ناتوی عربی علیه بیبی؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ناتوی عربی علیه بیبی؟» نوشته صادق امامی در فرهیختگان منتشر شده است. این مطلب به بررسی تحول نگرش کشورهای عربی پس از حمله نظامی اخیر به قطر و تلاشهای جاری برای تشکیل یک نیروی مشترک منطقهای مشابه ناتو پرداخته و ضمن مرور پیشینه ناکام ائتلافهای پیشین، تأثیر تغییر درک تهدید از سوی این کشورها را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
قطر که میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خلیج فارس است، پس از حمله روز نهم ماه سپتامبر سال ۲۰۲۵ از سوی نزدیکترین متحد آمریکا، نسبت به امنیت خود و همسایگان هشدار داده که دیگر هیچ کشور حوزه خلیج فارس در امان نیست. این حادثه نشان داد که اسرائیل در پی حذف رهبران حماس از طریق عملیات نظامی بوده تا ضمن اثبات آمادگی برای تهاجم علیه هر تهدید، نقش هژمون منطقهای را ایفا کرده و نظم غربآسیا را به دلخواه تغییر دهد.
تجربه قطر باعث افزایش هوشیاری کشورهای عربی شده و مصر با ابتکار عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور این کشور در حال رایزنی برای تشکیل یک نیروی مشترک عربی مشابه ناتو است. هدف این نیرو، دفاع سریع از هر کشور عربی در صورت تعرض است. مصر پیشنهاد مشارکت حدود بیست هزار نیروی نظامی از ارتش خود را داده و انتظار میرود عربستان نیز سهم بالایی داشته باشد. با وجود تکثر کشورهای عربی، زمان تحقق این ایده مشخص نیست، اما مهمتر، تغییر نگرش این کشورها نسبت به تهدیدات است.
در چند دهه گذشته، آمریکا و متحدان اروپایی با ایجاد فضای تهدید، ایران را دشمن اصلی کشورهای منطقه معرفی کرده و موفقیتهایی در این مسیر داشتهاند. ایده تشکیل «ناتوی عربی» در دولت اول دونالد ترامپ، گامی مهم برای تقابل نظامی بین ایران و کشورهای عربی بود. این ائتلاف شامل عربستان، امارات، کویت، بحرین, عمان، قطر، مصر و اردن میشد. در دهه ۱۹۵۰ نیز عربها در واکنش به اسرائیل، ائتلافی کوچک ایجاد کردند که موفقیت محدودی داشت. تفاوت مهم ایده ترامپ با ائتلافهای پیشین این بود که نخست، طرح از سوی آمریکا داده شد؛ دوم، ایران به جای اسرائیل بهعنوان دشمن معرفی گردید و سوم، اسرائیل بهعنوان یکی از بازیگران اصلی ائتلاف حضور داشت.
با خروج قطر از ائتلاف عربستان علیه یمن و سپس محاصره و تحریم این کشور از سوی عربستان, امارات, بحرین و مصر، اهمیت ناتوی عربی کاهش یافت. در دوران تحریم، قطر با حمایت ایران توانست فشارها را مدیریت کند و حتی پیشنهاد داد ائتلافی پنججانبه با حضور قطر، عراق، ایران، ترکیه و سوریه تشکیل شود. این مخالفتها مانع اعلام موجودیت ناتوی عربی در آبان ماه، سال ۱۳۹۷ در واشنگتن شد.
در دولت جو بایدن نیز تلاش برای تشکیل ائتلاف منطقهای ادامه یافت و سه نشست با هدف ایجاد «ناتوی منطقهای» برگزار شد که حتی نفتالی بنت، نخستوزیر وقت اسرائیل، در یکی از آنها حضور داشت. هدف این طرح، مقابله با ایران با حضور کشورهای عربی و اسرائیل بود. اما این تلاشها تا وقوع عملیات روز هفتم ماه اکتبر مقاومت اسلامی و سپس عملیات روز نهم ماه سپتامبر به نتیجه نرسید. شکست سنگین اسرائیل در این عملیاتها، ۹ سال تلاش دو دولت ترامپ و بایدن برای عادیسازی روابط با اسرائیل را بر باد داد.
اکنون پایتختهای عربی، دشمن واقعی خود را شناختهاند و یا باید به هویت منطقهای خویش بازگردند یا آماده دریافت ضربات بعدی باشند. این کشورها گرچه تجهیزات پیشرفته غربی در اختیار دارند، اما بعید است توان و جرئت استفاده مؤثر از آنها را داشته باشند. در این میان، شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، پیشنهاد کرده که کشورهای عربی برای حفاظت از خود و حکومتهایشان از مقاومت حمایت کنند، چراکه با نابودی مقاومت، اسرائیل به سراغ آنان خواهد رفت./ منبع



