اروپاامنیت و دفاعخارجی

آیا اروپا باید برای جنگ آماده شود؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا اروپا باید برای جنگ آماده شود؟» نوشته بیل دورودیه (Bill Durodié) در یوروپین کنسروتیو (European Conservative) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چالش‌های امنیتی اروپا و لزوم آمادگی دفاعی قاره در برابر تهدیدات خارجی می‌پردازد و بر اهمیت اتحاد و وفاداری ملی به‌عنوان ارکان اصلی آمادگی برای جنگ تأکید می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

نقشه راه آمادگی دفاعی اروپا که توسط کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجه و سیاست امنیتی و دو کمیسیونر دیگر اروپایی معرفی شد، به‌منظور آماده‌سازی اروپا برای مقابله با تهدیدات امنیتی به‌ویژه در برابر روسیه، تا سال ۲۰۳۰ طراحی شده است. با این حال، تمرکز اصلی این طرح بر حل مشکلاتی مانند «تجزیه، تورم هزینه‌ها و کمبود هم‌گرایی» ناشی از تمرکز بیش از حد کشورهای عضو بر مسائل ملی است. این پروژه‌ها و قراردادها تنها یکی از عناصر دستیابی به امنیت واقعی هستند و بدون داشتن روحیه جنگی، حتی با افزایش هزینه‌های دفاعی، نمی‌توان به‌موفقیت رسید.

نگرانی اصلی بر روحیه مردم و آمادگی آنان برای جنگیدن است. در بسیاری از کشورهای اروپایی، به جز فنلاند و لهستان که به‌دلیل تجربه‌های تاریخی خود که از روسیه آگاه‌تر هستند، جوانان نسبت به‌مبارزه برای کشور خود بی‌تفاوت هستند. پاسخ رایج به این نگرانی این است که در صورت وقوع تهاجم، وضعیت تغییر خواهد کرد، اما این تفکر به اشتباه است، زیرا در بسیاری از مواقع، هنگامی که تهدید به‌وقوع می‌پیوندد، واکنش‌ها ممکن است دیر باشد.

جرج اف. کنان، دیپلمات و تاریخ‌نگار آمریکایی که به‌خاطر سیاست محدودسازی در برابر شوروی سابق شناخته می‌شود، جنگ را «کشتار جمعی با هدف» تعریف کرده است. مشکل امروزی این است که بیشتر دموکراسی‌های غربی با هر سه عنصر این تعریف مشکل دارند: جمعیت‌ها، کشمکش‌ها و هدف. از دست دادن حس جمعی و تأکید بیش از حد بر هویت فردی از ویژگی‌های جهان معاصر است و بسیاری از جوانان با این سؤال مواجه هستند که چرا باید برای کشوری که هیچ حس وفاداری به آن ندارند، بجنگند. این مسئله نه تنها در مورد فردگرایی بلکه در مورد پرسش‌های اساسی‌تر چون «ما که هستیم؟» و «برای چه چیزی می‌جنگیم؟» است.

دولت‌های غربی و اتحادیه اروپا در ایجاد حس وفاداری ملی و فهم ضرورت آمادگی برای جنگ در میان شهروندان خود با شکست مواجه شده‌اند. در یونان باستان، وفاداری به وطن فقط کافی نبود و عضویت در «پولیس» (شهر-دولت‌ها) و مشارکت فعال در جامعه و دفاع از آن اهمیت داشت. برای یونانیان، آمادگی برای جنگ یک وظیفه مدنی و نیاز حیاتی بود. جنگ در آن زمان نه تنها برای دفاع از سرزمین، بلکه برای حفظ موجودیت جامعه و مقابله با تهدیدات خارجی ضروری بود.

امروزه ممکن است بسیاری بگویند که جنگیدن در این شیوه نه تنها خردمندانه نیست بلکه در دنیای مدرن لازم نیست، اما تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهند که جنگ‌ها تنها زمانی به پایان می‌رسند که یکی از طرفین پیروز شود، نه از طریق مذاکرات صلح. نسل‌های جدید که جنگی را تجربه نکرده‌اند، این نکته را کمتر درک می‌کنند. در دنیای امروز، اگر خود را دموکرات می‌دانیم، باید در «جنگ ایده‌ها» نیز شرکت کنیم و آن را پیروز شویم. متأسفانه، بسیاری از مردم امروز آزادی بیان را یک تجمل بی‌فایده می‌دانند و از برخورد با نظرات مخالف پرهیز می‌کنند، در حالی که این افراد، که کمترین آمادگی برای جنگ دارند، بیشترین تأثیر را در شکل‌گیری جنگ‌های آینده خواهند داشت.

جنگ‌هایی که ممکن است مجبور به جنگیدن برای آن‌ها شویم، نه تنها در برابر دشمنان خارجی، بلکه در برابر تهدیدات داخلی نیز ممکن است. به‌عنوان مثال، گروه‌های افراطی که اهداف تروریستی دارند و تهدیدات داخلی می‌توانند حتی مهم‌تر از تهدیدات خارجی باشند. چالش پیش رو، تنها چالش تأمین مالی و مقررات نیست. مشکل اصلی تعهد شخصی و جمعی به سرزمین خود و ایجاد حس وفاداری است. در صورتی که این مسائل نیاز به بحث دارند، باید این بحث‌ها هم‌اکنون آغاز شوند، زیرا در غیر این صورت، آینده‌ای جز تسلیم شدن پیش رو نخواهد بود.

در نهایت، همانطور که جان استوارت میل، فیلسوف و اقتصاددان ویکتوریایی، در اصول اقتصاد سیاسی خود اشاره کرده است: «جنگ چیز زشتی است، اما بدتر از آن، فساد و زوال احساسات اخلاقی و میهن‌پرستی است که هیچ چیزی را ارزش جنگیدن نمی‌داند.» این نکته بیان می‌کند که انسان‌ها باید آماده باشند تا در دفاع از عدالت و علیه ظلم، در مواقع ضروری، به جنگ برخیزند. پس، باید برای جنگ آماده باشیم. هر چیزی کمتر از این، رهاکردن تمدن است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا