ققنوس هستهای ایران در حال برخاستن است
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ققنوس هستهای ایران در حال برخاستن است» نوشته مارک تاث (Mark Toth) و جاناتان سوییت (Jonathan Sweet) در نشریه هیل (The Hill) منتشر شده است، در این یادداشت با اشاره به تداوم برنامه هستهای ایران، تأکید شده است که حملات نظامی اخیر اسرائیل و آمریکا نتوانسته تهران را از ادامه مسیر غنیسازی اورانیوم منصرف کند و ایران همچنان گزینههای متعددی برای پیشبرد اهداف هستهای خود در اختیار دارد و چشمانداز تولید سلاح هستهای را حفظ کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
برنامه هستهای ایران که بارها هدف حملات اسرائیل و آمریکا قرار گرفته، همچنان پابرجا باقی مانده است. تأسیسات کلیدی مانند فردو، نطنز و اصفهان بخشهایی از شبکه پیچیده هستهای را شامل میشوند که ارزیابی دقیق میزان آسیب آنها، هنوز ادامه دارد. مقامهای ایران اذعان کردهاند که این مراکز آسیب جدی دیدهاند، اما تأکید دارند که ایران توان خود را در زمینه غنیسازی اورانیوم حفظ کرده و فعالیتهای هستهای همچنان دنبال میشود. هرچند برخی از مسئولان ایرانی به شدت ویرانیها اذعان میکنند، اما صحت این گفتهها زیر سؤال و امکان وجود برنامه فریب نیز مطرح است، چراکه اظهارات پیشین مسئولان، همیشه شفاف نبوده است.
بهرغم اعلام ایران مبنی بر استفاده صلحآمیز از برنامه هستهای، حجم ذخیره اورانیوم غنیشده ایران بسیار فراتر از نیازهای نیروگاهی و پزشکی متعارف است. پیش از حملات اخیر، گزارشهایی مبنی بر وجود حداقل چهارصد کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد منتشر شده بود. اگرچه تصفیه این مقدار به سطوح ۹۰ درصد برای استفاده تسلیحاتی زمانبر است، اما از همین ذخایر ۶۰ درصدی، امکان ساخت بمبهایی مشابه بمب هیروشیما وجود دارد؛ ساخت چنین سلاحی تنها به ۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای هشتاد درصد نیاز دارد.
ایران بهواسطه ذخایر فعلی، چند گزینه را پیشرو دارد که عبارت است از انتخاب مسیر سریعتر و سادهتر ساخت سلاح مبتنی بر الگوی بمب هیروشیما یا حرکت بهسمت روشهای پیچیدهتر و پیشرفتهتر انفجاری. حتی تأکید بر داشتن ذخایر غنیشده میتواند بهتنهایی اثر بازدارنده داشته باشد. تعیین میزان واقعی این ذخایر و ظرفیت سانتریفیوژهای باقیمانده، دو عامل کلیدی در تعیین آینده برنامه هستهای هستند.
در کنار اورانیوم ۶۰ درصدی، نباید میزان ذخیره اورانیوم بیستدرصدی و پنجدرصدی را نادیده گرفت. پیش از حملات، ایران ۲۷۵ کیلوگرم اورانیوم بیستدرصدی و بیش از پنجونیم تن اورانیوم پنجدرصدی در اختیار داشت. بنا بر تحلیلها، غنای بیست درصد تقریبا ۹۰ درصد مسیر فنی تا غنای تسلیحاتی را پوشش میدهد؛ بهشکلی که ذخایر مذکور میتواند برای ساخت حداقل دو بمب کافی باشد و در صورت ارتقای غنای پنج درصد نیز تولید تعداد بیشتری بمب ممکن است.
محل نگهداری دقیق این ذخایر برای سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل کماکان مجهول مانده است. سوال اصلی این است که آیا مواد زیر آوار تأسیسات تخریبشده دفن شدهاند یا پیش از حملات جابهجا و در جای دیگری نگهداری شدهاند. با توجه به نوع ذخیرهسازی اورانیوم بهصورت گاز و امکان جابهجایی ساده آن، خطر پنهانکاری و انتقال سریع این مواد بسیار بالاست و پیچیدگی رصد برنامه هستهای را دوچندان میکند.
توان سانتریفیوژهای فعال، نقش تعیینکنندهای در ادامه برنامه غنیسازی دارد. قبل از حملات، فردو ۲۷۰۰ سانتریفیوژ فعال و نطنز ۱۷ هزار سانتریفیوژ زیرزمینی و ۱۷۰۰ سانتریفیوژ رویزمینی داشت. بخشهایی از تأسیسات رویزمینی نطنز نابود شدند، اما آمار دقیق سانتریفیوژهای باقیمانده زیرزمینی مبهم است. احتمال وجود سانتریفیوژهای اعلامنشده و فعالبودن تعدادی دیگر از تجهیزات مطرح است و حتی توان بازتولید آنها وجود دارد؛ مسئلهای که خطر احیای سریع برنامه تسلیحاتی را افزایش میدهد.
دادهها نشان میدهد بخش قابلتوجهی از روند هستهای ایران خارج از نظارت بینالمللی و بهصورت مخفی انجام گرفته است. دورشدن ایران از نظارتها و افزودن به ذخایر اورانیوم و تجهیزات پیشرفته با هدف تقویت بازدارندگی و قابلیت تولید تسلیحات هستهای، روند احیای توانمندیهای هستهای این کشور را تسریع کرده است. در این میان، همکاریهای فنی و احیای همکاری احتمالی با کارشناسان خارجی، از جمله متخصصان روس که پیشتر از کشور خارج شده بودند نیز میتواند نقشآفرین باشد.
حمله به زیرساختها، هرچند ضربه قابل توجهی به ظرفیتهای ایران وارد کرده است، اما تحلیلها حاکی از آن است که بازسازی بخشهایی چون تأسیسات تبدیل گاز اورانیوم به فلز که بخشی مهم از فرآیند ساخت سلاح محسوب میشود، چندان دشوار نبوده است و تجهیزات صنعتی مذکور قابلیت جایگزینی سریع را دارند. همین امر سبب میشود که گزینه بازیابی ظرفیتهای تسلیحاتی همواره بر روی میز باقی بماند.
علاوهبر اینها، حملات اسرائیل موجب هدف قرارگرفتن متخصصان کلیدی و تأسیسات مرتبط با برنامه موشکی و رآکتورها شده است که از جمله قابلیتهای مکمل برنامه هستهای بهشمار میرود. رآکتور آبسنگین خنداب و مراکز نظامی ـ پژوهشی دیگر نیز در لیست اهداف قرار داشتهاند، اما ساختار کلی برنامه هستهای، بهویژه در بخشهای زیرزمینی و توسعه سانتریفیوژها آسیب کامل ندیده است.
تا زمانی که ساختار سیاسی فعلی در ایران برقرار باشد، چشمانداز توقف کامل این برنامه دور از نظر میرسد و ایران همچنان گزینههای متعددی پیشروی خود دارد. در چنین فضایی، گزینه حملات محدود نظامی همچنان محدودیتهای خود را دارد و اطلاعات خارجی درباره جزئیات و ابعاد واقعی برنامه هستهای ایران نیز کامل نیست. در نهایت، برنامه هستهای ایران همچون ققنوسی که از خاکستر برخاسته باشد، همچنان قابلیت احیا، بازیابی و تداوم را دارد./ منبع



