انتخاب سردبیرخارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

اروپای غربی در بحبوحه خودکشی فرهنگی است

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «اروپای غربی در بحبوحه خودکشی فرهنگی است» به قلم فئودور لوکیانوف (Fyodor Lukyanov) در راشاتودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله نشان می‌دهد که چگونه اسرائیل در سایه حمایت آمریکا از قیود دیپلماتیک و اخلاقی عبور کرده و صرفاً بر منطق «صلح از طریق قدرت» تکیه می‌کند. نویسنده استدلال می‌کند که فروپاشی راه‌حل دو‌ دولتی، کاهش مشروعیت اخلاقی اسرائیل و ترجیح قدرت بر دیپلماسی، نشانه‌هایی از افول نظم لیبرال جهانی و شکل‌گیری واقعیت چندقطبی است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


جنگ غزه و حملات اسرائیل نشان دادند که استدلال‌های اخلاقی که پیش‌تر مشروعیت اسرائیل را تقویت می‌کرد، دیگر کارکردی ندارد و جای خود را به منطق صرف قدرت داده است. حمله زمینی اسرائیل به غزه با حمایت آشکار آمریکا نشان داد که تل‌آویو کاملاً به دکترین «صلح از طریق قدرت» روی آورده است. حتی هشدارها یا توصیه‌های مقامات آمریکایی، مانند مارکو روبیو، بیشتر جنبه تاکتیکی داشته و بر سرعت عملیات تأکید کرده‌اند تا بر محدودیت‌های اخلاقی یا سیاسی.

نمونه بارز این رویکرد، حمله اسرائیل به دوحه، پایتخت قطر بود. هدف اعلام‌شده از این حمله، نابودی رهبران حماس بود، اما پس از ناکامی در دستیابی به آن، بنیامین نتانیاهو آن را به‌عنوان «پیامی هشداردهنده» معرفی کرد. پیام روشن بود: هیچ پناهگاه امنی برای دشمنان وجود ندارد و اسرائیل هیچ حقی برای دیگر کشورها در میزبانی از آنان قائل نیست. این اقدام نشان‌دهنده عبور اسرائیل از قیود دیپلماتیک سنتی و اتکا کامل به قدرت نظامی و حمایت آمریکا بود.

نشست‌های بعدی اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی در دوحه نیز، با وجود محکومیت‌ها و حتی تهدید به تعلیق اسرائیل از سازمان ملل، بیشتر جنبه نمایشی داشت. همه می‌دانند که این اقدامات غیرعملی است و اسرائیل بدون توجه به آن‌ها به مسیر خود ادامه می‌دهد، چرا که از دو پشتوانه اساسی برخوردار است: توان نظامی خود و حمایت تضمین‌شده آمریکا.

واقعیت اصلی و تلخ آن است که فلسطینی‌ها همچنان گروگان بن‌بست سیاسی هستند؛ بن‌بستی که هیچ راهکار دیپلماتیک مؤثری برای حل آن وجود ندارد. اسرائیل از حملات ۷ اکتبر حماس به‌عنوان توجیهی برای آغاز کارزارهای نظامی گسترده استفاده کرد. اگر پیش‌تر چنین اقدامات تهاجمی با محکومیت بین‌المللی مواجه می‌شد، امروز در سایه این «پوشش»، محدودیت‌ها برداشته شده است.

نتانیاهو اکنون آشکارا از جنگ در «هفت جبهه» سخن می‌گوید و حتی آماده گسترش آن است. این صرفاً تبلیغ نیست، بلکه بخشی از اهداف اعلام‌شده اسرائیل است. در چنین شرایطی، شعار «صلح از طریق قدرت» که از سوی ترامپ مطرح شده بود، در اسرائیل به خالص‌ترین شکل خود تحقق یافته است. دیگر کسی نمی‌تواند به‌طور جدی از راه‌حل دو‌ دولتی سخن بگوید؛ طرحی که همواره مبتنی بر وادارکردن اسرائیل به عقب‌نشینی سرزمینی و ایجاد یک دولت نیم‌بند فلسطینی بود، اما عملاً شکست خورده است. شکست این رویکرد اگرچه رسماً پذیرفته نشده، اما غیرقابل انکار است.

امروز محاسبات اسرائیل صرفاً برمبنای زور است. هزینه‌های انسانی، خسارات جانبی و تبعات دیپلماتیک در معادلات تل‌آویو جایی ندارد. در حالی که برتری نظامی و فناوری آن مسلم است، مخالفانش به‌شدت تضعیف شده‌اند و هیچ کشوری جرأت مداخله مستقیم ندارد. حتی بازیگران منطقه‌ای، از جمله پادشاهی‌های عرب و ترکیه، با درک توازن قوا ترجیح می‌دهند از ماجراجویی پرهیز کنند.

این شرایط برای متحدان آمریکا هم حامل یک پیام روشن است: وفاداری واشنگتن به اسرائیل، هر رابطه دیگری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. ترامپ اگرچه به‌ظاهر نتانیاهو را به‌خاطر حمله به قطر سرزنش کرد، اما هیچ اقدام عملی در پی نداشت. حتی بعید است که واشنگتن از این عملیات بی‌اطلاع بوده باشد؛ در بهترین حالت، انتخاب کرد که دخالت نکند.

این تحولات برای کشورهای حاشیه خلیج فارس آموزنده است. آنان دریافتند که صرفاً با پول نمی‌توان امنیت خرید. راهبرد خرید حمایت خارجی همچنان ادامه خواهد داشت، اما هزینه آن در جهان چندقطبی در حال ظهور افزایش یافته است.

اما آیا اسرائیل می‌تواند خود را پیروز بداند؟ از یک‌سو دشمنانش تضعیف شده‌اند و پیام بازدارندگی آشکار است: تحریک چنین همسایه‌ای پرهزینه است. اما از سوی دیگر، تکیه صرف بر قدرت نظامی اسرائیل را در وضعیت آماده‌باش دائمی برای جنگ قرار می‌دهد. شاید اسرائیل هیچ‌گاه جز این زندگی نکرده باشد، اما اکنون بیش از هر زمان دیگر بی‌اعتنایی به دیپلماسی را نشان می‌دهد، حتی در رابطه با حامی اصلی خود، ایالات متحده.

مشروعیت اخلاقی اسرائیل نیز رو به زوال است. حکومتی که به‌عنوان پناهگاه قربانیان یکی از بزرگ‌ترین فجایع تاریخ تأسیس شد، مدت‌ها از یک جایگاه خاص و استثنایی برخوردار بود. اما امروز عادت به مقایسه دائمی دشمنان با نازی‌ها برای بسیاری از افکار عمومی قانع‌کننده نیست. در بستر عملیات نظامی مداوم، این جاذبه اخلاقی رنگ باخته است.

در نهایت، اگر نزاع غرب آسیا به رقابت عریان میان قدرت‌های محلی تقلیل یابد، اسرائیل دست‌کم در حال حاضر بازیگر مسلط باقی خواهد ماند، زیرا بی‌رحم‌ترین و کارآمدترین بازیگر صحنه است. اما زبان زور نمی‌تواند برای همیشه پاسخگو باشد. این راهبرد تا زمانی کارآمد خواهد بود که نیرویی قوی‌تر ظهور کند یا اولویت‌های واشنگتن تغییر کند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا