اروپاامنیت و دفاع

قمار ترامپ بر سر گرینلند؛ چگونه یک جاه‌طلبی سرزمینی دست کرملین را در مذاکرات اوکراین بازتر می‌کند

تلاش دولت ترامپ برای اعمال فشار بر دانمارک و الحاق گرینلند، از نگاه مسکو به‌عنوان نشانه‌ای از تزلزل انسجام فراآتلانتیکی و تغییر اولویت‌های واشنگتن است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «قمار ترامپ بر سر گرینلند؛ چگونه یک جاه‌طلبی سرزمینی دست کرملین را در مذاکرات اوکراین بازتر می‌کند» نوشته مایکل مک‌آرتور بوساک (Michael MacArthur Bosack) و منتشرشده در کی‌یف پست (Kyiv Post)، به این موضوع می‌پردازد که تلاش دولت ترامپ برای اعمال فشار بر دانمارک و الحاق گرینلند چگونه از نگاه مسکو به‌عنوان نشانه‌ای از تزلزل انسجام فراآتلانتیکی و تغییر اولویت‌های واشنگتن تعبیر می‌شود و موقعیت روسیه را در ادامه جنگ و مذاکرات احتمالی با اوکراین تقویت می‌کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

با روی کار آمدن دولت جدید ایالات متحده، وعده پایان سریع جنگ روسیه علیه اوکراین مطرح شد، اما پس از گذشت یک سال، درگیری‌ها نه‌تنها متوقف نشده بلکه با شدت بیشتری ادامه یافته است. در چنین شرایطی، اولویت سیاستی کاخ سفید نه تمرکز صرف بر مهار تهاجم روسیه، بلکه تلاش برای تصاحب گرینلند از دانمارک عنوان شده است. هرچند دولت آمریکا این دو موضوع را مستقل از یکدیگر معرفی می‌کند، اما شواهد رفتاری و واکنش‌های مسکو نشان می‌دهد که این اقدام می‌تواند به‌طور مستقیم بر راهبرد مذاکره کرملین اثر بگذارد و روند پایان جنگ اوکراین را پیچیده‌تر کند.

در حالی که هنوز برنامه صلح ۲۰‌بندی میان واشنگتن و کی‌یف نهایی نشده، رئیس‌جمهور آمریکا قصد خود را برای الحاق گرینلند اعلام و مقام‌های ارشد دیپلماتیک را برای مذاکره با دانمارک و مقامات گرینلند اعزام کرد. هم‌زمان، تعرفه‌های ۱۰‌درصدی علیه چند کشور اروپایی به‌دلیل حمایت از دانمارک وضع شد و تهدید افزایش آن به ۲۵‌درصد در صورت عدم تحقق این هدف تا ماه ژوئن مطرح گردید. این اقدامات در مقطعی صورت گرفت که مذاکره‌کنندگان اوکراینی نیز برای گفت‌وگوهای مجدد درباره صلح به آمریکا سفر کرده بودند.

از نگاه مسکو، این تحولات حامل چند پیام مشخص است. نخست، نمایش آمادگی واشنگتن برای اعمال فشار بر متحدان خود در موضوعات سرزمینی، حتی به بهای آسیب به روابط بلندمدت فراآتلانتیکی. این رویکرد، فراتر از تجربه پیشین قطع موقت همکاری‌های اطلاعاتی یا تأخیر در ارسال تسلیحات به اوکراین، نشانه‌ای جدی از استفاده ابزاری از اهرم فشار تلقی می‌شود. دوم، تفاوت آشکار میان برخورد تند آمریکا با شرکای اروپایی و رویکرد محتاطانه‌تر آن در قبال روسیه است. این تضاد، این برداشت را تقویت می‌کند که راهبردهای کنونی مسکو در جنگ و مذاکره اثربخش بوده و هزینه چندانی برای آن در پی نداشته است.

پیام سوم، احتمال تشدید شکاف در روابط فراآتلانتیکی با طولانی شدن جنگ است. چنین شکافی می‌تواند مستقیماً بر آینده تضمین‌های امنیتی اوکراین پس از جنگ اثر بگذارد، زیرا طرح‌های موجود به حضور و همکاری فعال آمریکا متکی هستند. هرچه اختلافات ناشی از موضوع گرینلند عمیق‌تر شود، پایه‌های حمایت بلندمدت امنیتی و مالی از اوکراین نیز تضعیف خواهد شد.

واکنش‌های اخیر مقام‌های روسیه نشان می‌دهد که این سیگنال‌ها دریافت شده‌اند. تأکید بر سرنوشت مناطق گسترده‌ای از جنوب و شرق اوکراین به‌عنوان شرط پایان جنگ و اظهاراتی درباره پایان وحدت فراآتلانتیکی، هم‌زمان با تشدید حملات به زیرساخت‌های انرژی اوکراین، بیانگر اعتمادبه‌نفس بیشتر مسکو است. این حملات که در اوج زمستان انجام شده، با هدف فرسایش اراده عمومی و وادار کردن کی‌یف به امتیازدهی بیشتر صورت گرفته و با واکنش جدی از سوی واشنگتن مواجه نشده است.

در مجموع، این وضعیت راهبرد دیرینه روسیه را تقویت می‌کند؛ راهبردی مبتنی بر پافشاری بر مطالبات حداکثری و انتظار برای کاهش حمایت متحدان اوکراین. در چنین فضایی، تحولات مرتبط با گرینلند نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه نشانه‌ای از تقسیم‌پذیر شدن تمرکز آمریکا، انسجام ائتلاف‌ها و انضباط مذاکراتی تلقی می‌شود؛ نشانه‌ای که می‌تواند انگیزه مسکو برای تشدید فشار و تعویق پایان پایدار جنگ را افزایش دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا