسی راهبردهای ترکیبی روسیه در هدفگیری کشورهای حوزه بالتیک میپردازد. این یادداشت با تکیه بر تجربه دیپلماتیک نویسنده، نشان میدهد چگونه روسیه با ترکیب ابزارهای نظامی و غیرمتعارف، از جمله عملیات اطلاعاتی و خرابکاری، به دنبال تضعیف استقلال و ثبات این کشورها است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
روسیه با بهرهگیری از تاکتیکهای جنگ ترکیبی، کشورهای حوزه بالتیک (استونی، لتونی و لیتوانی) را هدف قرار داده است. این راهبرد پیچیده، ابزارهای نظامی را با روشهای غیرمتعارف مانند عملیات اطلاعاتی، مداخله در انتخابات و ارعاب ترکیب میکند. کشورهای حوزه بالتیک به دلیل موقعیت جغرافیایی و عضویت در ناتو، به طور مداوم با این تهدیدات مواجهاند و با اتکا به تابآوری اجتماعی و همکاری راهبردی با اتحادیه اروپا و ناتو، در برابر این فشارها مقاومت کردهاند.
با توقف نسبی جبهه روسیه در اوکراین و عدم پیشرفت چشمگیر بهرغم تلفات سنگین، کرملین به راهبرد جنگ طولانیمدت روی آورده و استفاده از روشهای ترکیبی را در کنار عملیات نظامی تشدید کرده است. در تاریخ ۹ می ۲۰۲۴، آتشسوزی در انبار شرکت ایکیا در ویلنیوس لیتوانی رخ داد که تحقیقات نشان داد توسط اداره اطلاعات نظامی روسیه سازماندهی شده بود. این حادثه به عنوان اقدامی تروریستی با هدف ارعاب جامعه لیتوانی و کاهش حمایت از اوکراین طبقهبندی شد. مظنونان همچنین برنامهریزی برای حملات مشابه در لتونی داشتند.
جنگ ترکیبی روسیه فراتر از اوکراین، کشورهای خط مقدم اروپا را هدف قرار داده و از طریق عملیات نفوذ، مداخله در انتخابات و اقدامات ارعابی به دنبال تضعیف آنهاست. کشورهای حوزه بالتیک بهطورمستمر با این تهدیدات مواجهاند که استقلال آنها را به چالش میکشد. در گذشته، مسکو از تاکتیکهای سیاسی، اقتصادی، انرژی و سایبری برای تضعیف این کشورها استفاده کرده، اما اقدامات اخیر به دلیل فشار نظامی، تهاجمیتر شده است.
پیش از تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، بسیاری انتظار داشتند فشار روسیه بر اوکراین به شکل جنگ ترکیبی مشابه سال ۲۰۱۴ باشد که شامل عملیات سایبری، نیروهای ناشناس و تبلیغات بود. ارزیابی تهدیدات امنیت ملی لیتوانی در سال ۲۰۱۵، احتمال جنگ متعارف را پایین میدانست. اما پس از سال ۲۰۲۲، تمرکز غرب به جنبههای متعارف جنگ از جمله حمایت از اوکراین با تسلیحات و تقویت توان دفاعی ناتو، معطوف شد. با ناکامی روسیه در دستیابی به اهدافش در اوکراین، استفاده از راهبردهای ترکیبی در این کشور و غرب برجستهتر شده است.
کشورهای حوزه بالتیک به عنوان اعضای ناتو، از حمایت ماده پنج برخوردارند که حمله به یک عضو را حمله به همه تلقی میکند. اما تهدیدات ترکیبی بهگونهای طراحی شدهاند که زیر این آستانه باقی بمانند و بدون تحریک پاسخ نظامی ناتو، منطقه را بیثبات کنند. این تاکتیکها بهتدریج تشدید میشوند و اغلب به شکل حوادث پراکنده به نظر میرسند. در اجلاس ناتو در واشنگتن در سال ۲۰۲۴، تهدیدات ترکیبی به عنوان نگرانی کلیدی امنیت ائتلاف مطرح شد و اعلام گردید که عملیات ترکیبی میتواند ماده پنج را فعال کند.
روسیه از روشهای نفوذ دوران شوروی تکاملیافته و با بهرهگیری از جهانیسازی، فناوریهای دیجیتال و آزادیهای دموکراتیک، اطلاعات نادرست را منتشر میکند، جوامع را بیثبات میسازد و اعتماد به نهادها را تضعیف میکند. این تلاشها شامل تبلیغات، عملیات سایبری، گروههای نیابتی و دیپلماسی فرهنگی است. در سال ۲۰۱۸، ایتویداس بایاروناس و ویتاوتاس کرشانسکاس تهدیدات ترکیبی علیه لیتوانی را در دستههای زیر بررسی کردند: جنگ اطلاعاتی و تبلیغات، خرابکاری و اقدامات خشونتآمیز پنهان، ضعفهای اجتماعی، تأثیر بر انتخابات، فعالیتهای سایبری، انرژی و مهاجرت غیرقانونی.
در حوزه جنگ اطلاعاتی، روسیه تبلیغات خود را علیه کشورهای حوزه بالتیک تشدید کرده تا ترس ایجاد کند و نهادها را مختل سازد. این تبلیغات، فرآیندهای سیاسی، روایتهای تاریخی، عضویت در ناتو و حمایت از اوکراین را هدف قرار داده و از پلتفرمهایی مانند تلگرام و تیکتاک استفاده میکند. فناوریهای پیشرفته مانند اطلاعات جعلی مبتنی بر هوش مصنوعی و دیپفیک نیز به کار گرفته شدهاند. گروههایی مانند اقلیتهای قومی، نوستالژیکهای دوران شوروی و جوامع کمدرآمد، اهداف اصلی این تبلیغات هستند.
در زمینه خرابکاری و اقدامات خشونتآمیز، از اواخر سال ۲۰۲۳، روسیه فعالیتهای خرابکارانه، وندالیسم و جاسوسی را در کشورهای حوزه بالتیک افزایش داده و از افراد محلی با آسیبپذیریهای جنایی یا مالی بهره میبرد. در استونی، سیزده نفر به دلیل تخریب بناهای تاریخی دوران شوروی و حمله به خودروی وزیر کشور دستگیر شدند. در لتونی، فعالان طرفدار روسیه به اماکن امنیتی و موزه اشغال لتونی حمله کردند. در ماه جولای سال ۲۰۲۴، آتشسوزی در مراکز لجستیک دیاچال در آلمان و انگلیس به دلیل بستههای حاوی مواد آتشزا از لیتوانی رخ داد که به اداره اطلاعات نظامی روسیه نسبت داده شد.
روسیه با بهرهگیری از اقلیتهای روسزبان و نهادهایی مانند کلیسای ارتدکس روسیه، به دنبال تضعیف انسجام اجتماعی است. این کشور همچنین با استفاده از مسائل مربوط به پناهجویان، حمایت منطقهای از اوکراین را بیثبات میکند. در حوزه انتخابات، روسیه با عملیات اطلاعاتی و بهرهبرداری از شکافهای قومی و سیاسی، اعتماد به نهادها را تضعیف میکند. نمونه بارز، مداخله در انتخابات ریاستجمهوری لیتوانی در سال ۲۰۰۳ بود که حمایت مالی از رولانداس پاکساس توسط فردی مرتبط با صنایع نظامی روسیه، به برکناری او منجر شد.
در حوزه سایبری، گزارش تهدیدات ملی لیتوانی در سال ۲۰۲۵، روسیه را منبع اصلی فعالیتهای سایبری خصمانه معرفی کرد. حملات به زیرساختهای حیاتی مانند فناوری اطلاعات و اجلاس ناتو در ویلنیوس در سال ۲۰۲۳، شامل حملات منع سرویس و انتشار اطلاعات نادرست بود. در بخش انرژی، لیتوانی با حملات سایبری مانند حمله به شرکت ایگنیتس در سال ۲۰۲۲ مواجه شد که خدمات دیجیتال آن را مختل کرد. هکرهای مورد حمایت روسیه مانند کیلنت مسئولیت این حملات را بر عهده گرفتند. لیتوانی با توسعه پایانه گاز طبیعی مایع کلایپدا و قطع ارتباط با سیستم انرژی BRELL روسیه، استقلال انرژی خود را تقویت کرده است.
در سال ۲۰۲۱، بلاروس با حمایت روسیه، بحران مهاجرت غیرقانونی را علیه لتونی، لیتوانی و لهستان ایجاد کرد. مهاجران از کشورهای سوم به بلاروس منتقل و به مرزهای این کشورها هدایت شدند تا سیستمهای مرزی و پناهندگی را تحت فشار قرار دهند و بحران انسانی ایجاد کنند. لیتوانی با همکاری ناتو این تهدیدات را مدیریت کرد.
کشورهای حوزه بالتیک به دلیل موقعیت راهبردی خود، میدان نبردی کلیدی در تقابل روسیه با ناتو و اتحادیه اروپا هستند. با وجود برتری نظامی روسیه در کالینینگراد و پسکوف، کشورهای حوزه بالتیک با تابآوری اجتماعی و هماهنگی راهبردی، موفقیتهای روسیه را محدود کردهاند. این کشورها به عنوان الگویی برای مقاومت دموکراتیک در برابر نفوذ خارجی مطرح هستند. /منبع



