ایران پس از تقابل با اسرائیل، به همسایگان خود در خلیج فارس نزدیکتر میشود؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران پس از تقابل با اسرائیل، به همسایگان خود در خلیج فارس نزدیکتر میشود؟» نوشته زوی بارئل (Zvi Bar’el) و منتشرشده در نشریه هاآرتص (Haaretz)، به بررسی پیامدهای جنگ اخیر اسرائیل و ایران، ضعفها و فرصتهای راهبردی ایران و احتمال تغییر رویکرد تهران نسبت به همکاریهای منطقهای میپردازد. در این مطلب به تأثیر این تحولات بر موقعیت ایران و چشمانداز روابط آن با همسایگان خلیجی و نقش آن در ثبات منطقه اشاره شده است. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
احمد بخشایش اردستانی نماینده مجلس ایران، با اطمینان از دوام آتشبس میان ایران و اسرائیل میگوید. دو طرف پس از جنگ تواناییهای نظامی یکدیگر را بهخوبی شناختند و همین باعث شده است که نتانیاهو مجبور به پذیرش آتشبس شود. او همچنین ضعفهای متعدد ایران در حوزه دفاع و امنیت را یادآور میشود و تأکید میکند که باید کیفیت زندگی شهروندان بهبود یابد و سیاستهای ۴۵ سال گذشته بازنگری شود. یکی از نگرانیهای مهم او نفوذ گسترده جاسوسان اسرائیلی در ایران است که آسیبهای قابل توجهی وارد کردند و بر ضرورت ایجاد تیمهای پژوهشی برای بررسی این مشکلات تأکید دارد.
ایران پیش از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ میلادی نیز خود را کشوری تهدید شده میدید؛ در شرق، هندوستان و پاکستان هستهای و افغانستان تحت حکومت طالبان و در غرب، اسرائیل با توان هستهای قرار دارد. ناوهای آمریکایی مجهز به موشکهای هستهای در خلیج فارس و اقیانوس هند حضور دارند. اگرچه ایران با چین و روسیه توافقهای راهبردی بلندمدت دارد، اما این دو قدرت بزرگ ملزم به حمایت مستقیم از ایران در صورت حمله نیستند. کمال خرازی، وزیر خارجه پیشین ایران، در سال ۲۰۰۴ تصریح کرد ایران در منطقهای پرخطر زندگی میکند و راهبردش دفاعی است و سلاحهای کشتار جمعی، از جمله هستهای، در برنامه آن جای ندارد. وی افزود ایران باید بخشی جداییناپذیر از منطقه شود و روابط معمول با کشورهای غربی برقرار کند تا رشد اقتصادی زمینه دفاع ملی را فراهم سازد.
خرازی در اکتبر ۲۰۲۲ اما موضعی تکاندهنده ارائه کرد و گفت ایران اگر با تهدید وجودی مواجه شود، ناگزیر است دکترین هستهای خود را بازنگری کند و توان تولید سلاح هستهای را دارد. این اظهارات تأثیر زیادی بر تصمیمگیرندگان اسرائیل و آمریکا گذاشت؛ زیرا نشان میداد پیشرفت به سمت تسلیحات هستهای بستگی به تصمیم آیتالله خامنهای، رهبر ایران دارد و نه صرفاً موانع تکنولوژیک یا ملاحظات ایدئولوژیک. در پی این سخنان، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشدار داد ایران در آستانه توان تولید چند بمب هستهای است، اما تصمیم نهایی آیتالله خامنهای هنوز گرفته نشده و آسیب به برنامه هستهای ایران نیز نامشخص است. با این حال، فرض بر این است که ایران قابلیت و انگیزه توسعه برنامه هستهای خود را دارد و سوال اصلی درباره رویکردی است که برای مقابله با تهدید امنیتی در پیش خواهد گرفت.
حزبالله لبنان قویترین و آموزشدیدهترین متحد ایران بود، مسلح به حدود ۱۵۰ هزار موشک و با تجربه نبردی از دهه ۸۰ میلادی تا جنگ داخلی سوریه، که نقش بازدارنده مقابل اسرائیل و آمریکا داشت و حتی قرار بود نوک حمله علیه اسرائیل باشد. اما پس از جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶، حزبالله مجبور شد سیاستی انعطافپذیر در لبنان دنبال کند تا موقعیت سیاسی خود را حفظ کرده و از برخورد خشونتآمیز داخلی جلوگیری کند. با وجود آن، بارها در خیابانهای بیروت درگیریهای خشونتآمیزی رخ داد. حزبالله توانست خود را به عنوان بخشی از دفاع ملی لبنان و مقاومت علیه اسرائیل تثبیت کند، اما باید سیاست پیچیدهای را برای حفظ نفوذش دنبال کند.
در یمن، حوثیها به نیرویی مستقل مبتنی بر منافع محلی تبدیل شدند و پیروی کامل از ایران ندارند، هرچند تهران آنها را مسلح میکند. ایران به آنها توصیه کرد در سال ۲۰۱۴ پایتخت صنعا را تصرف نکنند و جنگ تمامعیار با دولت یمن به راه نیندازند. حوثیها که به صنعت نفت عربستان و اهدافی در امارات حمله کردند، بعدها با ریاض مذاکره و سال پیش آتشبس امضا کردند. همچنین حوثیها در ماه گذشته، وقتی ترامپ تهدید کرد که تمام شلیکهای موشکی آنها را از جانب ایران میداند، با آمریکا توافق آتشبس کردند.
پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، ایران راهبرد «حلقه آتش» را تغییر داد و به گروههای متحد آزادی عمل بیشتری بر اساس شرایط هر کشور داد. حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اتحاد موقتی میان این گروهها ایجاد کرد، اما ایران فاصلهگیری کرد و حتی مجبور شد یک فرمانده ارشد سپاه قدس را از سوریه فرا بخواند، زیرا وی قصد داشت از سوریه موشک به اسرائیل شلیک کند و بشار اسد مخالفت کرده بود.
در سه سال گذشته، تهران بر توسعه روابط دیپلماتیک برای تقویت دفاعی تمرکز کرده است. ایران در تابستان ۲۰۲۲ روابطش را با امارات و یک سال بعد با عربستان از سر گرفت. همچنین تلاش کرد روابط با مصر را بهبود بخشد و دو ماه پیش، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در سفری رسمی به قاهره رفت و با عبدالفتاح السیسی دیدار کرد. ایران انتظار داشت این روابط تازه که از سوی کشورهای خلیج فارس از حمله به ایران جلوگیری میکند و به عربستان، قطر و امارات اهرم فشار علیه ترامپ میدهد، امکان تداوم مذاکرات با واشنگتن را فراهم کند و احتمال وقوع جنگ را خنثی نماید. این انتظار درست از آب درنیامد، اما به هیچ وجه احتمال همگرایی ایران و خلیج فارس را به عنوان پایهای برای ثبات منطقه منتفی نمیکند.
ممکن است اکنون، با توجه به سیاستهای ترامپ، این همگرایی نه فقط در دیالوگ آمریکایی-ایرانی بلکه در جایگاه ایران در منطقه نیز شکل بگیرد و نقش کلیدی ایفا کند./ منبع



