خاورمیانهداخلینظام بین‌الملل و نهادها

بررسی روابط طالبان و آمریکا در سه دهۀ اخیر

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای به‌عنوان «بررسی روابط طالبان و آمریکا در سه دهۀ اخیر» به قلم مهدی سهرابی منتشرشده در اندیشکده دیپلماسی ایرانی، تلاش دارد تحولات و پیچیدگی‌های ارتباط میان طالبان و آمریکا را از زمان ظهور این گروه تا امروز بررسی کند؛ این مقاله، منافع و چالش‌های طرفین را تبیین می‌کند و آینده این روابط را متأثر از تعاملات محدود، رقابت منطقه‌ای و الزامات ژئوپلتیک می‌داند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


در سه دهۀ اخیر، روابط طالبان و آمریکا یکی از مهم‌ترین متغیرهای ژئوپلیتیک جنوب غرب ‌آسیا بوده و همواره برای ایران اهمیت ویژه‌ای داشته است.

در دهۀ ۱۳۷۰، آمریکا با وجود اعمال فشارهای ظاهری بر طالبان، برخوردی دوگانه داشت و در ابتدا با رویکردی محتاطانه ضمن ایجاد ارتباط با این گروه، آن را میانه‌رو معرفی کرد و حمایت‌های غیرمستقیم انجام داد. آمریکا پایداری وضعیت افغانستان تحت حاکمیت طالبان را به‌منزله فرصتی برای تداوم ناامنی در منطقه و محدودکردن رقبای خود می‌دید و در پی وقایع ۱۱ سپتامبر با بهانه‌ لزوم تحویل اسامه بن لادن، به افغانستان لشکرکشی کرد و حکومت طالبان را سرنگون ساخت.

در دهه‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰، احیای طالبان و افزایش آسیب‌پذیری ائتلاف ضدتروریسم باعث شد تا طالبان راهبرد فرسایشی را در پیش گیرد و تلفات بیشتری بر نیروهای خارجی وارد کند؛ این امر زمینه‌ساز تغییر رویکرد آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به مذاکره با طالبان شد. مذاکرات صلح دوحه و امضای توافقنامه اسفند ۱۳۹۸، آغاز مرحله جدیدی بود که به تدریج نظامیان خارجی از افغانستان خارج شدند و طالبان با کمترین درگیری، بر کابل مسلط شد؛ امری که برخی آن را ناشی از بندهای پنهانی توافقنامه می‌دانند.

از مرداد ۱۴۰۰ و همزمان با خروج آمریکا و بازگشت طالبان به قدرت، رویکرد آمریکا تعامل محدود بدون شناسایی رسمی و همراه با انتقاد از عملکرد طالبان در زمینه‌هایی چون حقوق بشر و زنان بوده است. آمریکا به‌دلیل نبود جایگزین پایدار برای طالبان و برای حفظ منافع خود، کمک‌های نقدی و بشردوستانه را به افغانستان ادامه داد تا ضمن کنترل نفوذ رقبایی چون روسیه، چین و ایران، نفوذ خود را نیز حفظ کند. طالبان پس از سلطه مجدد، به‌دنبال شناسایی بین‌المللی، دستیابی به منابع مالی بلوکه‌شده، کاهش فشارهای خارجی و جذب سرمایه خارجی، به‌ویژه از آمریکا، است.

مقامات این گروه بارها آمادگی برای روابط با آمریکا را اظهار داشته‌اند و دیدارهایی نیز میان مقامات طالبان و آمریکایی در قطر انجام شده است. اختلافاتی میان رهبران طالبان درباره نوع تعامل با آمریکا وجود دارد؛ برخی همچون ملا هبت‌الله آخندزاده خواستار آمادگی برای جنگ مجددند و برخی مانند سراج‌الدین حقانی و ملا عبدالغنی برادر بر تعامل و عادی‌سازی روابط تأکید دارند. آمریکا نیز با برداشتن برخی تحریم‌ها و کاهش جایزه دستگیری برخی رهبران طالبان، همزمان سیاست تهدید و حمایت را در پیش گرفته است. چالش‌های تعمیق روابط شامل نارضایتی روسیه، چین و ایران، تشدید اختلافات درونی طالبان و احتمال پیوستن اعضای ناراضی به گروه‌هایی نظیر داعش خراسان است.

آینده روابط دو طرف وابسته به رفتار آنها و مؤلفه‌های منطقه‌ای است. سناریوهای محتمل شامل تداوم ارتباط محدود، سناریوی مثبت با رسمیت‌یافتن طالبان و انجام اصلاحات داخلی، و سناریوی منفی با قطع مناسبات و نزدیکی طالبان به روسیه و ایران یا چین است.

در جمع‌بندی، مسیر روابط طالبان و آمریکا از منازعه به مذاکره و تعامل رسیده و اگرچه چالش‌های عمده‌ای وجود دارد، تداوم تعامل محدود و مشروط کوتاه‌مدت محتمل خواهد بود و نگاه آمریکا به افغانستان همواره فراتر از مسائل صرفاً داخلی این کشور، با ملاحظات منطقه‌ای همراه است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا