آمریکا در ناتو میماند، اما آیا اروپا آماده پذیرش مسئولیت است؟
اروپا در کنفرانس امنیتی مونیخ نشان داد که با عقبنشینی آمریکا، آماده است تا مسئولیت جنگ اوکراین را بر عهده بگیرد، اما تردیدها در مورد تواناییاش برای ادامه این نبرد بهتنهایی باقی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آمریکا در ناتو میماند، اما آیا اروپا آماده پذیرش مسئولیت است؟» به قلم آنا ماگدالنا ویلوپولسکا (Anna Magdalena Wielopolska) در کییف پست (Kyiv Post) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که شوک ناشی از سیاستهای ترامپ، اروپا را به سمت تقویت توان دفاعی و پذیرش مسئولیت بیشتر در قبال جنگ اوکراین سوق داده، اما هنوز مشخص نیست که این قاره واقعاً آماده است تا بار این جنگ را بدون حمایت کامل آمریکا به دوش بکشد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۲۶ یک سؤال اساسی را بیپاسخ گذاشت: آیا اروپا واقعاً آماده است تا مسئولیت حمایت از اوکراین را تا زمان بیرون راندن نیروهای روسی از خاک خود بر عهده بگیرد؟ پیام کنفرانس امسال همانند سال گذشته بود: اروپا باید دست از امید بستن به کمک آمریکا بردارد و بر پایان دادن به جنگ روسیه در اوکراین تمرکز کند. نشست امسال با تضمین مارکو روبیو، مبنی بر اینکه ایالات متحده از ناتو خارج نخواهد شد، اما به نقش قدیمی خود بهعنوان محافظ اصلی اروپا نیز باز نخواهد گشت، از هیجان کمتری برخوردار بود. این یعنی جنگ روسیه علیه اوکراین همچنان مسئولیت اروپاست.
به نظر میرسد شوک ناشی از اقدامات ترامپ در سال ۲۰۲۵ یک زنگ بیدارباش ضروری بود که نتایج خوبی به همراه داشت و اروپا را به سمت عمل سوق داد. این تغییر موضع برای ولادیمیر پوتین که عزم اروپا را دستکم گرفته بود، غافلگیرکننده بود. اروپا از واکنش صرف به رویدادها، به سمت ایجاد یک وضعیت بازدارندگی بادوامتر و اروپاییمحور حرکت کرده است. هزینههای دفاعی در سال ۲۰۲۴ بهشدت افزایش یافته؛ ۲۴ درصد در اروپای شرقی و ۱۴ درصد در اروپای مرکزی و غربی. آلمان در مسیر رساندن بودجه دفاعی خود به ۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۲۹ قرار دارد و لهستان نیز در حال سرمایهگذاری سنگین در حوزه زرهی، توپخانه و پدافند هوایی است.
این حرکت با تأمین مالی اتحادیه اروپا پشتیبانی میشود. از طریق طرحهایی مانند «SAFE» و «برنامه صنعت دفاعی اروپا»، صدها میلیارد یورو برای تسریع تدارکات مشترک، پر کردن شکافهای توانمندی و گسترش تولید اختصاص یافته است. این دیگر لفاظی نیست، بلکه یک تسلیح مجدد در مقیاس بزرگ است. در نحوه سازماندهی دفاع نیز یک بازنگری عملی صورت گرفته و رویکرد «درست به موقع» جای خود را به مدل «برای روز مبادا» با قراردادهای بلندمدت و ذخایر بزرگتر مهمات داده است. در جناح شرقی ناتو، استقرار نیروها از سطح گردان به تیپ افزایش یافته و با پیوستن فنلاند و سوئد، توجه به قطب شمال و حفاظت از زیرساختهای حیاتی دریایی گسترش یافته است.
مهمتر از همه، تغییر در طرز فکر است؛ اروپا در حال حرکت از فرضیات دوران صلح به برنامهریزی بازدارندگی بلندمدت است. این تغییر روانی ممکن است از هر بودجهای مهمتر باشد. این تحولات برای اوکراین به معنای حمایت پایدارتر و قابلپیشبینیتر، تقویت بازدارندگی در برابر تشدید تنش بیشتر از سوی روسیه و تأکید بر این است که امنیت اوکراین بخشی از محاسبات راهبردی بلندمدت اروپاست، اما با این حال، تضمین واشنگتن نباید اروپا را دوباره به ورطه رضایت از خود بکشاند. اکنون مسیر روشن است: یک ستون اروپایی قویتر در داخل ناتو که توسط قدرت راهبردی آمریکا پشتیبانی میشود. اما چالش فوری برای اروپا این است که احتمالاً مذاکرات صلح به خواستههای دولت آمریکا منجر نخواهد شد و در آن نقطه، این اروپا خواهد بود که باید مسئولیت حمایت از اوکراین در جنگ را بر عهده بگیرد. کنفرانس مونیخ به این پرسش که آیا اروپا به اندازه کافی برای این کار قدرتمند و مصمم است، پاسخی نداد./ منبع



