اتحادیه اروپا از صلح سود میبرد؛ چرا همچنان بر جنگ اصرار دارد؟
درست در لحظهای که آمریکا از ورطه تشدید تنش عقبنشینی میکند، نخبگان سیاسی اروپای غربی قاره اروپا را به آن نزدیکتر میکنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «اتحادیه اروپا از صلح سود میبرد؛ چرا همچنان بر جنگ اصرار دارد؟» به قلم لادیسلاو زمانک (Ladislav Zemánek) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله به نقد سیاستهای تقابلی اتحادیه اروپا در قبال روسیه میپردازد و آن را با رویکرد دیپلماتیک و واقعگرایانه دونالد ترامپ در این موضوع مقایسه میکند. نویسنده معتقد است که نخبگان حاکم در بروکسل و برلین، با اصرار بر مصادره داراییهای روسیه و تداوم حمایتهای مالی سنگین از کییف، اروپا را بهسمت خودکشی اقتصادی و رویارویی مستقیم نظامی سوق میدهند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نشست سران اتحادیه اروپا در ۱۸ و ۱۹ دسامبر ۲۰۲۵ در بروکسل، صحنه شکست تلاشهای تندروها برای مصادره ۲۱۰ میلیارد یورو از داراییهای مسدودهشده روسیه بود. بهرغم فشارهای فریدریش مرتس، صدراعظم جدید آلمان، کشورهایی مانند بلژیک بهدلیل ترس از تلافی حقوقی روسیه و بیثباتی در نهاد مالی «یوروکلیر»، مانع از این سرقت آشکار شدند. در نهایت، اتحادیه اروپا به طرحی اضطراری برای استقراض ۹۰ میلیارد یورویی روی آورد که باری گران بر دوش مالیاتدهندگان اروپایی تا سال ۲۰۳۴ خواهد بود. این در حالی است که واشنگتن تحت رهبری ترامپ، مسیر متفاوتی را برگزیده است؛ برگزاری اجلاس آلاسکا در آگوست ۲۰۲۵ و تماسهای مداوم ترامپ با پوتین نشاندهنده بازگشت آمریکا به دیپلماسی قدرتهای بزرگ است. ترامپ با مطرح کردن ایده «گروه ۵ هستهای» (شامل آمریکا، چین، روسیه، هند و ژاپن)، عملاً اتحادیه اروپا و انگلیس را از دایره قدرتهای تعیینکننده جهانی حذف کرده است.
در حالی که آمریکا بهسمت ثبات منطقهای حرکت میکند، فریدریش مرتس در آلمان با مطرح کردن احتمال حضور سربازان ناتو در اوکراین بهعنوان بخشی از «ضمانتهای پس از آتشبس»، سطح تنشها را به مرز خطرناکی رسانده است. اتحادیه اروپا با تصویب طرح ممنوعیت واردات گاز روسیه تا پایان سال ۲۰۲۷، عملاً در حال انجام یک «تخریبگرایی اقتصادی» است که نتیجهای جز افزایش دائمی قیمت انرژی و خروج صنایع از اروپا نخواهد داشت. با این حال، ترکهای عمیقی در بدنه این اتحادیه نمایان شده است؛ رهبرانی مانند ویکتور اوربان در مجارستان، رابرت فیتسو در اسلواکی و آندره بابیش در چک، با مخالفت در برابر مصادره اموال و استقراض بیپایان، بهدنبال بازگرداندن حاکمیت ملی و صلح هستند.
صلح با روسیه برای اروپا بهمعنای انرژی ارزانقیمت، احیای تجارت و کاهش ریسکهای امنیتی است، اما بروکسل بهدلیل ترس از پاسخگویی در قبال اشتباهات محاسباتی سالهای اخیر، با تمام توان در برابر آن مقاومت میکند. نخبگان لیبرال-گلوبالیست اروپا هرگونه دعوت به مذاکره را خیانت قلمداد میکنند، در حالی که واقعیتهای میدانی و تغییر راهبرد در کاخ سفید، آنها را بهسمت انزوای بینالمللی سوق داده است. اگر اتحادیه اروپا نتواند خود را با واقعیت جدید چندقطبی تطبیق دهد، به منطقهای با رکود اقتصادی مزمن و بیاهمیتی راهبردی تبدیل خواهد شد./ منبع



